دانلود روبیکا
معراج اندیشه
روز تاسوعا، سه سال، سه سال و نیمش بود.
من توی روضه نشسته بودم.مصطفی میره دم در خانه. بعد با یه موتور تصادف می کنه و موتور بهش می زنه.اومدن به من گفتند که مصطفی کشته شد.من جلوی کتیبه های روضه نشسته بودم. کتیبه های حضرت ابالفضل العباس(ع).به آقا حضرت ابالفضل گفتم: آقاجان این پسر سرباز خودتون هست. شما جانش را حفظ کنید تا من در آینده مصطفی را سرباز شما قرار بدهم.این اتفاق دقیقا ده دقیقه، یه ربع قبل از اذان ظهر روز تاسوعا اتفاق افتاد.
**
سال ها گذشت.
مصطفی ده دقیقه یه ربع قبل از اذان ظهر روز تاسوعا در سوریه به شهادت رسید.
منبع: مستند نذر عباس

#داستان_توسل_به_حضرت_عباس_شهدا
#شهید_صدر_زاده
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA