۱۲ اسفند
لبخندسبز(گردشگری با طعم لبخند)
روزنگار روز اول جنگ دور دوم
مهدی صالحی
تمام این موارد مشاهدات میدانی نگارنده است بدون دخل و تصرف
امروز زمان انفجار در میدان انقلاب بودم و داشتم میرفتم سمت اتوبوس که بروم خیابان قصرالدشت برای درست کردن موتور ظرف شویی با دو صحنه جالب روبرو شدم
همین که صدای انفجارها آمد و مطمئن شدیم که دعوا شروع شده حدود ده ثانیه بعد از اتفاقات یک بنده خدایی تو خیابان زنگ زد به دوستش که محمد بعد از ظهر نرو باشگاه ثبت نام کن پاستور را زدند یعنی اولین نفری که زنگ زده خانواده نبوده به رفیقش که نرو باشگاه 🤣🤣🤣
اما امروز یکی را دیدم از خودم ریلکس تر یک خانمی مسنی بود از من پرسید اتوبوس های قصرالدشت کجاست
گفتم همینجا
گفت آقا دیدی زدن
گفتم آره دیگه جنگ شد
گفت بچه ام تو خیابون پاستور کار میکنه
گفتم این اتوبوس پاستور نمیره
گفت نه دارم میرم خونه
چه دل بزرگی داشت و چه اعصابی
شاید با پسرش حرفش شده gringrin
متاسفانه اتوبوس نیامد و مجبور شدم برگردم منزل چون امروز مرخصی استعلاجی داشتم 🫣🤣🤣
به سمت خانه حرکت کردم تو مسیر مردم را دیدم همه خوب انگار نه انگار خبری است
بعضیها تو صف نانوایی بودند و نان بربری می گرفتند ولو اینکه این وقت صبح در ماه رمضان خرید نان بربری برای افطار از اوجب واجبات است فقط چون بیات میشه الان میخورند ولی نکته کنکوری صف بود که خدا را شکر موشک هم به آن کارگر نیست
چند نفر از کسبه محترم داشتند افطار می کردند چون به وقت یک جای این دنیا اذان مغرب را داده بودند حالا درست الان تو تهران ساعت ۹:۴۶ دقیقه صبح است
بچه مدرسهای ها هم خوشحال از اینکه مدرسه تعطیل شده چون می گفتند دیدی چی شد شانس آوردم تقلب ها را جا گذاشته بودم یعنی امتحان می گرفت آبروم میرفت
رفیقش گفت: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
اون یکی گفت نه اینکه نمرات بالایی میگیری با تقلب ۱۳
از همه جالبتر همسایه دیوار به دیوار همسایه دیوار به دیوار مان است یعنی بین ما و ایشان یک ساختمان فاصله است که حدود ساعت ۱۰ صبح دیدم از بازار میوه و تره بار آمده و در دستش تعداد قابل توجهی در حد ۳ کیلو گرم سیب زمینی متوسط، گوجه فرنگی، قارچ و فلفل بود از آنجا که اسم یادم نمی ماند گفتم آقا جان بازار روز بودی تو این اوضاع
گفت آره تا صدای بمب را شنیدم رفتم خرید چون جمع کردیم بریم شمال اینها را برای کباب می خواهم دفعه پیش نداشتیم خیلی اذیتم شدیم.
یعنی منقل، زغال، سیخ و جوجه منجمد جزو کوله بحران بوده و فقط سیب زمینی و گوجه کم داشت که با صدای هواپیما رفته خریده
رسیدم منزل و رفتم سراغ کوله بحران هابی که خودمان آمادهسازی کرده بودیم یکی از آنها که برای دخترم است خیلی بزرگ ولی سبک بود.
به آن دست زدم صدای خش خش داد درش را که باز کردم پر بود از چیپس و پفک و انواع خوراکی صدایش کردم این چیه گفت ببین گرسنه باشی این به کارت میاد نه سند خونه
دیدم درست میگه گذاشتم کنار در ورودی یعنی اول این بعد کوله مدارک و مستندات یک عمر زندگی و تلاش
تا روزنگار بعدی برایتان سلامتی می خواهم
مهدی صالحی
تمام این موارد مشاهدات میدانی نگارنده است بدون دخل و تصرف
امروز زمان انفجار در میدان انقلاب بودم و داشتم میرفتم سمت اتوبوس که بروم خیابان قصرالدشت برای درست کردن موتور ظرف شویی با دو صحنه جالب روبرو شدم
همین که صدای انفجارها آمد و مطمئن شدیم که دعوا شروع شده حدود ده ثانیه بعد از اتفاقات یک بنده خدایی تو خیابان زنگ زد به دوستش که محمد بعد از ظهر نرو باشگاه ثبت نام کن پاستور را زدند یعنی اولین نفری که زنگ زده خانواده نبوده به رفیقش که نرو باشگاه 🤣🤣🤣
اما امروز یکی را دیدم از خودم ریلکس تر یک خانمی مسنی بود از من پرسید اتوبوس های قصرالدشت کجاست
گفتم همینجا
گفت آقا دیدی زدن
گفتم آره دیگه جنگ شد
گفت بچه ام تو خیابون پاستور کار میکنه
گفتم این اتوبوس پاستور نمیره
گفت نه دارم میرم خونه
چه دل بزرگی داشت و چه اعصابی
شاید با پسرش حرفش شده gringrin
متاسفانه اتوبوس نیامد و مجبور شدم برگردم منزل چون امروز مرخصی استعلاجی داشتم 🫣🤣🤣
به سمت خانه حرکت کردم تو مسیر مردم را دیدم همه خوب انگار نه انگار خبری است
بعضیها تو صف نانوایی بودند و نان بربری می گرفتند ولو اینکه این وقت صبح در ماه رمضان خرید نان بربری برای افطار از اوجب واجبات است فقط چون بیات میشه الان میخورند ولی نکته کنکوری صف بود که خدا را شکر موشک هم به آن کارگر نیست
چند نفر از کسبه محترم داشتند افطار می کردند چون به وقت یک جای این دنیا اذان مغرب را داده بودند حالا درست الان تو تهران ساعت ۹:۴۶ دقیقه صبح است
بچه مدرسهای ها هم خوشحال از اینکه مدرسه تعطیل شده چون می گفتند دیدی چی شد شانس آوردم تقلب ها را جا گذاشته بودم یعنی امتحان می گرفت آبروم میرفت
رفیقش گفت: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
اون یکی گفت نه اینکه نمرات بالایی میگیری با تقلب ۱۳
از همه جالبتر همسایه دیوار به دیوار همسایه دیوار به دیوار مان است یعنی بین ما و ایشان یک ساختمان فاصله است که حدود ساعت ۱۰ صبح دیدم از بازار میوه و تره بار آمده و در دستش تعداد قابل توجهی در حد ۳ کیلو گرم سیب زمینی متوسط، گوجه فرنگی، قارچ و فلفل بود از آنجا که اسم یادم نمی ماند گفتم آقا جان بازار روز بودی تو این اوضاع
گفت آره تا صدای بمب را شنیدم رفتم خرید چون جمع کردیم بریم شمال اینها را برای کباب می خواهم دفعه پیش نداشتیم خیلی اذیتم شدیم.
یعنی منقل، زغال، سیخ و جوجه منجمد جزو کوله بحران بوده و فقط سیب زمینی و گوجه کم داشت که با صدای هواپیما رفته خریده
رسیدم منزل و رفتم سراغ کوله بحران هابی که خودمان آمادهسازی کرده بودیم یکی از آنها که برای دخترم است خیلی بزرگ ولی سبک بود.
به آن دست زدم صدای خش خش داد درش را که باز کردم پر بود از چیپس و پفک و انواع خوراکی صدایش کردم این چیه گفت ببین گرسنه باشی این به کارت میاد نه سند خونه
دیدم درست میگه گذاشتم کنار در ورودی یعنی اول این بعد کوله مدارک و مستندات یک عمر زندگی و تلاش
تا روزنگار بعدی برایتان سلامتی می خواهم
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ اسفند
لبخندسبز(گردشگری با طعم لبخند)
#جنگی_نوشت
نمکی آوی نمکی
رویی شکسته
هواپیما سوخته
دمپایی پاره
آهن، مفرغ، مس
میخریم
نفتکش سوراخ شده
اثاث خونه
کولر
یخچال
گاز
میخریم
ناو داغون شده
به شرط داشتن عرشه
با آبکش عوض میکنیم
نمکی
آوی نمکی...
✍🏻 مهدی صالحی
نمکی آوی نمکی
رویی شکسته
هواپیما سوخته
دمپایی پاره
آهن، مفرغ، مس
میخریم
نفتکش سوراخ شده
اثاث خونه
کولر
یخچال
گاز
میخریم
ناو داغون شده
به شرط داشتن عرشه
با آبکش عوض میکنیم
نمکی
آوی نمکی...
✍🏻 مهدی صالحی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ اسفند
لبخندسبز(گردشگری با طعم لبخند)
#جنگی_نوشت
«حمله آمریکا به یک رستوران مرغ سوخاری در تهران»
توییت ترامپ: ما برای آزادی همه تلاش میکنیم حتی مرغها.
ربع پهلوی سابق نیم سوت فعلی در توییتی از این حمله حیوان دوستانه ترامپ تشکر کرد و نوشت: به امید آزادی تمام مرغهای اسیر در رستورانها.
✍🏻 مهدی صالحی
«حمله آمریکا به یک رستوران مرغ سوخاری در تهران»
توییت ترامپ: ما برای آزادی همه تلاش میکنیم حتی مرغها.
ربع پهلوی سابق نیم سوت فعلی در توییتی از این حمله حیوان دوستانه ترامپ تشکر کرد و نوشت: به امید آزادی تمام مرغهای اسیر در رستورانها.
✍🏻 مهدی صالحی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ اسفند
لبخندسبز(گردشگری با طعم لبخند)
وقتی می گوییم فیلم ها برای سرگرمی نیست منظورم این است آن زمان گفتم که این جنگ ایران است و تنها منتقد در دنیا بودم که چنین حرفی زدم چون همه می گفتند این اوکراین و روسیه است
این نقد را از لینک زیر ببینید
https://www.aparat.com/v/ojj4fn0
این نقد را از لینک زیر ببینید
https://www.aparat.com/v/ojj4fn0
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA6دنبال کننده
گردشگری همراه با لبخند.
لابلای نوشتهها ، مطلب جدی هم داریم بگردید پیدا می کنید
معرفی جاذبه های گردشگری همراه با چاشنی طنز و لبخند البته تا جایی که بشود .
پایگاه خبری گردشگری لبخند سبز
مشاهده کانال پیامرسانلابلای نوشتهها ، مطلب جدی هم داریم بگردید پیدا می کنید
معرفی جاذبه های گردشگری همراه با چاشنی طنز و لبخند البته تا جایی که بشود .
پایگاه خبری گردشگری لبخند سبز