⟮❪ جانِ جانانم ⤿ ؛ تو اتفاقی نبودی، تو معجزهای بودی که در دقیقهی نودِ ناامیدی هایم سر رسید. شدی همان خانهای که دلم در آن بعد از سالها آوارگی، بالاخره جایی برای ایستادن پیدا کرد. شدی امنترین پناه برای خستگیهایم، شدی همان فکری که اولین بار در صبح و آخرین بار قبل از خواب، بیاجازه از ذهنم عبور میکند. شدی دلیلِ بی بهانه خندیدنهایم، شدی آن نوری که تاریکی های دور و برم را بیفروغ کرد؛ انگار تکهای از پازلِ وجودم بودی که سالها گم شده بود و حالا با تو، این قابِ زندگیام بالاخره کامل شد. - همنفسِ من ⤿ ؛ بودنِ تو، مثلِ هوای تازه است برای کسی که نفس کم آورده. حتی وقتی دستانت دور است، گرمایِ یادت، سرمایِ دلتنگی را از جانم میگیرد. من با تو بزرگ شدم، با تو دوباره متولد شدم و با تو یاد گرفتم که چقدر دوست داشتنِ یک نفر میتواند زندگی را زیباتر کند. همیشه باش ، حتی اگر از من دوری، همین که هستی کافیست ؛ تو همان خوبِ منی، همان آرامشی که نمیخواهم با هیچ طوفانی عوضش کنم. تو تمامِ من هستی؛ دار و ندارِ این دلِ بیقرارم 🤍ring.! ❫⟯