دانلود روبیکا
معراج اندیشه
برادر و پسر خاله اش در فرورفتگی عقب فولکس جا گرفته بودند. سه تا از پیرزنهای فامیل نشسته بودند ردیف وسط. یکیشان نابینا بود و دو تای دیگر مریض احوال. همسر و بچه هایش هم جلو بودند کی فکر می کرد داخل همچین ماشینی اسلحه جاسازی کرده باشند؟پلیس راه با غُرغر پیرزن ها کلا از خیر بازرسی گذشت.
منبع:کتاب یادگاران
#داستان_تکلیف_گرایی_علما (گذاشتن از همه چیز)
#داستان_شجاعت_علما
#سید_علی_اکبر_ابوترابی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA