دانلود روبیکا
معراج اندیشه
پنجشـنبه ها که سـاعت کار آقای بهشـتی زودتر از روزهای دیگر به پایان می رسـید ایشـان از سـازمان کتابهای درسـی به منزل می آمدند و پس از لحظاتی به بیرون میرفتند و خرید یک هفته منزل را انجام میدادند. برای نمونه وقتی گوشـت میخریدند اصـرار داشـتند گوشـت را خودشـان قسـمت قسـمت کنند و هرچه خانمشـان اصـرار میکرد شـما خسـته هسـتید و کـار داریـد بگـذاریـد مـا این کـار را بکنیم می گفتنـد: »نـه، من هم بـایـد در خـانـه کـاری انجـام بـدهم. همـه کـارهـا را کـه نبـایـد شما بکنید من هم باید در کارخانه سهمی داشته باشم.
منبع:کتاب عبای سوخته
#داستان_همسرداری_شهدا
#شهید_سید_محمد_بهشتی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA