بعد از صدای خمپاره صدای داد و هوار بچه ها بلند شد. خورده بود وسط سنگر فرماندهی. بچه ها توی سر و صورتشان میزدند و می دویدند طرف سنگر.حاج احمد گرد و خاک را پاک کرد و بلند شد کمربندش را بست بالای پاش. - چه خبرتونه؟ چیزی نشده ترکش نقلیش مال ماست داد و فریادش مال شما؟ایستاد و کارش را ادامه داد. منبع:کتاب یادگاران #داستان_نباختن_روحیه__شهدا #داستان_روحیه_جهادی_شهدا #شهید_متوسلیان