تو دل عملیات با آن همه گلوله و خمپاره منتظر منور بود.منور که شلیک شد، همه خیز رفتند اما او که تا خاموش شدن منور چند دقیقه ای فرصت داشت با آرامش اسلحه را زمین گذاشت و کتاب درسی اش را از کوله پشتی در آورد و شروع کرد به مطالعه..... تو دل عملیات منتظر منور بود.... منبع: کتاب بچه های محله تو و من