۳ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
سید علیرضا آلداود در برنامه زنده جنگ رمضان شبکه خبر ۱ فروردین ۱۴۰۵:
ایران اینترنشنال شبکه تروریستی رسانهای است
بازتاب رسانهای پیام نوروزی رهبر سوم انقلاب اسلامی امام خامنهای حفظه الله بسیار وسیع بود و باعث عصبانیت دشمن و ضدانقلاب شد.
ترامپ در روزهای اول جنگ به ۲ نیروی دریایی و هوایی خود میبالید که امروز ناوهایش در حال فرار هستند و پس از هدف گرفته شدن هواپیمای پیشرفته F35 هم ضعفهایش مشخص شد.
نباید اجازه دهیم جامعه به سمت قطبی شدن و ناامیدی پیش برود.
ما باید بازوهای رسانهای کشور در جهاد تبیین و امید باشیم.
شبکه تروریستی اسرائیل اینترنشنال آبروی تمام رسانههای دنیا را با دروغگویی برده است.
باید این شبکه تروریستی دروغ پراکن مانند پایگاههای ارتش تروریست آمریکا و رژیم صهیونی بمباران شود.
پیام نوروزی امام خامنهای منتج به بیداری ملت ما شده است و ادامه این بیداری در گرو جهاد تبیین درست ماست.
ملت ما در ایام اخیر بخصوص ۲ روز آخر سال گذشته برنده جنگ ارادهها و روایتها بوده است و ما باید این حضور را تا شکست دشمن ادامه دهیم.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
ایران اینترنشنال شبکه تروریستی رسانهای است
بازتاب رسانهای پیام نوروزی رهبر سوم انقلاب اسلامی امام خامنهای حفظه الله بسیار وسیع بود و باعث عصبانیت دشمن و ضدانقلاب شد.
ترامپ در روزهای اول جنگ به ۲ نیروی دریایی و هوایی خود میبالید که امروز ناوهایش در حال فرار هستند و پس از هدف گرفته شدن هواپیمای پیشرفته F35 هم ضعفهایش مشخص شد.
نباید اجازه دهیم جامعه به سمت قطبی شدن و ناامیدی پیش برود.
ما باید بازوهای رسانهای کشور در جهاد تبیین و امید باشیم.
شبکه تروریستی اسرائیل اینترنشنال آبروی تمام رسانههای دنیا را با دروغگویی برده است.
باید این شبکه تروریستی دروغ پراکن مانند پایگاههای ارتش تروریست آمریکا و رژیم صهیونی بمباران شود.
پیام نوروزی امام خامنهای منتج به بیداری ملت ما شده است و ادامه این بیداری در گرو جهاد تبیین درست ماست.
ملت ما در ایام اخیر بخصوص ۲ روز آخر سال گذشته برنده جنگ ارادهها و روایتها بوده است و ما باید این حضور را تا شکست دشمن ادامه دهیم.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۴ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
مذاکره فریب، اقتدار ایران
✍ سید علیرضا آلداود
مذاکرهای که در میانه جنگ نظامی تروریستهای آمریکایی و صهیونی به ایران آنهم توسط فرد فاسد و دروغگویی مانند ترامپ پیشنهاد یا تبلیغ میشود، ذاتاً مذاکره نیست؛ پوششی برای مدیریت افکار عمومی و خرید زمان عملیاتی است آنهم وقتی دست برتر در دست ایران قوی است. وقتی طرف مقابل همزمان با زبان دیپلماسی، میدان را با حمله و تهدید گرم نگه میدارد، هدفش نه حل مسئله بلکه شکستن تمرکز تصمیمگیری، ایجاد دوگانگی داخلی و انتقال هزینه جنگ به روان جامعه است. در چنین وضعی، دعوت به گفتوگو میتواند یک دام شناختی باشد یعنی القای این گزاره که ایران برای توقف بحران باید کوتاه بیاید، در حالیکه منشأ بحران خودِ مهاجم است و سازوکار فشار هنوز فعال است.
تهدیدات ترامپ علیه ایران نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل خواندن است. نمایش قدرت برای اثرگذاری رسانهای نه تصمیم قطعی برای ورود به هزینههای واقعی جنگ. برجستهترین نشانهاش عقبنشینیهای مکرر او از تهدید هدفگیری زیرساختهای ایران است؛ تهدیدی که بارها تکرار شد اما هر بار با تغییر لحن، جابهجایی موضوع، شرطگذاریهای تازه یا عقبگرد تاکتیکی بیاثر شد تا جایی که میتوان از چندین بار عقبنشینی او از همان خط تهدید سخن گفت. این رفتوبرگشتها نشان میدهد آنچه دنبال میشود بیشتر ترساندن بازار، ایجاد اضطراب در افکار عمومی و ساختن تصویر خیالی از تسلط است؛ زیرا ورود واقعی به تخریب زیرساختها، تبعات منطقهای و جهانی دارد و هزینهاش از توان مانور تبلیغاتی بالاتر است درست آنچه ایران در این ایام انجام داده است یعنی در صورت حماقت آمریکا در چند دقیقه تمام زیرساختهای کشورهای هدف موشک باران خواهند شد.
از سوی دیگر، وقتی ایران با حملات سریع و پاسخهای موثر دست برتر میگیرد، معادله مذاکره نیز تغییر میکند، گفتوگو نه یک نیاز اضطراری بلکه تنها یک گزینه از موضع قدرت میشود. اگر قرار بر مذاکره باشد، باید با بیاعتمادی کامل به آمریکا، با راستیآزمایی سخت، ضمانتهای اجرایی روشن، زمانبندی دقیق و پذیرش همه شروط ایران از سوی طرف مقابل انجام شود؛ نه بر اساس وعده، نه با تعلیق تهدید و نه با توقف یکطرفه. در این نگاه، مذاکره صرفاً زمانی معنا دارد که به تثبیت دستاوردهای میدانی و تبدیل فشار دشمن به هزینه سیاسی برای خود او منجر شود، نه اینکه به دریچهای برای تکرار فریب، فرسایش داخلی و بازتولید جنگ در شکل جدید تبدیل گردد.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
✍ سید علیرضا آلداود
مذاکرهای که در میانه جنگ نظامی تروریستهای آمریکایی و صهیونی به ایران آنهم توسط فرد فاسد و دروغگویی مانند ترامپ پیشنهاد یا تبلیغ میشود، ذاتاً مذاکره نیست؛ پوششی برای مدیریت افکار عمومی و خرید زمان عملیاتی است آنهم وقتی دست برتر در دست ایران قوی است. وقتی طرف مقابل همزمان با زبان دیپلماسی، میدان را با حمله و تهدید گرم نگه میدارد، هدفش نه حل مسئله بلکه شکستن تمرکز تصمیمگیری، ایجاد دوگانگی داخلی و انتقال هزینه جنگ به روان جامعه است. در چنین وضعی، دعوت به گفتوگو میتواند یک دام شناختی باشد یعنی القای این گزاره که ایران برای توقف بحران باید کوتاه بیاید، در حالیکه منشأ بحران خودِ مهاجم است و سازوکار فشار هنوز فعال است.
تهدیدات ترامپ علیه ایران نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل خواندن است. نمایش قدرت برای اثرگذاری رسانهای نه تصمیم قطعی برای ورود به هزینههای واقعی جنگ. برجستهترین نشانهاش عقبنشینیهای مکرر او از تهدید هدفگیری زیرساختهای ایران است؛ تهدیدی که بارها تکرار شد اما هر بار با تغییر لحن، جابهجایی موضوع، شرطگذاریهای تازه یا عقبگرد تاکتیکی بیاثر شد تا جایی که میتوان از چندین بار عقبنشینی او از همان خط تهدید سخن گفت. این رفتوبرگشتها نشان میدهد آنچه دنبال میشود بیشتر ترساندن بازار، ایجاد اضطراب در افکار عمومی و ساختن تصویر خیالی از تسلط است؛ زیرا ورود واقعی به تخریب زیرساختها، تبعات منطقهای و جهانی دارد و هزینهاش از توان مانور تبلیغاتی بالاتر است درست آنچه ایران در این ایام انجام داده است یعنی در صورت حماقت آمریکا در چند دقیقه تمام زیرساختهای کشورهای هدف موشک باران خواهند شد.
از سوی دیگر، وقتی ایران با حملات سریع و پاسخهای موثر دست برتر میگیرد، معادله مذاکره نیز تغییر میکند، گفتوگو نه یک نیاز اضطراری بلکه تنها یک گزینه از موضع قدرت میشود. اگر قرار بر مذاکره باشد، باید با بیاعتمادی کامل به آمریکا، با راستیآزمایی سخت، ضمانتهای اجرایی روشن، زمانبندی دقیق و پذیرش همه شروط ایران از سوی طرف مقابل انجام شود؛ نه بر اساس وعده، نه با تعلیق تهدید و نه با توقف یکطرفه. در این نگاه، مذاکره صرفاً زمانی معنا دارد که به تثبیت دستاوردهای میدانی و تبدیل فشار دشمن به هزینه سیاسی برای خود او منجر شود، نه اینکه به دریچهای برای تکرار فریب، فرسایش داخلی و بازتولید جنگ در شکل جدید تبدیل گردد.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۴ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
سید علیرضا آلداود در برنامه زنده جنگ رمضان ۴ فروردین:
دشمن از حضور مردم در میدان بیشتر از موشکهای ما میترسد
رژیم های تروریست آمریکا و صهیونی پس از شکست هایشان در جنگ سخت، رو به جنگ روانی و رسانهای آوردهاند و اینکه ترامپ در هنگام اقتدار ما در زمانیکه آسمان سرزمینهای اشغالی و پادگانهای آمریکا برای ما باز است و قادر به رهگیری موشکهای ما نیست روبه تهدید میآورد و عقب نشینی میکند، از ضعفش است.
بسیاری از رسانههای آمریکایی و بین المللی این تهدیدات ترامپ را بلوف میدانند.
اینکه دشمن رو به تولید خبر جعلی میآورد، نیاز آنها به اینست که یک تأیید مبنی بر کم آوردن ایران در جنگ داشته باشند تا سرپوشی بر شکست هایشان باشد.
دشمن از حضور مردم در میدان بیشتر از موشکهای ما میترسد و این قدرت شناختی ملت ایران است.
دشمن با ایران مشکل دارد نه فقط با جمهوری اسلامی.
هدف گرفتن یک فرهنگسرای مرتبط با کودک و نوجوان در شهرری اوج عجز و استیصال دشمن است.
دشمن به دنبال شکستن انسجام داخلی، ایجاد شکاف بین دولت و ملت، اختلاف افکنی و قطبی سازی جامعه ماست.
نگاه مردم و مسئولان عزیز کشور به نگاه امام سید مجتبی خامنهای حفظه الله است.
این جنگ در حوزههای سخت، نیمه سخت و نرم به آمریکا و همپیمانانش نشان داد با یک ابرقدرت جدید در عالم روبرو هستند و آن ایران اسلامی است.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
دشمن از حضور مردم در میدان بیشتر از موشکهای ما میترسد
رژیم های تروریست آمریکا و صهیونی پس از شکست هایشان در جنگ سخت، رو به جنگ روانی و رسانهای آوردهاند و اینکه ترامپ در هنگام اقتدار ما در زمانیکه آسمان سرزمینهای اشغالی و پادگانهای آمریکا برای ما باز است و قادر به رهگیری موشکهای ما نیست روبه تهدید میآورد و عقب نشینی میکند، از ضعفش است.
بسیاری از رسانههای آمریکایی و بین المللی این تهدیدات ترامپ را بلوف میدانند.
اینکه دشمن رو به تولید خبر جعلی میآورد، نیاز آنها به اینست که یک تأیید مبنی بر کم آوردن ایران در جنگ داشته باشند تا سرپوشی بر شکست هایشان باشد.
دشمن از حضور مردم در میدان بیشتر از موشکهای ما میترسد و این قدرت شناختی ملت ایران است.
دشمن با ایران مشکل دارد نه فقط با جمهوری اسلامی.
هدف گرفتن یک فرهنگسرای مرتبط با کودک و نوجوان در شهرری اوج عجز و استیصال دشمن است.
دشمن به دنبال شکستن انسجام داخلی، ایجاد شکاف بین دولت و ملت، اختلاف افکنی و قطبی سازی جامعه ماست.
نگاه مردم و مسئولان عزیز کشور به نگاه امام سید مجتبی خامنهای حفظه الله است.
این جنگ در حوزههای سخت، نیمه سخت و نرم به آمریکا و همپیمانانش نشان داد با یک ابرقدرت جدید در عالم روبرو هستند و آن ایران اسلامی است.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
اخبار جعلی؛ سلاحی خطرناکتر از بمب هستهای
✍ سید علیرضا آلداود
اخبار جعلی در بسیاری از موقعیتها میتواند از بمب هستهای خطرناکتر باشد، چون بهجای تخریب یک نقطه، «قوه تشخیص» یک ملت را هدف میگیرد و آرامآرام اعتماد، همبستگی و قدرت تصمیمگیری جمعی را فرسایش میدهد. بمب، اثر آنی و قابل مشاهده دارد؛ اما خبر جعلی میتواند بدون صدا و دود، ترس، نفرت، یأس یا بیاعتمادی را تکثیر کند و جامعه را بهسمت واکنشهای هیجانی و هزینهزا سوق دهد. در عصر هوش مصنوعی، این خطر چندبرابر شده است. تولید انبوه متن، تصویر و ویدئوی ساختگی با کیفیت بالا باعث میشود مرز بین واقعیت و روایتِ دستکاریشده باریک شود و دشمن بتواند همزمان چند واقعیت موازی بسازد؛ واقعیتهایی که هدفشان نه اطلاعرسانی، بلکه هدایت رفتار عمومی است.
در جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی ضد ایران، میدان نبرد فقط آسمان و زمین نیست؛ بلکه ذهن مردم هم میدان اصلی است. رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی در کنار فشارهای نظامی و امنیتی، با عملیات شناختی - رسانهای و ساخت اخبار جعلی تلاش میکنند روحیه عمومی را بشکنند، اعتماد مردم به نهادهای رسمی و حتی به یکدیگر را کاهش دهند، و هزینه مقاومت را در داخل افزایش دهند. شایعات درباره فروپاشی نظام سیاسی و اقتصادی قریبالوقوع، اختلافات ساختگی در سطوح تصمیمگیری، خبرسازی درباره حملات بزرگِ در راه یا پخش تصاویر و ویدیوهای قدیمی با عنوان همین الان نمونههایی از تاکتیکهایی است که برای ایجاد آشفتگی، صفبندی داخلی و خطای محاسباتی طراحی میشود. در جنگ شناختی، هدف این نیست که شما حقیقت را ندانید؛ هدف این است که آنقدر روایتهای متناقض ببینید که دیگر به امکان شناخت حقیقت هم بیاعتماد شوید.
در چنین شرایطی برای شناسایی اخبار جعلی در عصر هوش مصنوعی، چند قاعده ساده اما حیاتی وجود دارد.
اول، منبع را بررسی کنید: حسابهای بیهویت و جعلی، کانالهای تازهتأسیس، رسانههای زنجیرهای با سابقه خطا یا صفحاتی که فقط هیجان تولید میکنند قابل اتکا نیستند؛ خبر معتبر معمولاً قابل پیگیری است (نام خبرنگار، زمان، مکان، سند، و امکان راستیآزمایی).
دوم، دنبال نشانههای دستکاری پیام باشید: تیترهای بسیار احساسی، واژههای قطعی مثل «حتماً»، «فوریِ فوری» و ... یا درخواست برای بازنشر سریع، اغلب ابزار تحریک هستند نه اطلاعرسانی.
سوم، با چند منبع مستقل مقایسه کنید و از خود بپرسید آیا رسانههای مختلف با گرایشهای متفاوت هم همین ادعا را تأیید کردهاند یا فقط یک شبکه همصدا آن را تکرار میکند.
چهارم، در مورد تصاویر و ویدیوها محتاطتر باشید: در عصر کنونی امکان ساخت دیپفیک، صداگذاری و مونتاژ بالا رفته؛ تاریخ انتشار، مکان، کیفیت غیرطبیعی صدا/لبها، سایهها، نوشتههای روی تصویر، و برداشتهای بریدهبریده را بررسی کنید و اگر میتوانید از جستوجوی معکوس تصویر یا بررسی فریمهای ویدیو کمک بگیرید.
در پایان، مهمترین سپر دفاعی، «آرامسازی تصمیم است یعنی در جنگ شناختی، عجله همان تله است. قبل از باور یا بازنشر، چند دقیقه مکث کنید، از خود بپرسید این خبر چه احساسی در من ایجاد میکند و چه کسی از انتشارش سود میبرد. اگر خبری شما را به ترس شدید، خشم ناگهانی یا نفرت فوری میکشاند، احتمال عملیات شناختی و روانی در آن بالاتر است. یادمان باشد در جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی ضد ایران عزیز، بخشی از پروژه فشار این است که مردم ایران را با موج شایعه و جعل خسته و سردرگم کنند؛ اما جامعهای که سواد رسانهای داشته باشد، خبر را مثل سند میسنجد نه مثل شایعه و اجازه نمیدهد دشمن با ساختن واقعیتهای مصنوعی، اراده و انسجام اجتماعی را هدف بگیرد.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
✍ سید علیرضا آلداود
اخبار جعلی در بسیاری از موقعیتها میتواند از بمب هستهای خطرناکتر باشد، چون بهجای تخریب یک نقطه، «قوه تشخیص» یک ملت را هدف میگیرد و آرامآرام اعتماد، همبستگی و قدرت تصمیمگیری جمعی را فرسایش میدهد. بمب، اثر آنی و قابل مشاهده دارد؛ اما خبر جعلی میتواند بدون صدا و دود، ترس، نفرت، یأس یا بیاعتمادی را تکثیر کند و جامعه را بهسمت واکنشهای هیجانی و هزینهزا سوق دهد. در عصر هوش مصنوعی، این خطر چندبرابر شده است. تولید انبوه متن، تصویر و ویدئوی ساختگی با کیفیت بالا باعث میشود مرز بین واقعیت و روایتِ دستکاریشده باریک شود و دشمن بتواند همزمان چند واقعیت موازی بسازد؛ واقعیتهایی که هدفشان نه اطلاعرسانی، بلکه هدایت رفتار عمومی است.
در جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی ضد ایران، میدان نبرد فقط آسمان و زمین نیست؛ بلکه ذهن مردم هم میدان اصلی است. رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی در کنار فشارهای نظامی و امنیتی، با عملیات شناختی - رسانهای و ساخت اخبار جعلی تلاش میکنند روحیه عمومی را بشکنند، اعتماد مردم به نهادهای رسمی و حتی به یکدیگر را کاهش دهند، و هزینه مقاومت را در داخل افزایش دهند. شایعات درباره فروپاشی نظام سیاسی و اقتصادی قریبالوقوع، اختلافات ساختگی در سطوح تصمیمگیری، خبرسازی درباره حملات بزرگِ در راه یا پخش تصاویر و ویدیوهای قدیمی با عنوان همین الان نمونههایی از تاکتیکهایی است که برای ایجاد آشفتگی، صفبندی داخلی و خطای محاسباتی طراحی میشود. در جنگ شناختی، هدف این نیست که شما حقیقت را ندانید؛ هدف این است که آنقدر روایتهای متناقض ببینید که دیگر به امکان شناخت حقیقت هم بیاعتماد شوید.
در چنین شرایطی برای شناسایی اخبار جعلی در عصر هوش مصنوعی، چند قاعده ساده اما حیاتی وجود دارد.
اول، منبع را بررسی کنید: حسابهای بیهویت و جعلی، کانالهای تازهتأسیس، رسانههای زنجیرهای با سابقه خطا یا صفحاتی که فقط هیجان تولید میکنند قابل اتکا نیستند؛ خبر معتبر معمولاً قابل پیگیری است (نام خبرنگار، زمان، مکان، سند، و امکان راستیآزمایی).
دوم، دنبال نشانههای دستکاری پیام باشید: تیترهای بسیار احساسی، واژههای قطعی مثل «حتماً»، «فوریِ فوری» و ... یا درخواست برای بازنشر سریع، اغلب ابزار تحریک هستند نه اطلاعرسانی.
سوم، با چند منبع مستقل مقایسه کنید و از خود بپرسید آیا رسانههای مختلف با گرایشهای متفاوت هم همین ادعا را تأیید کردهاند یا فقط یک شبکه همصدا آن را تکرار میکند.
چهارم، در مورد تصاویر و ویدیوها محتاطتر باشید: در عصر کنونی امکان ساخت دیپفیک، صداگذاری و مونتاژ بالا رفته؛ تاریخ انتشار، مکان، کیفیت غیرطبیعی صدا/لبها، سایهها، نوشتههای روی تصویر، و برداشتهای بریدهبریده را بررسی کنید و اگر میتوانید از جستوجوی معکوس تصویر یا بررسی فریمهای ویدیو کمک بگیرید.
در پایان، مهمترین سپر دفاعی، «آرامسازی تصمیم است یعنی در جنگ شناختی، عجله همان تله است. قبل از باور یا بازنشر، چند دقیقه مکث کنید، از خود بپرسید این خبر چه احساسی در من ایجاد میکند و چه کسی از انتشارش سود میبرد. اگر خبری شما را به ترس شدید، خشم ناگهانی یا نفرت فوری میکشاند، احتمال عملیات شناختی و روانی در آن بالاتر است. یادمان باشد در جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی ضد ایران عزیز، بخشی از پروژه فشار این است که مردم ایران را با موج شایعه و جعل خسته و سردرگم کنند؛ اما جامعهای که سواد رسانهای داشته باشد، خبر را مثل سند میسنجد نه مثل شایعه و اجازه نمیدهد دشمن با ساختن واقعیتهای مصنوعی، اراده و انسجام اجتماعی را هدف بگیرد.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
دیپلماسی التماسی - رسانهای ترامپ قمارباز!
✍ سید علیرضا آلداود
ترامپ قمارباز؛ سالهاست یک الگوی ثابت را در سیاست خارجی و ارتباطات عمومیاش تکرار میکند: تبدیل ادعای پوچ، آرزوها، توهمات و دروغ هایش به واقعیت رسانهای. در حمله اخیر رژیم های تروریست آمریکا و صهیونی و پیشتر در مذاکرات با ایران نیز بارها مدعی شده تهران در حال التماس برای مذاکره و آتش بس است یا «برای توافق لحظهشماری» می کند؛ ادعاهایی که بیشتر از آنکه گزارش یک واقعیت دیپلماتیک باشد، بخشی از نمایش قدرت برای مخاطب داخلی آمریکاست، تضعیف مخاطب داخل ایران و تشجیع برخی حکام خودفروخته در منطقه!!! او با چنین گزارههایی تلاش می کند صحنه را طوری طراحی کند که هر اتفاقی از تماسهای غیرمستقیم تا پیامهای میانجیها به عنوان تسلیم طرف مقابل روایت شود.
این روایتسازی معمولاً با همان شگرد رسانه ای حذف زمینه و برجستهسازی گزینشی پیش میرود. در این شگرد ترامپ یک قطعه کوچک از واقعیت پیچیده دیپلماسی را جدا میکند، مثلاً خبر نقشآفرینی یک کشور ثالث یا گفتوگوهای پشتپرده و آن را با زبان اغراقآمیز به تیتر تبدیل میکند: «آنها زنگ میزنند»، «آنها میخواهند»، «آنها نمیتوانند دوام بیاورند». اما زمینه حذف میشود: اینکه مذاکره در روابط بینالملل اغلب از کانالهای غیرمستقیم و با پیامرسانها انجام میشود، اینکه طرفین معمولاً همزمان فشار و گفتوگو را پیش میبرند و اینکه اختلافات و شروط، بخش جداییناپذیر هر روند دیپلماتیک است نه نشانه التماس یک طرف.
کارکرد اصلی دیپلماسی التماسی در کنش گری مضحک ترامپ، مدیریت افکار عمومی است یعنی ساختن تصویر برنده/بازنده به جای توضیح یک فرآیند پیچیده. وقتی او میگوید «ایران التماس میکند»، عملاً دو پیام همزمان میفرستد؛
به هوادارانش القا میکند سیاست فشار نتیجه داده و به طرف مقابل پیام میدهد که هزینه سیاسی هر توافق را بالا ببرد؛ چون توافق را نه یک بدهبستان، بلکه اعتراف به شکست جا میزند. این زبان، گفتوگو را از سطح منافع و سازوکارها به سطح تحقیر و نمایش قدرت میکشاند.
در برابر این عملیات شناختی - روانی، بهترین واکنش پرهیز از افتادن در دام هیجان یا تکرار همان کلیدواژهها نیست، بلکه بازگرداندن روایت به زمینه است. چه کانالهایی فعال بوده، چه کسانی میانجیگری کردهاند، هر طرف چه خواستههایی داشته و چه چیزی واقعاً روی میز بوده است یا اصلا این موضوع صحت دارد یا خیر!. همچنین باید با نگاه انتقادی در بحث انتشار در چنین شرایطی عمل کرد یعنی تیترهای احساسی را کنار گذاشت، ادعاها را با اسناد رسمی و گزارشهای چندمنبعی سنجید و هر جملهای را که صرفاً برای ساختن تصویر التما» طراحی شده، به عنوان یک ابزار تبلیغاتی دید نه خبر.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
✍ سید علیرضا آلداود
ترامپ قمارباز؛ سالهاست یک الگوی ثابت را در سیاست خارجی و ارتباطات عمومیاش تکرار میکند: تبدیل ادعای پوچ، آرزوها، توهمات و دروغ هایش به واقعیت رسانهای. در حمله اخیر رژیم های تروریست آمریکا و صهیونی و پیشتر در مذاکرات با ایران نیز بارها مدعی شده تهران در حال التماس برای مذاکره و آتش بس است یا «برای توافق لحظهشماری» می کند؛ ادعاهایی که بیشتر از آنکه گزارش یک واقعیت دیپلماتیک باشد، بخشی از نمایش قدرت برای مخاطب داخلی آمریکاست، تضعیف مخاطب داخل ایران و تشجیع برخی حکام خودفروخته در منطقه!!! او با چنین گزارههایی تلاش می کند صحنه را طوری طراحی کند که هر اتفاقی از تماسهای غیرمستقیم تا پیامهای میانجیها به عنوان تسلیم طرف مقابل روایت شود.
این روایتسازی معمولاً با همان شگرد رسانه ای حذف زمینه و برجستهسازی گزینشی پیش میرود. در این شگرد ترامپ یک قطعه کوچک از واقعیت پیچیده دیپلماسی را جدا میکند، مثلاً خبر نقشآفرینی یک کشور ثالث یا گفتوگوهای پشتپرده و آن را با زبان اغراقآمیز به تیتر تبدیل میکند: «آنها زنگ میزنند»، «آنها میخواهند»، «آنها نمیتوانند دوام بیاورند». اما زمینه حذف میشود: اینکه مذاکره در روابط بینالملل اغلب از کانالهای غیرمستقیم و با پیامرسانها انجام میشود، اینکه طرفین معمولاً همزمان فشار و گفتوگو را پیش میبرند و اینکه اختلافات و شروط، بخش جداییناپذیر هر روند دیپلماتیک است نه نشانه التماس یک طرف.
کارکرد اصلی دیپلماسی التماسی در کنش گری مضحک ترامپ، مدیریت افکار عمومی است یعنی ساختن تصویر برنده/بازنده به جای توضیح یک فرآیند پیچیده. وقتی او میگوید «ایران التماس میکند»، عملاً دو پیام همزمان میفرستد؛
به هوادارانش القا میکند سیاست فشار نتیجه داده و به طرف مقابل پیام میدهد که هزینه سیاسی هر توافق را بالا ببرد؛ چون توافق را نه یک بدهبستان، بلکه اعتراف به شکست جا میزند. این زبان، گفتوگو را از سطح منافع و سازوکارها به سطح تحقیر و نمایش قدرت میکشاند.
در برابر این عملیات شناختی - روانی، بهترین واکنش پرهیز از افتادن در دام هیجان یا تکرار همان کلیدواژهها نیست، بلکه بازگرداندن روایت به زمینه است. چه کانالهایی فعال بوده، چه کسانی میانجیگری کردهاند، هر طرف چه خواستههایی داشته و چه چیزی واقعاً روی میز بوده است یا اصلا این موضوع صحت دارد یا خیر!. همچنین باید با نگاه انتقادی در بحث انتشار در چنین شرایطی عمل کرد یعنی تیترهای احساسی را کنار گذاشت، ادعاها را با اسناد رسمی و گزارشهای چندمنبعی سنجید و هر جملهای را که صرفاً برای ساختن تصویر التما» طراحی شده، به عنوان یک ابزار تبلیغاتی دید نه خبر.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
بازدارندگی تمدنی ایران در «جنگ رمضان»
✍ سید علیرضا آلداود
قدرت بازدارندگی ایران در جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی در «جنگ رمضان» صرفاً حاصل ابزارهای نظامی نیست؛ ریشه در ترکیب منحصربهفردی از تمدن، فرهنگ، هویت و انسجام ملی و سرمایه معنوی ایرانیان مسلمان دارد. ایرانزمین با پشتوانه هزاران سال فرهنگ، زبان، خِرد سیاسی و تجربه تاریخیِ مقاومت، توانسته است الگوی امنیتی ویژهای تولید کند که در آن «دفاع» به یک امر صرفاً تاکتیکی تقلیل نمییابد، بلکه به بخشی از هویت و زیست جمعی تبدیل میشود. همین پیوند عمیق میان مردم، سرزمین مادری و معنا، هزینه تحمیل جنگ را برای دشمن افزایش میدهد و امکان محاسبهپذیریِ اراده ایران را از مهاجم میگیرد.
در قلب این بازدارندگی، فرهنگ جهاد و شهادت قرار دارد؛ فرهنگی که در تفکر شیعه بر مدار امید، انتظار و مسئولیت تاریخی شکل گرفته است. این نگاه، از ولایت امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) الهام میگیرد؛ ولایتی که عدالت، شجاعت، عقلانیت و ایستادگی در برابر ظلم را بهمثابه یک مکتب تعریف میکند، نه یک شعار. «انتظار» در این منظومه، به معنای انفعال نیست؛ بلکه به معنای آمادگی دائمی، بصیرت و پیوند میان معنویت و اقدام است. از این رو، آغاز این جنگ تحمیلی در ماه رمضان(ماه خودسازی و تقویت اراده)بهجای آنکه تبدیل به نقطه فشار روانی شود، به میدان تقویت روحیه و همافزایی اجتماعی در برابر تهدید تبدیل شد؛ و همین مؤلفههای معنایی، ستون فقرات تابآوری و بازدارندگی را برای ملت بزرگ ما ساخت و این بزرگترین اشتباه محاسباتی دشمن بود.
در مقابل، شکست رژیم تروریست و وحشی آمریکا در این جنگ تحمیلی را باید در بحران هویت و فقدان پشتوانه تمدنی و اخلاقی جستوجو کرد؛ جایی که قدرت سخت، جایگزین خرد راهبردی و مشروعیت میشود. آمریکا و متحدانش، بهویژه در روایتسازی رسانهای، بر زورگویی، تهدید و نمایش قدرت تکیه میکنند؛ اما همین رویکرد، وقتی با واقعیتِ مقاومتِ ریشهدار و شبکههای اجتماعیِ منسجم مواجه میشود، به فرسایش اعتبار و ناکامی عملیاتی میانجامد. وحشیگری در رفتار، بیاعتنایی به کرامت انسان، و خودشیفتگی سیاسیِ سران این کشور—خصوصاً ترامپ قماربازِ فاسد که سیاست را به صحنه خودنمایی و سوداگری شخصی تقلیل داد؛ باعث میشود تصمیمسازی به جای عقلانیت، تابع هیجان، کینه و محاسبههای کوتاهمدت گردد؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که قدرت مهاجم را از درون تهی میکند.
جمعبندی راهبردی در این شرایط این است که بازدارندگی ایران، «بازدارندگی تمدنی-معنوی» است: ترکیب ایمان مستحکم به خدا، حضور ولی فقیه حکیم و شجاع، قدرت ملی، تجربه تاریخی، عمق فرهنگی و ایمان اجتماعی که در بزنگاهها به کنش جمعی تبدیل میشود. دشمن ممکن است ابزارهای متنوعی برای فشار داشته باشد، اما در برابر ملتی که هویت خود را در پیوند با عدالت علوی، فرهنگ جهاد و شهادت و امیدِ آگاهانهِ انتظار تعریف میکند، با محدودیت جدی مواجه میشود؛ زیرا این هویت، شکستپذیری را به یک امر صرفاً نظامی تقلیل نمیدهد.
در چنین چارچوبی، «جنگ رمضان» نه فقط صحنه تقابل قدرتها، بلکه آزمون معناهاست؛ و هرجا معنا و هویت برتر باشد، پیروزی صرفاً در میدان نبرد رقم نمیخورد بلکه در ارادهها تثبیت میشود.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
✍ سید علیرضا آلداود
قدرت بازدارندگی ایران در جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی در «جنگ رمضان» صرفاً حاصل ابزارهای نظامی نیست؛ ریشه در ترکیب منحصربهفردی از تمدن، فرهنگ، هویت و انسجام ملی و سرمایه معنوی ایرانیان مسلمان دارد. ایرانزمین با پشتوانه هزاران سال فرهنگ، زبان، خِرد سیاسی و تجربه تاریخیِ مقاومت، توانسته است الگوی امنیتی ویژهای تولید کند که در آن «دفاع» به یک امر صرفاً تاکتیکی تقلیل نمییابد، بلکه به بخشی از هویت و زیست جمعی تبدیل میشود. همین پیوند عمیق میان مردم، سرزمین مادری و معنا، هزینه تحمیل جنگ را برای دشمن افزایش میدهد و امکان محاسبهپذیریِ اراده ایران را از مهاجم میگیرد.
در قلب این بازدارندگی، فرهنگ جهاد و شهادت قرار دارد؛ فرهنگی که در تفکر شیعه بر مدار امید، انتظار و مسئولیت تاریخی شکل گرفته است. این نگاه، از ولایت امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) الهام میگیرد؛ ولایتی که عدالت، شجاعت، عقلانیت و ایستادگی در برابر ظلم را بهمثابه یک مکتب تعریف میکند، نه یک شعار. «انتظار» در این منظومه، به معنای انفعال نیست؛ بلکه به معنای آمادگی دائمی، بصیرت و پیوند میان معنویت و اقدام است. از این رو، آغاز این جنگ تحمیلی در ماه رمضان(ماه خودسازی و تقویت اراده)بهجای آنکه تبدیل به نقطه فشار روانی شود، به میدان تقویت روحیه و همافزایی اجتماعی در برابر تهدید تبدیل شد؛ و همین مؤلفههای معنایی، ستون فقرات تابآوری و بازدارندگی را برای ملت بزرگ ما ساخت و این بزرگترین اشتباه محاسباتی دشمن بود.
در مقابل، شکست رژیم تروریست و وحشی آمریکا در این جنگ تحمیلی را باید در بحران هویت و فقدان پشتوانه تمدنی و اخلاقی جستوجو کرد؛ جایی که قدرت سخت، جایگزین خرد راهبردی و مشروعیت میشود. آمریکا و متحدانش، بهویژه در روایتسازی رسانهای، بر زورگویی، تهدید و نمایش قدرت تکیه میکنند؛ اما همین رویکرد، وقتی با واقعیتِ مقاومتِ ریشهدار و شبکههای اجتماعیِ منسجم مواجه میشود، به فرسایش اعتبار و ناکامی عملیاتی میانجامد. وحشیگری در رفتار، بیاعتنایی به کرامت انسان، و خودشیفتگی سیاسیِ سران این کشور—خصوصاً ترامپ قماربازِ فاسد که سیاست را به صحنه خودنمایی و سوداگری شخصی تقلیل داد؛ باعث میشود تصمیمسازی به جای عقلانیت، تابع هیجان، کینه و محاسبههای کوتاهمدت گردد؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که قدرت مهاجم را از درون تهی میکند.
جمعبندی راهبردی در این شرایط این است که بازدارندگی ایران، «بازدارندگی تمدنی-معنوی» است: ترکیب ایمان مستحکم به خدا، حضور ولی فقیه حکیم و شجاع، قدرت ملی، تجربه تاریخی، عمق فرهنگی و ایمان اجتماعی که در بزنگاهها به کنش جمعی تبدیل میشود. دشمن ممکن است ابزارهای متنوعی برای فشار داشته باشد، اما در برابر ملتی که هویت خود را در پیوند با عدالت علوی، فرهنگ جهاد و شهادت و امیدِ آگاهانهِ انتظار تعریف میکند، با محدودیت جدی مواجه میشود؛ زیرا این هویت، شکستپذیری را به یک امر صرفاً نظامی تقلیل نمیدهد.
در چنین چارچوبی، «جنگ رمضان» نه فقط صحنه تقابل قدرتها، بلکه آزمون معناهاست؛ و هرجا معنا و هویت برتر باشد، پیروزی صرفاً در میدان نبرد رقم نمیخورد بلکه در ارادهها تثبیت میشود.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
همبستگی ملی؛ مولفه مهم بازدارندگی
✍ سید علیرضا آلداود
در شرایطی که با جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی، ایران اسلامی عزیزمان تحت هجوم وحشیانه سخت، نیمه سخت و عملیات شناختی- روانیِ فزاینده آنان قرار گرفته است، ملت بصیر ایران بار دیگر نشان داد که در پیچهای تاریخی و شرایط حساس، ظرفیت همگرایی ملی و کنش جمعی خود را فعال میکند. این واکنش صرفاً هیجانی یا مقطعی نیست؛ بلکه بر حافظه تاریخی، تجربه زیسته و محاسبه هزینه - فایده در سطح ملی تکیه دارد و میتواند به یک مزیت راهبردی برای افزایش بازدارندگی تبدیل شود؛ به شرط آنکه درست مدیریت و جهتدهی شود.
حملات رژیم تروریست ایالات متحده و صهیونی عملاً بهعنوان محرک بیرونی عمل کرده و موجب فعالشدن سرمایه اجتماعی و افزایش همبستگی در عرصه عمومی شده است. حضور مردم در میادین شهری و شکلگیری فضای همگرایانه، پیام روشنی دارد: درک تهدید در جامعه تثبیت شده و تمایل به صیانت از تمامیت ارضی و امنیت ملی تقویت شده است. این وضعیت در سطح راهبردی به یکپارچگی اراده ملی کمک میکند و هزینه محاسباتی طرف مقابل برای اقدام پرهزینه را افزایش داده است.
همچنین حمایت های اجتماعی و انسانی از سپاه و ارتش قهرمان در این مقطع صرفاً حمایت نمادین نیست، بلکه بخشی از معماری بازدارندگی ملی است. وقتی افکار عمومی پشت نیروهای مسلح قرار میگیرد، بازدارندگی ادراکی ارتقاء مییابد؛ یعنی طرف مقابل نهتنها توان سخت را میبیند، بلکه انسجام داخلی و آمادگی روانی–اجتماعی کشور را نیز در محاسبات خود وارد میکند. این همافزاییِ مشروعیت داخلی + ظرفیت عملیاتی میتواند دامنه تهدیدپذیری را کاهش دهد.
باید به این نکته توجه داشت که تجربه جنگ تحمیلی ۸ ساله و ۱۲ روزه در حافظه جمعی ایرانیان به یک ذخیره رفتاری تبدیل شده است؛ ذخیرهای که در شرایط سخت و بحران خود را بهصورت تحمل فشار، حمایت خانوادگی، همکاری اجتماعی و انضباط درونی نشان میدهد.این تابآوری اگرچه یک سرمایه راهبردی است اما نیازمند مدیریت است؛ زیرا استمرار فشار بدون سیاستهای حمایتی و ارتباطی دقیق میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی منتج شود.
در این شرایط باید در کنار تقویت انسجام داخلی، دیپلماسی نیز با رهنمودهای رهبر معظم انقلاب با نگاه مدیریت ریسک و نه صرفاً تبادل امتیاز دنبال شود.تجربههای گذشته، بهویژه رفتارهای بیمارگونه ترامپ و عهدشکنی هایش، نشان داده که بخشی از تاکتیکهای طرف مقابل میتواند مبتنی بر فریب، زمانخریدن و ایجاد شکاف داخلی باشد.
در آخر باید گفت انسجام ملی و تابآوری اجتماعی در شرایط فعلی یک دارایی راهبردی برای ارتقاء بازدارندگی است، اما باید توجه داشت این دارایی بهصورت خودکار پایدار نمیماند بلکه تداوم و اثربخشی آن نیازمند مدیریت واقعبینانه، ارتباطات عمومی دقیق، پشتیبانی فرهنگی- اقتصادی–اجتماعی و ...است؛ و این در حالی است که اگر این مؤلفهها همزمان و همافزا عمل کنند، ایران میتواند تهدید را به فرصت تبدیل کرده و این مهم منتج به تقویت قدرت ملی و افزایش هزینههای طرف مقابل در تمام ابعاد خواهد شد.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
✍ سید علیرضا آلداود
در شرایطی که با جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی، ایران اسلامی عزیزمان تحت هجوم وحشیانه سخت، نیمه سخت و عملیات شناختی- روانیِ فزاینده آنان قرار گرفته است، ملت بصیر ایران بار دیگر نشان داد که در پیچهای تاریخی و شرایط حساس، ظرفیت همگرایی ملی و کنش جمعی خود را فعال میکند. این واکنش صرفاً هیجانی یا مقطعی نیست؛ بلکه بر حافظه تاریخی، تجربه زیسته و محاسبه هزینه - فایده در سطح ملی تکیه دارد و میتواند به یک مزیت راهبردی برای افزایش بازدارندگی تبدیل شود؛ به شرط آنکه درست مدیریت و جهتدهی شود.
حملات رژیم تروریست ایالات متحده و صهیونی عملاً بهعنوان محرک بیرونی عمل کرده و موجب فعالشدن سرمایه اجتماعی و افزایش همبستگی در عرصه عمومی شده است. حضور مردم در میادین شهری و شکلگیری فضای همگرایانه، پیام روشنی دارد: درک تهدید در جامعه تثبیت شده و تمایل به صیانت از تمامیت ارضی و امنیت ملی تقویت شده است. این وضعیت در سطح راهبردی به یکپارچگی اراده ملی کمک میکند و هزینه محاسباتی طرف مقابل برای اقدام پرهزینه را افزایش داده است.
همچنین حمایت های اجتماعی و انسانی از سپاه و ارتش قهرمان در این مقطع صرفاً حمایت نمادین نیست، بلکه بخشی از معماری بازدارندگی ملی است. وقتی افکار عمومی پشت نیروهای مسلح قرار میگیرد، بازدارندگی ادراکی ارتقاء مییابد؛ یعنی طرف مقابل نهتنها توان سخت را میبیند، بلکه انسجام داخلی و آمادگی روانی–اجتماعی کشور را نیز در محاسبات خود وارد میکند. این همافزاییِ مشروعیت داخلی + ظرفیت عملیاتی میتواند دامنه تهدیدپذیری را کاهش دهد.
باید به این نکته توجه داشت که تجربه جنگ تحمیلی ۸ ساله و ۱۲ روزه در حافظه جمعی ایرانیان به یک ذخیره رفتاری تبدیل شده است؛ ذخیرهای که در شرایط سخت و بحران خود را بهصورت تحمل فشار، حمایت خانوادگی، همکاری اجتماعی و انضباط درونی نشان میدهد.این تابآوری اگرچه یک سرمایه راهبردی است اما نیازمند مدیریت است؛ زیرا استمرار فشار بدون سیاستهای حمایتی و ارتباطی دقیق میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی منتج شود.
در این شرایط باید در کنار تقویت انسجام داخلی، دیپلماسی نیز با رهنمودهای رهبر معظم انقلاب با نگاه مدیریت ریسک و نه صرفاً تبادل امتیاز دنبال شود.تجربههای گذشته، بهویژه رفتارهای بیمارگونه ترامپ و عهدشکنی هایش، نشان داده که بخشی از تاکتیکهای طرف مقابل میتواند مبتنی بر فریب، زمانخریدن و ایجاد شکاف داخلی باشد.
در آخر باید گفت انسجام ملی و تابآوری اجتماعی در شرایط فعلی یک دارایی راهبردی برای ارتقاء بازدارندگی است، اما باید توجه داشت این دارایی بهصورت خودکار پایدار نمیماند بلکه تداوم و اثربخشی آن نیازمند مدیریت واقعبینانه، ارتباطات عمومی دقیق، پشتیبانی فرهنگی- اقتصادی–اجتماعی و ...است؛ و این در حالی است که اگر این مؤلفهها همزمان و همافزا عمل کنند، ایران میتواند تهدید را به فرصت تبدیل کرده و این مهم منتج به تقویت قدرت ملی و افزایش هزینههای طرف مقابل در تمام ابعاد خواهد شد.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
tulip برای چشمهای مهسا
small_orange_diamondاز دیروز که شرح حال شهیده مهسا اکبری شهیده دههی نودی را شنیدم به حالش غبطه خوردم.
این آخرین تصویرش است که به مادرش گفته بود؛ اگر شهید شدم این عکس را برایم بگذارید.
دو روز قبل تولدش در حمله وحشیانه تروریستهای آمریکایی - صهیونی به شهرک ۱۳ آبان شهرری به شهادت رسید و تنها عضو شهید خانوادهاش بود.
roseو شهید آوینی چه زیبا گفت: در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمیشود.
خون مهسای شهید منتج به #بیداری_ملت خواهد شد ان شا الله
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
small_orange_diamondاز دیروز که شرح حال شهیده مهسا اکبری شهیده دههی نودی را شنیدم به حالش غبطه خوردم.
این آخرین تصویرش است که به مادرش گفته بود؛ اگر شهید شدم این عکس را برایم بگذارید.
دو روز قبل تولدش در حمله وحشیانه تروریستهای آمریکایی - صهیونی به شهرک ۱۳ آبان شهرری به شهادت رسید و تنها عضو شهید خانوادهاش بود.
roseو شهید آوینی چه زیبا گفت: در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمیشود.
خون مهسای شهید منتج به #بیداری_ملت خواهد شد ان شا الله
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
۱۲ فروردین، بیعت ملت؛ سنگر روایت
✍ سید علیرضا آلداود
۱۲ فروردین، روزی است که ملت ایران با رأی آگاهانه خود جمهوری اسلامی را بهعنوان بیعت علوی، کرامت و مردمسالاری دینی تثبیت کرد؛ روزی که به تعبیر امام خمینی(ره) «صبحگاه ۱۲ فروردین که روز نخستین حکومتالله است از بزرگترین اعیاد ملی و مذهبی ماست» و باید آن را عید گرفت و زنده نگه داشت. این روز، فقط یادآور یک رویداد تاریخی نیست؛ نقطه آغاز یک هویت تاریخی، ملی، اعتقادی، سیاسی و فرهنگی است که در آن مردم، محورِ تصمیم و حافظِ مسیر انقلاباند.
امام(ره) ۱۲ فروردین را روز فرو ریختن «کنگرههای قصر ۲۵۰۰ ساله حکومت طاغوتی» و پایان «سلطه شیطانی» میدانند؛ یعنی روز عبور از تحقیر تاریخی به عزت ملی. در این خوانش، جمهوری اسلامی صرفاً یک ساختار اداری نیست، بلکه نظام معنایی ملت ایران است: بازگشت به خودباوری، عدالتخواهی و اتکای به مردم و همین معناست که سرمایه اجتماعی انقلاب را در تندبادها حفظ کرده و مسیر را برای نسلهای بعد قابل فهم و قابل دفاع ساخته است.
امروز، پس از ۴۷ سال، همان دشمنی که در میدانهای سخت، از تحمیل جنگ و فشار تا محاصره و تهدید اقتصادی و سیاسی بهره برد، در قالب جنگ سخت، نیمه سخت، جنگ شناختی، جنگ رسانهای و جنگ ارادهها به میدان آمده است؛ جنگی که هدفش در کنار طمع به تسخیر خاک، تسخیر ذهنها، قلبها و اراده است.
در جنگ تحمیلیِ اخیر رژیمهای تروریست و اپستینی آمریکا و صهیونی بر ضد ایران نیز ملت قهرمان و تاریخساز ایران نشان داد میتواند با تبعیت از ولی، ایمان، اتحاد، عقلانیت جمعی و همبستگی، معادله دشمن را برهم بزند؛ و اکنون نیز در میدان شناخت، رسانه، ادراک و روایت، باید همان روحیه را با
بصیرت، سواد رسانهای، روایتگری دقیق، امیدِ عقلانی و انسجام ملی به کار گرفت.
۱۲ فروردین، روز تجدید عهد علوی و مهدوی است: عهدِ ایستادن تا پای جان و آبرو برای حق، حقیقت و حفظ استقلال و عزت کشور در برابر پروژههای خصمانه فشار و تحریف. پیام این روز روشن است؛ جمهوری اسلامی با مردم زنده است و مردم با آگاهی زنده میمانند. در نبرد روایتها، هر ایرانی یک سنگر است و هر حقیقتِ روشن، یک پیروزی.
روز جمهوری اسلامی گرامی بادrose
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
✍ سید علیرضا آلداود
۱۲ فروردین، روزی است که ملت ایران با رأی آگاهانه خود جمهوری اسلامی را بهعنوان بیعت علوی، کرامت و مردمسالاری دینی تثبیت کرد؛ روزی که به تعبیر امام خمینی(ره) «صبحگاه ۱۲ فروردین که روز نخستین حکومتالله است از بزرگترین اعیاد ملی و مذهبی ماست» و باید آن را عید گرفت و زنده نگه داشت. این روز، فقط یادآور یک رویداد تاریخی نیست؛ نقطه آغاز یک هویت تاریخی، ملی، اعتقادی، سیاسی و فرهنگی است که در آن مردم، محورِ تصمیم و حافظِ مسیر انقلاباند.
امام(ره) ۱۲ فروردین را روز فرو ریختن «کنگرههای قصر ۲۵۰۰ ساله حکومت طاغوتی» و پایان «سلطه شیطانی» میدانند؛ یعنی روز عبور از تحقیر تاریخی به عزت ملی. در این خوانش، جمهوری اسلامی صرفاً یک ساختار اداری نیست، بلکه نظام معنایی ملت ایران است: بازگشت به خودباوری، عدالتخواهی و اتکای به مردم و همین معناست که سرمایه اجتماعی انقلاب را در تندبادها حفظ کرده و مسیر را برای نسلهای بعد قابل فهم و قابل دفاع ساخته است.
امروز، پس از ۴۷ سال، همان دشمنی که در میدانهای سخت، از تحمیل جنگ و فشار تا محاصره و تهدید اقتصادی و سیاسی بهره برد، در قالب جنگ سخت، نیمه سخت، جنگ شناختی، جنگ رسانهای و جنگ ارادهها به میدان آمده است؛ جنگی که هدفش در کنار طمع به تسخیر خاک، تسخیر ذهنها، قلبها و اراده است.
در جنگ تحمیلیِ اخیر رژیمهای تروریست و اپستینی آمریکا و صهیونی بر ضد ایران نیز ملت قهرمان و تاریخساز ایران نشان داد میتواند با تبعیت از ولی، ایمان، اتحاد، عقلانیت جمعی و همبستگی، معادله دشمن را برهم بزند؛ و اکنون نیز در میدان شناخت، رسانه، ادراک و روایت، باید همان روحیه را با
بصیرت، سواد رسانهای، روایتگری دقیق، امیدِ عقلانی و انسجام ملی به کار گرفت.
۱۲ فروردین، روز تجدید عهد علوی و مهدوی است: عهدِ ایستادن تا پای جان و آبرو برای حق، حقیقت و حفظ استقلال و عزت کشور در برابر پروژههای خصمانه فشار و تحریف. پیام این روز روشن است؛ جمهوری اسلامی با مردم زنده است و مردم با آگاهی زنده میمانند. در نبرد روایتها، هر ایرانی یک سنگر است و هر حقیقتِ روشن، یک پیروزی.
روز جمهوری اسلامی گرامی بادrose
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
سازش؛ مسیر نفوذ
✍ سید علیرضا آلداود
امام شهید انقلاب اسلامی در بیاناتشان در مراسم سیامین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمهاللهعلیه، به تشریح اجزای «منطق مقاومت در مکتب امام خمینی(ره)» در پنج بخش پرداختند.
۱ - واکنش طبیعی هر ملت آزاده
مقاومت واکنش طبیعی هر ملت آزاده و باشرفی در مقابل تهدید و زورگویی است.
۲ - عامل عقبنشینی دشمن
مقاومت برخلاف تسلیم، موجب عقب نشینی دشمن میشود.
۳ - بیشتر بودن هزینه سازش از هزینه مقاومت
مقاومت هزینه دارد اما هزینهی سازش و تسلیم، از هزینهی #مقاومت به مراتب بیشتر است.
۴ - وعدهی الهی بر پیروزی نهایی حق
وعدهی الهی در قرآن این است که طرفداران حق، ممکن است قربانی بدهند اما پیروز نهاییاند.
۵ - امرِ ممکن
مقاومت یک امر ممکن است درست نقطهی مقابل فکرِ غلط کسانی که میگویند مقاومت فایدهای ندارد. ۹۸/۳/۱۴
همزمان با جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی بر ضد ایران اسلامی، یک میدان پنهانتر هم فعال است؛ میدان نفوذ و خیانت داخلی که پیشتر در کودتای دیماه ۱۴۰۴, فتنه پاییز ۱۴۰۱، فتنه آبان ۹۸، فتنه ۸۸، فتنه ۷۸ و... برای براندازی انقلاب تلاش کرده بودند، اینبار نیز همین جریانِ تحریف و سازش در ایران میکوشند نبرد را از مرزها به ذهنها و تصمیمها منتقل کنند؛ جایی که گلولهها کمتر دیده میشوند، اما زخمها عمیقتر میمانند. این جریان، با بزککردن دشمن و تحریف تجربههای تاریخی، مقاومت را هزینه و عقب نشینی، آتش بس و مذاکره را راهحل جا میزند.
پروژهی آنان تنها تبلیغ مذاکره نیست؛ هدف، تسلیم و تغییر مسیر انقلاب اسلامی و تهیکردن ایران از ارادهی مستقل است. سازش را بهعنوان عقلانیت میفروشند، اما در عمل، خطوط قرمز امنیت و عزت ملی را عقب میرانند و راه نفوذ را باز میکنند. هرجا که باید کشور روی پای خود بایستد، نسخهی وابستگیِ مدیریتشده تجویز میشود؛ نسخهای که پایانش، باجخواهی بیپایان و فشارهای تازه دشمن خونخوار و کودککشی است.
این جریان، در برهههای مختلف تلاش کرده با التهابآفرینی و دوقطبیسازی، کشور را تا لبهی بیثباتی ببرد؛ همان چیزی که دشمن بیرونی برای تکمیل جنگ ترکیبیاش نیاز دارد. فتنهها و آشوبهای سیاسی ـ شناختی و رسانهای، اگرچه با شعارهای فریبنده آغاز میشوند، اما بارها به سود اتاقهای عملیات تروریستهای آمریکا و صهیونی تمام شدهاند یعنی تضعیف انسجام ملی، ترساندن مردم از ادامهی جنگ، فرسایش امید عمومی و منحرفکردن مطالبات مردم به مسیرهای بیحاصل.
از همین رو، خطر اصلی فقط حمله نظامی نیست؛ بلکه کودتای نرم است: تصرف روایتها، نفوذ در تصمیمها با نامهها - بیانیهها و ضربهزدن به ستونهای اعتماد و هویت. در چنین شرایطی پاسخ ایران، پیش از هر چیز باید هوشیاری و وحدت باشد؛ شناخت مرز میان نقد دلسوزانه و پروژهی براندازانه، تقویت رسانههای داخلی و ایستادن پای استقلال ملی.
در پایان باید گفت وقتی ملت بیدار، هوشیار و بصیر باشد، دشمن را بشناسد و بازیِ سازشِ تحمیلی را نپذیرد، نه جنگ ترکیبی نتیجه میدهد و نه خیانت داخلی راه به جایی میبرد.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
✍ سید علیرضا آلداود
امام شهید انقلاب اسلامی در بیاناتشان در مراسم سیامین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمهاللهعلیه، به تشریح اجزای «منطق مقاومت در مکتب امام خمینی(ره)» در پنج بخش پرداختند.
۱ - واکنش طبیعی هر ملت آزاده
مقاومت واکنش طبیعی هر ملت آزاده و باشرفی در مقابل تهدید و زورگویی است.
۲ - عامل عقبنشینی دشمن
مقاومت برخلاف تسلیم، موجب عقب نشینی دشمن میشود.
۳ - بیشتر بودن هزینه سازش از هزینه مقاومت
مقاومت هزینه دارد اما هزینهی سازش و تسلیم، از هزینهی #مقاومت به مراتب بیشتر است.
۴ - وعدهی الهی بر پیروزی نهایی حق
وعدهی الهی در قرآن این است که طرفداران حق، ممکن است قربانی بدهند اما پیروز نهاییاند.
۵ - امرِ ممکن
مقاومت یک امر ممکن است درست نقطهی مقابل فکرِ غلط کسانی که میگویند مقاومت فایدهای ندارد. ۹۸/۳/۱۴
همزمان با جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی بر ضد ایران اسلامی، یک میدان پنهانتر هم فعال است؛ میدان نفوذ و خیانت داخلی که پیشتر در کودتای دیماه ۱۴۰۴, فتنه پاییز ۱۴۰۱، فتنه آبان ۹۸، فتنه ۸۸، فتنه ۷۸ و... برای براندازی انقلاب تلاش کرده بودند، اینبار نیز همین جریانِ تحریف و سازش در ایران میکوشند نبرد را از مرزها به ذهنها و تصمیمها منتقل کنند؛ جایی که گلولهها کمتر دیده میشوند، اما زخمها عمیقتر میمانند. این جریان، با بزککردن دشمن و تحریف تجربههای تاریخی، مقاومت را هزینه و عقب نشینی، آتش بس و مذاکره را راهحل جا میزند.
پروژهی آنان تنها تبلیغ مذاکره نیست؛ هدف، تسلیم و تغییر مسیر انقلاب اسلامی و تهیکردن ایران از ارادهی مستقل است. سازش را بهعنوان عقلانیت میفروشند، اما در عمل، خطوط قرمز امنیت و عزت ملی را عقب میرانند و راه نفوذ را باز میکنند. هرجا که باید کشور روی پای خود بایستد، نسخهی وابستگیِ مدیریتشده تجویز میشود؛ نسخهای که پایانش، باجخواهی بیپایان و فشارهای تازه دشمن خونخوار و کودککشی است.
این جریان، در برهههای مختلف تلاش کرده با التهابآفرینی و دوقطبیسازی، کشور را تا لبهی بیثباتی ببرد؛ همان چیزی که دشمن بیرونی برای تکمیل جنگ ترکیبیاش نیاز دارد. فتنهها و آشوبهای سیاسی ـ شناختی و رسانهای، اگرچه با شعارهای فریبنده آغاز میشوند، اما بارها به سود اتاقهای عملیات تروریستهای آمریکا و صهیونی تمام شدهاند یعنی تضعیف انسجام ملی، ترساندن مردم از ادامهی جنگ، فرسایش امید عمومی و منحرفکردن مطالبات مردم به مسیرهای بیحاصل.
از همین رو، خطر اصلی فقط حمله نظامی نیست؛ بلکه کودتای نرم است: تصرف روایتها، نفوذ در تصمیمها با نامهها - بیانیهها و ضربهزدن به ستونهای اعتماد و هویت. در چنین شرایطی پاسخ ایران، پیش از هر چیز باید هوشیاری و وحدت باشد؛ شناخت مرز میان نقد دلسوزانه و پروژهی براندازانه، تقویت رسانههای داخلی و ایستادن پای استقلال ملی.
در پایان باید گفت وقتی ملت بیدار، هوشیار و بصیر باشد، دشمن را بشناسد و بازیِ سازشِ تحمیلی را نپذیرد، نه جنگ ترکیبی نتیجه میدهد و نه خیانت داخلی راه به جایی میبرد.
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۷ فروردین
کاربرانه ¦ دریچه جدید رو به فناوری
سید علیرضا آلداود در برنامه جنگ رمضان شبکه خبر:
یکبار در زمان مغولها به دانشگاهها و مراکز علمی ما حمله شده، یکبار هم توسط یانکیهای وحشی آمریکایی...
خوشی وحشیگری، بربریت و تروریستی ترامپ و ارتش تروریست آمریکا منجر به حمله به دانشگاههای ما شده است.
#دانشگاه_شریف
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
یکبار در زمان مغولها به دانشگاهها و مراکز علمی ما حمله شده، یکبار هم توسط یانکیهای وحشی آمریکایی...
خوشی وحشیگری، بربریت و تروریستی ترامپ و ارتش تروریست آمریکا منجر به حمله به دانشگاههای ما شده است.
#دانشگاه_شریف
bulb سید علیرضا آلداود
🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانهای point_down
@aledavood point_left عضو شوید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA901دنبال کننده
کانال سواد رسانه ای کاربرانه
سواد فضای مجازی
برگزاری دوره های آموزشی
مشاهده کانال پیامرسانسواد فضای مجازی
برگزاری دوره های آموزشی