دانلود روبیکا
معراج اندیشه
به اتفاق هیئتی برای خرید یکی از سـیسـتم های موشـکی دقیق روسـی عازم شـدیم. سـامانه ای بود با برد سـیصـد کیلومتر و ضریب اطمینان بسیار بالا. این موشـک می توانسـت با کمترین اختلاف و انحرافی به هدف خودبرخورد کند. این فناوری تنها در انحصـار روسـیه قرار داشـت. مذاکرات برای خرید این موشـک به سـرانجام نرسـید؛ زیرا آنها این سـامانه را از سـالح های اسـتراتژیک و مبنایی خود می دانستند و به دلیل حساسیت ویژه ای که روسها داشتند، از دادن موشک سرباز زدند. حاج حسـن نقل میکرد من به ژنرالهای روسـی با اطمینان گفتم: که ما می توانیم به این فناوری دسـت پیدا کنیم و همانند این موشک را بسازیم که البته پوزخندی به عنوان پاسخ بر لبان ژنرال های روسی نقش بست! ایشان می گفت: زمان برگشت از سفر روسیه تمام هم و غم من این شد که نمونه ی این موشک روسی را بسازم. اما دائماً در مسـیر انجام تسـتهای موشـک اختلال به وجود می آمد! یک جای کار مشـکل داشـت. هر چه کردیم مشـکل حل نشد. نمی دانستم چه کنم برای حل این مشکل به خدا توکل کردم و به ائمه ی اطهار متوسل شدم. فکری به ذهنم رسـید به مشـهد مقدس رفتم و سـه روز در حرم حضـرت امام رضـا(ع)ماندم به ایشـان توسـل کردم و راجع به اختلال پیش آمده به تفکر مشغول شدم. از آقا کمک خواستم. بعد از سـه روز در حرم حضـرت رضـا(ع) یک دفعه موضـوعی به ذهنم رسـید. احسـاس کردم راه حل این مشـکل اسـت طرحی در ذهنم جرقه زد که ساده و زیبا بود. حاج حسن می گفت »زیارت« خودم را تکمیل کردم و سریع برگشتم. دفتر چه نقاشـی دخترم را گرفتم و آنچه را که در ذهنم بود ترسـیم کردم بعد از بازگشـت از مشـهد این طرح را مدل سازی کردیم. به لطف خدا و عنایات امام رضا جواب گرفتیم بالاخره مشکل حل شد. مدتی گذشت حاج حسن نتایج کاری را که انجام داده بود بر روی رایانه به من نشان داد.واقعاً غرور آفرین بود. موشـک سـاخته شـده توسـط جهاد خود کفایی سـپاه در مقایسـه با مدل روسـی آن در بعضـی ویژگیها بسـیار برتر بود. همه ی اینها برای این بود که ایشـان در ر سـیدن به اهداف خود اهل توکل به خدا و توسـل به ائمه بود.
منبع: کتاب کبوتران حرم

#داستان_توسل_امام_رضا_شهدا (برای موشکی)
#شهید_طهرانی_مقدم
#ناب
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA