دانلود روبیکا
معراج اندیشه
زبانش زخم شده بود‌.طلبه ای بود قطع نخاعی وسط امتحانات مرخصی میخواست. گفتم: الان چرا؟خیلی حیفه.
گفت: از خانواده ام خجالت میکشم که دائما به آنها بگویم کتاب را برایم ورق بزنید، برای همین با زبانم ورق میزنم ولی الان دیگر زبانم زخم شده است.
منبع: کتاب بچه های محله ی تو و من

#داستان_درس_خواندن
#داستان_سخت_کوشی
#حوزه_علمیه
#ناب
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA