دانلود روبیکا
معراج اندیشه
ابن سـکیت، معلم بزرگ دوران اهل بیت(علیهم السلام) متهم بود که شـیعه اسـت اما چون بسـیار فاضـل و عالم بود،
متوکل او را به عنوان معلم فرزندانش انتخاب کرد. یک روز بچه های متوکل به حضـورش آمدند و ابن سـکیت امتحانی از آنها به عمل آورد. آنها به خوبی از عهده ی امتحان برآمدند، متوکل ضـمن اظهار رضـایت از ابن سـکیت و شـاید به خاطر سـابقه ی ذهنی که از او داشـت که شـنیده بود تمایل به شیعه دارد از ابن سکیت سؤال مهمی پرسید. متوکل گفت این دو فرزند من پیش تو محبوب ترند یا حسن و حسین فرزندان علی؟ شـاید هر کس جای او بود تقیه میکرد اما ابن سـکیت از این جمله و از این مقایسـه بسـیار عصـبانی شـد. خونش به جوش آمد با خود گفت: کار این مرد مغرور به جایی رسـیده اسـت که فرزندان خود را با حسـن و حسـین مقایسـه می کند. این تقصیر من است که تعلیم آنها را بر عهده گرفته ام. او درجواب متوکل گفت این چه مقایسه ای است که می کنی؟ بچه های خود را با دو امام بزرگ مقایسه می کنی؟! به خدا قسـم قنبر غالم علی به مراتب از این دو پسـر و از پدر شـان نزد من محبوب تر اسـت. متوکل در همان مجلس دستور داد زبان ابن سکیت را از حلقومش در آوردند و او را به شهادت رساندند.
منبع:کتاب فدائیان ولایت
#داستان_شجاعت_شهدا
#استقامت_در_راه_دین_شهدا
#ابن_سکیت
#ناب
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA