۱۵ خرداد
کتاب باز
🖊 یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم. فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعات من خوشش بیاید. ناگفته هم نماند که خودم بدم نمی آمد که او اینقدر شیفته یک آدم فرا واقعی و به قول خودش «عجیب و غریب» شده!
ما با هم ازدواج کردیم. سال اول را پشت سر گذاشتیم و مثل همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم.در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جداییمان، چراغ راه آینده رفتارهایم شده:
-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدم بزرگ و خاصی هستی!... ولی الان می بینم هیچی نیستی!... یه آدم معمولی!»
امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبا همه ما در طول زندگی، به لحظه اى میرسیم که آدم های خاص و افسانهاى مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی می شوند و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرز دهشتناکی خرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیت ابر انسانی تبدیل به یک انسان عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیاى هستند. حتی آنهایی که ما ابر انسان می پنداریم هم دستشویی میروند، وقتی میخوابند آب دهانشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست می شوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقشان بوی گند میدهد و ....!
black_small_square️بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویان ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی ما، آدم خیلی عجیب و غریبی است!
اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطح علمی و آکادمیک لازم را ندارم، عنوان اشتباهی است. در قدم بعد، سعی کردم به آنها نشان دهم که من هم مثل همه آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی دارم؛ عصبانی می شوم، غمگین می شوم، گرسنه می شوم، دستشویی می روم، دست و بالم درد می گیرد و هزار و یک چیز دیگر که همه آدمها دارند. اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فرا انسانی و غیرواقعی بسازند:
ballot_box_with_check️ اول احترام
حتی جلوی پای یک پسر بچهی ۷ ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ ۵ ساله از در عبور کرد. باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.گ
ballot_box_with_check️ دوم راستگویی
به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم. اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدم با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوص هنرجو و مربی نیست. خیلی به کار عاشق و معشوقها هم میآید.به یک دلداده شیفته باید گفت: «کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، شامپانزه ای تمام عیار میشود!... تو با یک آدم معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمان سوپراستار!»
همهی ما آدمیم.
آدمهای خیلی معمولی...
bust_in_silhouette دالتون ترامبو _ نویسنده و فیلمنامه نویس آمریکایی
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
ما با هم ازدواج کردیم. سال اول را پشت سر گذاشتیم و مثل همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم.در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جداییمان، چراغ راه آینده رفتارهایم شده:
-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدم بزرگ و خاصی هستی!... ولی الان می بینم هیچی نیستی!... یه آدم معمولی!»
امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبا همه ما در طول زندگی، به لحظه اى میرسیم که آدم های خاص و افسانهاى مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی می شوند و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرز دهشتناکی خرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیت ابر انسانی تبدیل به یک انسان عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیاى هستند. حتی آنهایی که ما ابر انسان می پنداریم هم دستشویی میروند، وقتی میخوابند آب دهانشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست می شوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقشان بوی گند میدهد و ....!
black_small_square️بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویان ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی ما، آدم خیلی عجیب و غریبی است!
اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطح علمی و آکادمیک لازم را ندارم، عنوان اشتباهی است. در قدم بعد، سعی کردم به آنها نشان دهم که من هم مثل همه آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی دارم؛ عصبانی می شوم، غمگین می شوم، گرسنه می شوم، دستشویی می روم، دست و بالم درد می گیرد و هزار و یک چیز دیگر که همه آدمها دارند. اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فرا انسانی و غیرواقعی بسازند:
ballot_box_with_check️ اول احترام
حتی جلوی پای یک پسر بچهی ۷ ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ ۵ ساله از در عبور کرد. باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.گ
ballot_box_with_check️ دوم راستگویی
به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم. اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدم با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوص هنرجو و مربی نیست. خیلی به کار عاشق و معشوقها هم میآید.به یک دلداده شیفته باید گفت: «کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، شامپانزه ای تمام عیار میشود!... تو با یک آدم معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمان سوپراستار!»
همهی ما آدمیم.
آدمهای خیلی معمولی...
bust_in_silhouette دالتون ترامبو _ نویسنده و فیلمنامه نویس آمریکایی
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ خرداد
کتاب باز
scissors️ برشی از یک کتاب _ شماره ۶۷
همه را در طول زندگیاش از دست داده بود. چون مسافری که در هر کدام از مهمانخانههای مسیرش، کمی از ثروتش را جا بگذارد...
blue_book بخشی از کتاب «مادام بوواری» اثر گوستاو فلوبر
#برشی_از_یک_کتاب
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
همه را در طول زندگیاش از دست داده بود. چون مسافری که در هر کدام از مهمانخانههای مسیرش، کمی از ثروتش را جا بگذارد...
blue_book بخشی از کتاب «مادام بوواری» اثر گوستاو فلوبر
#برشی_از_یک_کتاب
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ خرداد
کتاب باز
recycle️ کتاب شماره ۱۷۶:
books رنجهای ورتر جوان
✍ یوهان ولفگانگ گوته (مترجم: فریده مهدوی دامغانی)
#رمان
#داستان
small_blue_diamond کتاب رنج های ورتر جوان، رمانی نوشته یوهان ولفگانگ فون گوته است که نخستین بار در سال ۱۷۷۴ وارد بازار نشر شد. این رمان ماندگار و ارزشمند، داستان مردی جوان، ناراضی و پراحساس به نام ورتر را روایت می کند که عاشق و شیفته شارلوت، همسر یکی از دوستانش شده است؛ دوستی که گاهی اوقات مورد تحسین و گاهی دیگر، مورد نفرت ورتر قرار می گیرد. این داستان که کاوشی ژرف در ذهن هنرمندی جوان است، به سوالات همیشگی و کهن ذهن انسان می پردازد: معنای عشق، مرگ و سعادت چیست؟ کتاب رنج های ورتر جوان که رگه های خودزندگی نامه ای فراوانی دارد، بعدها تأثیر بسزایی بر جنبش «رمانتیسیسم» گذاشت. گوته دو سال قبل از انتشار این اثر، دوران پر فراز و نشیبی را گذراند و درست مثل شخصیت اصلی داستانش، عاشق زنی به نام شارلوت باف شد که در آن موقع، به نامزدی یکی از دوستان گوته درآمده بود.
این کتاب در اوایل انتشار، به دلیل توجیه مسئلهٔ خودکشی، مخالفت گسترده روحانیون را در پی داشت و درنتیجه فروش آن ممنوع اعلام شد، اما هیاهوی ناشی از این ممنوعیت به فروش بیشترِ اثر کمک کرد و طولی نکشید که به چندین زبان گوناگون ترجمه شد. این کتاب شهرت فراوانی برای گوته به همراه داشت و آوازهٔ او را به سراسر اروپا رساند. ناپلئون بناپارت، در دیداری خصوصی، خود به گوته اقرار کرد که ورتر را شش یا هفت مرتبه مطالعه کرده است.
*🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠 https://rubika.ir/irrbooks*
books رنجهای ورتر جوان
✍ یوهان ولفگانگ گوته (مترجم: فریده مهدوی دامغانی)
#رمان
#داستان
small_blue_diamond کتاب رنج های ورتر جوان، رمانی نوشته یوهان ولفگانگ فون گوته است که نخستین بار در سال ۱۷۷۴ وارد بازار نشر شد. این رمان ماندگار و ارزشمند، داستان مردی جوان، ناراضی و پراحساس به نام ورتر را روایت می کند که عاشق و شیفته شارلوت، همسر یکی از دوستانش شده است؛ دوستی که گاهی اوقات مورد تحسین و گاهی دیگر، مورد نفرت ورتر قرار می گیرد. این داستان که کاوشی ژرف در ذهن هنرمندی جوان است، به سوالات همیشگی و کهن ذهن انسان می پردازد: معنای عشق، مرگ و سعادت چیست؟ کتاب رنج های ورتر جوان که رگه های خودزندگی نامه ای فراوانی دارد، بعدها تأثیر بسزایی بر جنبش «رمانتیسیسم» گذاشت. گوته دو سال قبل از انتشار این اثر، دوران پر فراز و نشیبی را گذراند و درست مثل شخصیت اصلی داستانش، عاشق زنی به نام شارلوت باف شد که در آن موقع، به نامزدی یکی از دوستان گوته درآمده بود.
این کتاب در اوایل انتشار، به دلیل توجیه مسئلهٔ خودکشی، مخالفت گسترده روحانیون را در پی داشت و درنتیجه فروش آن ممنوع اعلام شد، اما هیاهوی ناشی از این ممنوعیت به فروش بیشترِ اثر کمک کرد و طولی نکشید که به چندین زبان گوناگون ترجمه شد. این کتاب شهرت فراوانی برای گوته به همراه داشت و آوازهٔ او را به سراسر اروپا رساند. ناپلئون بناپارت، در دیداری خصوصی، خود به گوته اقرار کرد که ورتر را شش یا هفت مرتبه مطالعه کرده است.
*🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠 https://rubika.ir/irrbooks*
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ خرداد
۱۶ خرداد
کتاب باز
anger ده نکته از زندگی یک نویسنده anger
beginner قسمت چهاردهم: پائولو کوئیلو
one پائولو کوییلو در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در خانوادهای سختگیر و نسبتاً مذهبی در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانهدار و پدرش مهندس بود. او از زمانی که یک نوجوان بود، تصمیم داشت نویسنده شود.
two درونگرایی و سرپیچی کوئیلو از سنتها در ۱۶ سالگی، منجر شد تا پدر و مادرش او را به یک مؤسسه روانی بفرستند که قبل از اینکه به سن ۲۰ سالگی برسد، سه بار از آنجا فرار کرد. کوئلیو بعدها اشاره کرد که «آنها نمیخواستند به من صدمه بزنند، اما آنها نمیدانستند چه کار باید بکنند، آنها این کار را انجام ندادند تا مرا نابود کنند بلکه این کار را کردند تا مرا نجات دهند.»
three به خاطر آرزوهای پدر و مادرش، کوئلیو در مدرسه حقوق ثبت نام کرده و رؤیای خود را برای نویسنده شدن رها کرد. یک سال بعد، مدرسه را ترک کرد و مدتی مثل یک هیپی زندگی کرد. از جنوب آمریکا، شمال آفریقا، مکزیک، و اروپا مسافرت کرد. بعدها، پائولو کوئیلو کتابی را با عنوان «ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد» تحت تأثیر همین دوران نوشت که باعث به تصویب رسیدن قانون ممنوعیت پذیرش بیرویهی بیماران روانی در بیمارستانها شد.
four پائولو در سال ۱۹۶۰ به اعتیاد روی آورد و مدتی را درگیر مواد مخدر و الکل بود.
five در سال ۱۹۷۴، کوئلیو به جرم فعالیتهای «خرابکارانه» توسط دولت نظامی حاکم دستگیر شد؛ دولتی که حدود ده سالی بود که قدرت را به دست گرفته بود و اشعار و ترانههای کوئلیو را به عنوان جناح چپ برای خود تهدید آمیز تلقی میکرد.
six در سال ۱۹۸۶، کوئلیو بیش از ۵۰۰ مایل در جاده سانتیاگو د کامپوستلا در شمال غربی اسپانیا راه رفت که نقطه عطفی در زندگی اش شد. در راه، کوئلیو یک بیداری معنوی را تجربه کرد. او در یک مصاحبه اظهار داشت: «در سال ۱۹۸۶، من از کارهایی که میکردم احساس خوبی داشتم. با کاری که داشتم آب و غذای من در حدی فراهم میشد که بتوانم روی تمثیل کیمیاگر کار کنم. کسی را داشتم که او را دوست میداشتم. اما آنها رؤیای من نبود. نویسنده شدن رؤیای من بود و هنوز هست.»
seven در سال ۱۹۸۲ کوئلیو اولین کتاب خود را بنام آرشیوهای جهنم منتشر کرد که با شکست مواجه شد. در سال ۱۹۸۶، کوئلیو رمان خاطرات یک مغ را نوشت. سال بعد کوئلیو، کیمیاگر را نوشت و آن را از طریق یک ناشر کوچک برزیلی در۹۰۰ نسخه منتشر کرد و تصمیم گرفت آن را تجدید چاپ نکند. او سپس یک چاپخانه بزرگتر پیدا کرد، و با انتشار کتاب بعدی خود بنام بریدا، کتاب کیمیاگر به پرفروشترین کتاب برزیلی تبدیل شد. بیش از ۶۵ میلیون نسخه از کیمیاگر به فروش رفته و به یکی از پر فروشترین کتابها در تاریخ تبدیل شدهاست.
eight او پرفروشترین نویسنده پرتغالی زبان در تمام اعصار است. کتاب کیمیاگر او به بیش از ۷۰ زبان ترجمه شدهاست که هفتاد و یکمین آن زبان مالتی بود. کیمیاگر به دلیل داشتن رکورد بیشترین تعداد ترجمه به زبانهای مختلف، تحت عنوان کتابی از یک نویسنده زنده که به بیشترین زبانهای دنیا ترجمه شده، در فهرست رکوردهای جهانی گینس قرار گرفت.
nine پائولو در ۲۶ سالگی در یک شرکت تولید موسیقی مشغول به کار شد و پس از آشنایی با زنی، با او ازدواج کرد اما این ازدواج نهایتا به جدایی منجر شد. مدتی بعد با دوستی قدیمی به نام کریستینا اویتیسیکا ملاقات کرد که منجر به ازدواج آنها شد و هنوز باهم زندگی میکنند. او و همسرش کریستینا اویتیسیکا اوقات خود را بین اروپا و ریو دو ژانیرو، برزیل میگذرانند. همچنین کوئیلو در سال ۱۳۷۹ سفری به شهرهای تهران و شیراز داشته است.
zeroone او یک کاتولیک رومی است و بهطور منظم در میان مراسم ربانی حضور مییابد در سال ۱۹۹۶، کوئلیو مؤسسه پائولو کوئلیو را تأسیس کرد که به کودکان و افراد مسن با مشکلات مالی کمک میکند. در سپتامبر ۲۰۰۷، کوئلیو توسط سازمان ملل متحد به عنوان پیامآور صلح نامیده شد و از همان سال سفیر صلح سازمان ملل در موضوع فقر و گفتگوی بین فرهنگی است.
#ده_نکته_از_زندگی_یک_نویسنده
#پائولو_کوئیلو
🟢 بله: https://ble.ir/irrbooks
🟠 روبیکا: https://rubika.ir/irrbooks
beginner قسمت چهاردهم: پائولو کوئیلو
one پائولو کوییلو در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در خانوادهای سختگیر و نسبتاً مذهبی در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانهدار و پدرش مهندس بود. او از زمانی که یک نوجوان بود، تصمیم داشت نویسنده شود.
two درونگرایی و سرپیچی کوئیلو از سنتها در ۱۶ سالگی، منجر شد تا پدر و مادرش او را به یک مؤسسه روانی بفرستند که قبل از اینکه به سن ۲۰ سالگی برسد، سه بار از آنجا فرار کرد. کوئلیو بعدها اشاره کرد که «آنها نمیخواستند به من صدمه بزنند، اما آنها نمیدانستند چه کار باید بکنند، آنها این کار را انجام ندادند تا مرا نابود کنند بلکه این کار را کردند تا مرا نجات دهند.»
three به خاطر آرزوهای پدر و مادرش، کوئلیو در مدرسه حقوق ثبت نام کرده و رؤیای خود را برای نویسنده شدن رها کرد. یک سال بعد، مدرسه را ترک کرد و مدتی مثل یک هیپی زندگی کرد. از جنوب آمریکا، شمال آفریقا، مکزیک، و اروپا مسافرت کرد. بعدها، پائولو کوئیلو کتابی را با عنوان «ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد» تحت تأثیر همین دوران نوشت که باعث به تصویب رسیدن قانون ممنوعیت پذیرش بیرویهی بیماران روانی در بیمارستانها شد.
four پائولو در سال ۱۹۶۰ به اعتیاد روی آورد و مدتی را درگیر مواد مخدر و الکل بود.
five در سال ۱۹۷۴، کوئلیو به جرم فعالیتهای «خرابکارانه» توسط دولت نظامی حاکم دستگیر شد؛ دولتی که حدود ده سالی بود که قدرت را به دست گرفته بود و اشعار و ترانههای کوئلیو را به عنوان جناح چپ برای خود تهدید آمیز تلقی میکرد.
six در سال ۱۹۸۶، کوئلیو بیش از ۵۰۰ مایل در جاده سانتیاگو د کامپوستلا در شمال غربی اسپانیا راه رفت که نقطه عطفی در زندگی اش شد. در راه، کوئلیو یک بیداری معنوی را تجربه کرد. او در یک مصاحبه اظهار داشت: «در سال ۱۹۸۶، من از کارهایی که میکردم احساس خوبی داشتم. با کاری که داشتم آب و غذای من در حدی فراهم میشد که بتوانم روی تمثیل کیمیاگر کار کنم. کسی را داشتم که او را دوست میداشتم. اما آنها رؤیای من نبود. نویسنده شدن رؤیای من بود و هنوز هست.»
seven در سال ۱۹۸۲ کوئلیو اولین کتاب خود را بنام آرشیوهای جهنم منتشر کرد که با شکست مواجه شد. در سال ۱۹۸۶، کوئلیو رمان خاطرات یک مغ را نوشت. سال بعد کوئلیو، کیمیاگر را نوشت و آن را از طریق یک ناشر کوچک برزیلی در۹۰۰ نسخه منتشر کرد و تصمیم گرفت آن را تجدید چاپ نکند. او سپس یک چاپخانه بزرگتر پیدا کرد، و با انتشار کتاب بعدی خود بنام بریدا، کتاب کیمیاگر به پرفروشترین کتاب برزیلی تبدیل شد. بیش از ۶۵ میلیون نسخه از کیمیاگر به فروش رفته و به یکی از پر فروشترین کتابها در تاریخ تبدیل شدهاست.
eight او پرفروشترین نویسنده پرتغالی زبان در تمام اعصار است. کتاب کیمیاگر او به بیش از ۷۰ زبان ترجمه شدهاست که هفتاد و یکمین آن زبان مالتی بود. کیمیاگر به دلیل داشتن رکورد بیشترین تعداد ترجمه به زبانهای مختلف، تحت عنوان کتابی از یک نویسنده زنده که به بیشترین زبانهای دنیا ترجمه شده، در فهرست رکوردهای جهانی گینس قرار گرفت.
nine پائولو در ۲۶ سالگی در یک شرکت تولید موسیقی مشغول به کار شد و پس از آشنایی با زنی، با او ازدواج کرد اما این ازدواج نهایتا به جدایی منجر شد. مدتی بعد با دوستی قدیمی به نام کریستینا اویتیسیکا ملاقات کرد که منجر به ازدواج آنها شد و هنوز باهم زندگی میکنند. او و همسرش کریستینا اویتیسیکا اوقات خود را بین اروپا و ریو دو ژانیرو، برزیل میگذرانند. همچنین کوئیلو در سال ۱۳۷۹ سفری به شهرهای تهران و شیراز داشته است.
zeroone او یک کاتولیک رومی است و بهطور منظم در میان مراسم ربانی حضور مییابد در سال ۱۹۹۶، کوئلیو مؤسسه پائولو کوئلیو را تأسیس کرد که به کودکان و افراد مسن با مشکلات مالی کمک میکند. در سپتامبر ۲۰۰۷، کوئلیو توسط سازمان ملل متحد به عنوان پیامآور صلح نامیده شد و از همان سال سفیر صلح سازمان ملل در موضوع فقر و گفتگوی بین فرهنگی است.
#ده_نکته_از_زندگی_یک_نویسنده
#پائولو_کوئیلو
🟢 بله: https://ble.ir/irrbooks
🟠 روبیکا: https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ خرداد
کتاب باز
🖊 من مشروب میخوردم تا غصههام رو غرق کنم، اما اون لعنتیها شنا یاد گرفتند.
bust_in_silhouette فریدا کالو
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
🟩 https://ble.ir/irrbooks
bust_in_silhouette فریدا کالو
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
🟩 https://ble.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۷ خرداد
کتاب باز
recycle️ کتاب شماره ۱۷۷:
books سرگذشت ندیمه
✍ مارگارت اتوود (مترجم: سهیل سمی)
#رمان
#داستان
small_blue_diamond یک روز صبح از خواب بیدار میشوید و تمام چیزهایی را که در زندگی دارید، از شما میگیرند. وضعیت اضطراری اعلام شده است. رئیس جمهور را به ضرب گلوله ترور کردهاند و تمامی اعضای کنگره را به رگبار بستهاند و حکومت جدید اعلام وجود کرده: جمهوری جلید. حکومت جدید، قانون اساسی را لغو کرده و قوانینی سفت و سخت و باورنکردنی بر اساس تفاسیر معوج از کتاب انجیل ارائه میدهد تا به خیال خودش حکومت آرمانی مسیح را بر زمین مستقر کند. قوانین جدید، کوچکترین کارهای روزمره را تحت کنترل مستقیم خود میگیرد؛ تصمیماتی مانند ازدواج، طلاق و... دیگر امری شخصی نیست و باید بر اساس دستورات حکومتی صورت بگیرد. بر اساس این قوانین، زندگی پیشینِ شما مردود است. باید همسرتان، دخترتان، شغل و خانهی کوچکتان را رها کنید و بپذیرید که جزوی از اموال یکی از قانونگذاران حکومت جدید هستید... این داستان زنی به نام آفرد است که با زبان خود او در کتاب سرگذشت ندیمه، به قلم مارگارت اتوود، روایت میشود.
در این سرزمینِ جهنمی و تاریک که گویی یکشبه از آسمان به زمین نازل شده، اکثر مردم عقیم هستند و مسئلهی زاد ولد، ساختار طبقات اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. بر همین اساس، طبقهی جدیدی از زنان شکل میگیرد که ندیمه نام دارند. ندیمهها توسط خانوادههای قدرتمندان و ثروتمندان به اسارت گرفته میشوند تا برایشان فرزندآوری کنند. آفرد که نام اصلیاش را تغییر دادهاند، یکی از همین ندیمههاست. او را در شهر ماساچوست امریکا به ندیمگی یکی از فرماندهان جلید درآوردهاند...
small_red_triangleپرفروشترین کتاب ساندی تایمز
small_red_triangleکتاب منتخب سردبیر آمازون
small_red_triangleپرفروشترین کتاب سایت آمازون در زمینه متون فمینیستی
small_red_triangleنامزد جایزه بوکر در سال ۱۹۸۶
small_red_triangleبرنده جایزه بهترین داستان لس آنجلس تایمز در سال ۱۹۸۶
small_red_triangleنامزد جایزه بهترین رمان پرومتئوس در سال ۱۹۸۷
small_red_triangleبرنده جایزه آدی در زمینه ادبیات داستانی در سال ۲۰۱۳
small_red_triangleبرنده جایزه آرتور سی کلارک در سال ۱۹۸۷
🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠 https://rubika.ir/irrbooks
books سرگذشت ندیمه
✍ مارگارت اتوود (مترجم: سهیل سمی)
#رمان
#داستان
small_blue_diamond یک روز صبح از خواب بیدار میشوید و تمام چیزهایی را که در زندگی دارید، از شما میگیرند. وضعیت اضطراری اعلام شده است. رئیس جمهور را به ضرب گلوله ترور کردهاند و تمامی اعضای کنگره را به رگبار بستهاند و حکومت جدید اعلام وجود کرده: جمهوری جلید. حکومت جدید، قانون اساسی را لغو کرده و قوانینی سفت و سخت و باورنکردنی بر اساس تفاسیر معوج از کتاب انجیل ارائه میدهد تا به خیال خودش حکومت آرمانی مسیح را بر زمین مستقر کند. قوانین جدید، کوچکترین کارهای روزمره را تحت کنترل مستقیم خود میگیرد؛ تصمیماتی مانند ازدواج، طلاق و... دیگر امری شخصی نیست و باید بر اساس دستورات حکومتی صورت بگیرد. بر اساس این قوانین، زندگی پیشینِ شما مردود است. باید همسرتان، دخترتان، شغل و خانهی کوچکتان را رها کنید و بپذیرید که جزوی از اموال یکی از قانونگذاران حکومت جدید هستید... این داستان زنی به نام آفرد است که با زبان خود او در کتاب سرگذشت ندیمه، به قلم مارگارت اتوود، روایت میشود.
در این سرزمینِ جهنمی و تاریک که گویی یکشبه از آسمان به زمین نازل شده، اکثر مردم عقیم هستند و مسئلهی زاد ولد، ساختار طبقات اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. بر همین اساس، طبقهی جدیدی از زنان شکل میگیرد که ندیمه نام دارند. ندیمهها توسط خانوادههای قدرتمندان و ثروتمندان به اسارت گرفته میشوند تا برایشان فرزندآوری کنند. آفرد که نام اصلیاش را تغییر دادهاند، یکی از همین ندیمههاست. او را در شهر ماساچوست امریکا به ندیمگی یکی از فرماندهان جلید درآوردهاند...
small_red_triangleپرفروشترین کتاب ساندی تایمز
small_red_triangleکتاب منتخب سردبیر آمازون
small_red_triangleپرفروشترین کتاب سایت آمازون در زمینه متون فمینیستی
small_red_triangleنامزد جایزه بوکر در سال ۱۹۸۶
small_red_triangleبرنده جایزه بهترین داستان لس آنجلس تایمز در سال ۱۹۸۶
small_red_triangleنامزد جایزه بهترین رمان پرومتئوس در سال ۱۹۸۷
small_red_triangleبرنده جایزه آدی در زمینه ادبیات داستانی در سال ۲۰۱۳
small_red_triangleبرنده جایزه آرتور سی کلارک در سال ۱۹۸۷
🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۷ خرداد
کتاب باز
scissors️ برشی از یک کتاب _ شماره ۶۸
مادرش به او یاد داد، که همه را شما خطاب کند، چون معتقد بود «تو گفتن» زمینهساز سلطه دیگران بر ماست.
به او گفته بود «شما» اولین سد امنیت در زندگی است...
blue_book بخشی از کتاب «در انتظار بوجانگلز» اثر اولیویه بوردو
#برشی_از_یک_کتاب
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
مادرش به او یاد داد، که همه را شما خطاب کند، چون معتقد بود «تو گفتن» زمینهساز سلطه دیگران بر ماست.
به او گفته بود «شما» اولین سد امنیت در زندگی است...
blue_book بخشی از کتاب «در انتظار بوجانگلز» اثر اولیویه بوردو
#برشی_از_یک_کتاب
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ خرداد
کتاب باز
bust_in_silhouette پُر است بازار از دلقکان باوقار و ملت از مردان بزرگ خویش بر خویش می بالد! اینان برای او خداوندگاران این دَم اند. امّا دَم بر ایشان زور میآورد و آنان بر تو زور میآورند و از تو نیز «آری» یا «نه» میطلبند. وای بر تو که می خواهی کرسی ات را میان «باد» و «مَباد» بگذاری!
ای عاشق حقیقت، بر این مطلقخواهان زورآور رشک مَوَرز! شاهباز حقیقت هرگز بر ساعد هیچ مطلقخواه ننشسته است.
bust_in_silhouette فریدریش نیچه
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
🟩 https://ble.ir/irrbooks
ای عاشق حقیقت، بر این مطلقخواهان زورآور رشک مَوَرز! شاهباز حقیقت هرگز بر ساعد هیچ مطلقخواه ننشسته است.
bust_in_silhouette فریدریش نیچه
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
🟩 https://ble.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ خرداد
کتاب باز
recycle️ کتاب شماره ۱۷۸:
books زندگی با تمام وجود
✍ برنه براون (مترجم: مریم تقدیسی)
#خودیاری
#موفقیت
small_blue_diamond زندگی با تمام وجود کتابی نوشته برنه براون نویسنده نامآشنای حوزه رشد فردی و موفقیت در زندگی است. زندگــی کــردن بــا تمــام وجــود، یعنــی عملــی کــردن ارزش هایــی کــه بــه آنهــا اعتقــاد داریـد.
زندگی با تمام وجود یعنـی پـرورش شـهامت، همدلـی و ارتبـاط، به نحـوی کـه وقتـی صبـح از خـواب بیـدار میشـوید، فکـر کنیـد: امـروز چـه همـهی کارهایـم را انجـام دهـم و چـه نیمـه کاره باقــی بماننــد، بــاز هــم خــوب و بــاارزش هســتم. یعنــی وقتــی شــب بــه رخت خــواب می رویـد، بـا خودتـان فکـر کنیـد: بلـه، مـن کامـل نیسـتم، آسـیبپذیر هسـتم و گاهـی هـم می ترسـم. ولـی ایـن باعـث تغییـر ایـن حقیقـت نمی شـود کـه هـم شـهامت دارم و هـم ارزش دوسـت داشـته شـدن و داشـتن حـس تعلـق را دارم.
بروان در این کتاب به شما میگوید که زندگی کردن با تمام وجود یک امر موقتی نیست بلکه یک فرایند است. فرایندی که شما خودتان آن را میسازید و پیش میبرید. او در این کتاب به شما اطلاعاتی میدهد که بتوانید با آنها دست به انتخابهای صحیح برای زندگی با تمام وجودتان بزنید. او زندگی با تمام وجود را به سفری تشبیه کرده که برای راهی شدن باید ابزارها و وسایل کافی و درست همراهتان باشد.
تاکید بروان در این کتاب بر پذیرش کاستیها است؛ این که کاستیهای خود را بپذیریم تا بتوانیم به موفقیتهای بیشتری برسیم. او اعتقاد دارد کمالگرایی باعث ایجاد مشکلات جدی در زندگی میشود و در نهایت انسان را به درماندگی میرساند.
🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠 https://rubika.ir/irrbooks
books زندگی با تمام وجود
✍ برنه براون (مترجم: مریم تقدیسی)
#خودیاری
#موفقیت
small_blue_diamond زندگی با تمام وجود کتابی نوشته برنه براون نویسنده نامآشنای حوزه رشد فردی و موفقیت در زندگی است. زندگــی کــردن بــا تمــام وجــود، یعنــی عملــی کــردن ارزش هایــی کــه بــه آنهــا اعتقــاد داریـد.
زندگی با تمام وجود یعنـی پـرورش شـهامت، همدلـی و ارتبـاط، به نحـوی کـه وقتـی صبـح از خـواب بیـدار میشـوید، فکـر کنیـد: امـروز چـه همـهی کارهایـم را انجـام دهـم و چـه نیمـه کاره باقــی بماننــد، بــاز هــم خــوب و بــاارزش هســتم. یعنــی وقتــی شــب بــه رخت خــواب می رویـد، بـا خودتـان فکـر کنیـد: بلـه، مـن کامـل نیسـتم، آسـیبپذیر هسـتم و گاهـی هـم می ترسـم. ولـی ایـن باعـث تغییـر ایـن حقیقـت نمی شـود کـه هـم شـهامت دارم و هـم ارزش دوسـت داشـته شـدن و داشـتن حـس تعلـق را دارم.
بروان در این کتاب به شما میگوید که زندگی کردن با تمام وجود یک امر موقتی نیست بلکه یک فرایند است. فرایندی که شما خودتان آن را میسازید و پیش میبرید. او در این کتاب به شما اطلاعاتی میدهد که بتوانید با آنها دست به انتخابهای صحیح برای زندگی با تمام وجودتان بزنید. او زندگی با تمام وجود را به سفری تشبیه کرده که برای راهی شدن باید ابزارها و وسایل کافی و درست همراهتان باشد.
تاکید بروان در این کتاب بر پذیرش کاستیها است؛ این که کاستیهای خود را بپذیریم تا بتوانیم به موفقیتهای بیشتری برسیم. او اعتقاد دارد کمالگرایی باعث ایجاد مشکلات جدی در زندگی میشود و در نهایت انسان را به درماندگی میرساند.
🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ خرداد
۱۹ خرداد
کتاب باز
scissors️ برشی از یک کتاب _ شماره ۶۹
وجدان انسان تنها چیزیست که نمیتواند تابع نظر اکثریت باشد...
blue_book بخشی از کتاب «کشتن مرغ مینا» اثر هارپر لی
#برشی_از_یک_کتاب
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbook
وجدان انسان تنها چیزیست که نمیتواند تابع نظر اکثریت باشد...
blue_book بخشی از کتاب «کشتن مرغ مینا» اثر هارپر لی
#برشی_از_یک_کتاب
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbook
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ خرداد
کتاب باز
🖊 با ترسِ ناشی از بودن در کنار شخص نامناسب کنار میآیید؛ چون نمیتوانید با ترس از تنهایی کنار بیایید.
امید آلوده به تردید و تردید آغشته به امید...
bust_in_silhouette دیوید لویتان
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
امید آلوده به تردید و تردید آغشته به امید...
bust_in_silhouette دیوید لویتان
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
کتاب باز
recycle️ کتاب شماره ۱۷۹:
books دختر پرتقالی
✍ یوستین گردر(مترجم: )
#رمان
#داستان
small_blue_diamond یوستین گردر در کتاب دختر پرتقالی داستان «جرج رِد» را برایمان روایت میکند. او پانزدهساله است، یا اگر دقیقتر بگوییم، پانزده سال و سه هفته دارد. جرج یازده سال پیش، زمانی که تنها چهار سال بیشتر نداشت، پدرش را از دست داد. ناگفته پیداست که او چیز زیادی از پدرش بهخاطر نمیآورد. با این همه، جرج هیچگاه، حتی در خواب هم تصور نمیکرد روزی بتواند دوباره با پدرش ارتباط برقرار کند؛ اما این امر در دنیای واقعی ممکن شد.
همهی ماجرا از وقتی شروع شد که جرج از مدرسهی موسیقی به خانه آمد و مادربزرگ و پدربزرگش را در خانه دید. آن دو بیخبر برای دیدار جرج، خواهر کوچکش و مادرشان آمده بودند و خیال داشتند شب را در خانهی آنها بمانند. در این میان، سر و وضع همهی آنها، یعنی مامانبزرگ، بابابزرگ و مادر جرج، آشفته و نامرتب بود، اما بهنظر نمیرسید برایشان اهمیتی داشته باشد. جرج احتمال میداد مسألهای غیرعادی پیش آمده باشد و حق با او بود.
بألاخره مادربزرگ شروع به تعریف ماجرا کرد. قّصه از این قرار بود که آنها حین تمیز کردن انباری نامهای از پدر جرج یافته بودند. نامهای که او پیش از مرگش برای پسر خود نوشته بود. جرج حتی مطمئن نبود پدرش را به درستی به یاد میآورد. چطور میتوانست با این دستنوشتهها مواجه شود؟ دستنوشتههایی که جرج احتمال میداد بسیار رسمی باشند؛ کمابیش به اندازهی یک وصیتنامه. اما اوضاع متفاوت با آنچه که او در ذهن میپروراند پیش رفت...
*بخشی از جوایز دریافتی و افتخارات یوستین گردر*
small_red_triangle جایزه کتابفروشان نروژ در سال ۱۹۹۳ برای کتاب آریل
small_red_triangle جایزه پیر گینت در سال ۱۹۹۶
small_red_triangle جایزه منتقدان ادبیات نروژی در سال ۱۹۹۰ برای کتاب راز فال ورق
small_red_triangle جایزه کتابهای نوجوان آلمان در سال ۱۹۹۴ برای کتاب دنیای سوفی
small_red_triangle جایزهی ادبیات نوجوانان آلمان در سال ۱۹۹۶ برای کتاب آریل
small_red_triangle دریافت نشان سلطنتی سنت اولاو در سال ۲۰۰۵
*🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠 https://rubika.ir/irrbooks*
books دختر پرتقالی
✍ یوستین گردر(مترجم: )
#رمان
#داستان
small_blue_diamond یوستین گردر در کتاب دختر پرتقالی داستان «جرج رِد» را برایمان روایت میکند. او پانزدهساله است، یا اگر دقیقتر بگوییم، پانزده سال و سه هفته دارد. جرج یازده سال پیش، زمانی که تنها چهار سال بیشتر نداشت، پدرش را از دست داد. ناگفته پیداست که او چیز زیادی از پدرش بهخاطر نمیآورد. با این همه، جرج هیچگاه، حتی در خواب هم تصور نمیکرد روزی بتواند دوباره با پدرش ارتباط برقرار کند؛ اما این امر در دنیای واقعی ممکن شد.
همهی ماجرا از وقتی شروع شد که جرج از مدرسهی موسیقی به خانه آمد و مادربزرگ و پدربزرگش را در خانه دید. آن دو بیخبر برای دیدار جرج، خواهر کوچکش و مادرشان آمده بودند و خیال داشتند شب را در خانهی آنها بمانند. در این میان، سر و وضع همهی آنها، یعنی مامانبزرگ، بابابزرگ و مادر جرج، آشفته و نامرتب بود، اما بهنظر نمیرسید برایشان اهمیتی داشته باشد. جرج احتمال میداد مسألهای غیرعادی پیش آمده باشد و حق با او بود.
بألاخره مادربزرگ شروع به تعریف ماجرا کرد. قّصه از این قرار بود که آنها حین تمیز کردن انباری نامهای از پدر جرج یافته بودند. نامهای که او پیش از مرگش برای پسر خود نوشته بود. جرج حتی مطمئن نبود پدرش را به درستی به یاد میآورد. چطور میتوانست با این دستنوشتهها مواجه شود؟ دستنوشتههایی که جرج احتمال میداد بسیار رسمی باشند؛ کمابیش به اندازهی یک وصیتنامه. اما اوضاع متفاوت با آنچه که او در ذهن میپروراند پیش رفت...
*بخشی از جوایز دریافتی و افتخارات یوستین گردر*
small_red_triangle جایزه کتابفروشان نروژ در سال ۱۹۹۳ برای کتاب آریل
small_red_triangle جایزه پیر گینت در سال ۱۹۹۶
small_red_triangle جایزه منتقدان ادبیات نروژی در سال ۱۹۹۰ برای کتاب راز فال ورق
small_red_triangle جایزه کتابهای نوجوان آلمان در سال ۱۹۹۴ برای کتاب دنیای سوفی
small_red_triangle جایزهی ادبیات نوجوانان آلمان در سال ۱۹۹۶ برای کتاب آریل
small_red_triangle دریافت نشان سلطنتی سنت اولاو در سال ۲۰۰۵
*🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠 https://rubika.ir/irrbooks*
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
کتاب باز
scissors️ برشی از یک کتاب _ شماره ۷۰
اسکارلت، من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته، همان است که اول داشته ام.
آنچه که شکست، شکسته و من ترجیح میدهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم، به جای اینکه آن تکهها را به هم بچسبانم و تا وقتی زنده ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم.
blue_book بخشی از کتاب «بر باد رفته» اثر مارگارت میچل
#برشی_از_یک_کتاب
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
اسکارلت، من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته، همان است که اول داشته ام.
آنچه که شکست، شکسته و من ترجیح میدهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم، به جای اینکه آن تکهها را به هم بچسبانم و تا وقتی زنده ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم.
blue_book بخشی از کتاب «بر باد رفته» اثر مارگارت میچل
#برشی_از_یک_کتاب
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
کتاب باز
book نخستین علائم بروز بیماری وقتی شش ساله بودم پدیدار شدند. نشانههایش از خیلی قبلتر وجود داشتند، اما آن زمان بود که بالاخره خود را نشان دادند. آن روز، احتمالاً مامان فراموش کرده بود بعد از کودکستان دنبال من بیاید. بعداً به من گفت، که پس از این همه سال به ملاقات بابا رفته بوده، که به او بگوید بالاخره تصمیم گرفته رهایش کند، نه به این خاطر که با مرد جدیدی آشنا شده، بلکه چون میخواهد زندگیاش را از سر بگیرد. ظاهراً او همۀ این حرفها را در حالی که در و دیوار آرامگاه رنگورو رفتۀ بابا را میشسته، به او گفته بود. در حالی که عشق او یک بار و برای همیشه به پایان میرسید، من، مهمان ناخواندۀ عشق نوپای آنها، کاملاً از خاطر او رفته بودم...
fire بزودی... بارگذاری کتاب تحسین شده «بادام»، اثر خواندنی و خاص «وون پیونگ سون»
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
fire بزودی... بارگذاری کتاب تحسین شده «بادام»، اثر خواندنی و خاص «وون پیونگ سون»
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
کتاب باز
scissors️ برشی از یک کتاب _ شماره ۷۱
اگر در دنیا یک چیز باشد که بتواند عشق مرا در یک لحظه نیست و نابود کند، آن یک چیز ناسپاسی است.
blue_book بخشی از کتاب «برادران کارامازوف» اثر فئودور داستایفسکی
#برشی_از_یک_کتاب
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
اگر در دنیا یک چیز باشد که بتواند عشق مرا در یک لحظه نیست و نابود کند، آن یک چیز ناسپاسی است.
blue_book بخشی از کتاب «برادران کارامازوف» اثر فئودور داستایفسکی
#برشی_از_یک_کتاب
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ خرداد
کتاب باز
🖼 اثری از *سعید صادقی* کارتونیست ایرانی
#هنرهای_تجسمی
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
#هنرهای_تجسمی
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ خرداد
کتاب باز
🖊 آهای آیندگان، شما که از دل طوفانی بیرون می جهید،
که ما را بلعیده است.
وقتی از ضعف های ما حرف می زنید،
یادتان باشد
که از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید.
به یاد آورید که ما بیش از کفشهامان کشور عوض کردیم
و میدانهای جنگ طبقاتی را با یأس پشت سر گذاشتیم،
آنجا که ستم بود و اعتراضی نبود.
این را خوب می دانیم:
حتی نفرت از حقارت نیز
آدم را سنگدل می کند.
حتی خشم بر نابرابری هم
صدا را خشن می کند.
آخ! ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم،
خود نتوانستیم مهربان باشیم.
اما شما وقتی به روزی رسیدید،
که انسان یاور انسان بود
درباره ما
با رأفت داوری کنید!
bust_in_silhouetteبرتولت برشت
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
که ما را بلعیده است.
وقتی از ضعف های ما حرف می زنید،
یادتان باشد
که از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید.
به یاد آورید که ما بیش از کفشهامان کشور عوض کردیم
و میدانهای جنگ طبقاتی را با یأس پشت سر گذاشتیم،
آنجا که ستم بود و اعتراضی نبود.
این را خوب می دانیم:
حتی نفرت از حقارت نیز
آدم را سنگدل می کند.
حتی خشم بر نابرابری هم
صدا را خشن می کند.
آخ! ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم،
خود نتوانستیم مهربان باشیم.
اما شما وقتی به روزی رسیدید،
که انسان یاور انسان بود
درباره ما
با رأفت داوری کنید!
bust_in_silhouetteبرتولت برشت
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbooks
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ خرداد
کتاب باز
recycle️ کتاب شماره ۱۸۰:
books بادام
✍ وون پیونگ سون (مترجم: )
#رمان
#داستان
small_blue_diamond کتابی که پیش رویتان است، با نام بادام، شما را در معرض تجربهی احساسات چندگانهای قرار میدهد. شما با خواندن کتاب بادام خواهید خندید، عصبانی خواهید شد، گریه خواهید کرد و برخی از قسمتهای کتاب نفس شما را در سینه حبس خواهد کرد. یونجه شخصیت اصلی کتاب بادام (Almond: A Novel) است. او وقتی میبیند که بچهی دیگری در کوچه مورد ضرب و شتم قرار میگیرد، فقط خیره میشود؛ نه مداخلهای میکند و نه حتی تلاش میکند از آنجا فرار کند. در ادامهی داستان کتاب بادام است که متوجه میشویم که ناتوانی این پسر کرهای در بیان و یا درک احساساتی از جمله عصبانیت، از یک اختلال روانی ناشی میشود.
وقتی یونجه به سن بلوغ میرسد، یک تراژدی غیرقابلتصور اعضای خانوادهی او را درگیر میکند و اکنون او باید به تنهایی با جهان اطراف خود مواجه شود. از خلال این تجربهی هولناک است که یونجه در مواجهه با احساسی قرار میگیرد که تاکنون هرگز آن را درک نکرده است: عشق. دو نورون به شکل بادام در اعماق مغز یونجه وجود دارند که باعث میشوند او نتواند احساسات خود را بشناسد و آنها را بروز دهد. یونجه در زندگی خود هیچ دوستی ندارد، اما مادر و مادربزرگ فداکارش همواره در تلاش هستند تا زندگی امن و رضایتبخشی را برای او فراهم کنند. خانهی کوچک آنها در طبقهی بالای یک کتابفروشی قرار دارد. مادر یونجه روی دیوارهای کتابفروشی کاغذها و علامتهایی را نصب کرده است که به او یادآوری میکنند چه زمانی باید بگوید «متشکرم» و چه زمانی باید بخندد. تا این که در شب کریسمس و شانزدهمین سالگرد تولد یونجه، ناگهان همه چیز تغییر میکند.
small_red_triangleبرنده جایزه ادبی جوانان چانگبی در سال ۲۰۱۶
small_red_triangleبهترین کتاب آمازون در ماه مه ۲۰۲۰
small_red_triangleکتاب منتخب والاستریت ژورنال در فهرست «داستانهایی که میتوانند شما را به هرکجا ببرند»
small_red_triangleکتاب تحسینشده از سوی وبسایت Salon
small_red_triangleکتاب موردعلاقه گروه موسیقی BTS
small_red_triangleکتاب برگزیدهی وبسایت باستلز
*🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠 https://rubika.ir/irrbooks*
books بادام
✍ وون پیونگ سون (مترجم: )
#رمان
#داستان
small_blue_diamond کتابی که پیش رویتان است، با نام بادام، شما را در معرض تجربهی احساسات چندگانهای قرار میدهد. شما با خواندن کتاب بادام خواهید خندید، عصبانی خواهید شد، گریه خواهید کرد و برخی از قسمتهای کتاب نفس شما را در سینه حبس خواهد کرد. یونجه شخصیت اصلی کتاب بادام (Almond: A Novel) است. او وقتی میبیند که بچهی دیگری در کوچه مورد ضرب و شتم قرار میگیرد، فقط خیره میشود؛ نه مداخلهای میکند و نه حتی تلاش میکند از آنجا فرار کند. در ادامهی داستان کتاب بادام است که متوجه میشویم که ناتوانی این پسر کرهای در بیان و یا درک احساساتی از جمله عصبانیت، از یک اختلال روانی ناشی میشود.
وقتی یونجه به سن بلوغ میرسد، یک تراژدی غیرقابلتصور اعضای خانوادهی او را درگیر میکند و اکنون او باید به تنهایی با جهان اطراف خود مواجه شود. از خلال این تجربهی هولناک است که یونجه در مواجهه با احساسی قرار میگیرد که تاکنون هرگز آن را درک نکرده است: عشق. دو نورون به شکل بادام در اعماق مغز یونجه وجود دارند که باعث میشوند او نتواند احساسات خود را بشناسد و آنها را بروز دهد. یونجه در زندگی خود هیچ دوستی ندارد، اما مادر و مادربزرگ فداکارش همواره در تلاش هستند تا زندگی امن و رضایتبخشی را برای او فراهم کنند. خانهی کوچک آنها در طبقهی بالای یک کتابفروشی قرار دارد. مادر یونجه روی دیوارهای کتابفروشی کاغذها و علامتهایی را نصب کرده است که به او یادآوری میکنند چه زمانی باید بگوید «متشکرم» و چه زمانی باید بخندد. تا این که در شب کریسمس و شانزدهمین سالگرد تولد یونجه، ناگهان همه چیز تغییر میکند.
small_red_triangleبرنده جایزه ادبی جوانان چانگبی در سال ۲۰۱۶
small_red_triangleبهترین کتاب آمازون در ماه مه ۲۰۲۰
small_red_triangleکتاب منتخب والاستریت ژورنال در فهرست «داستانهایی که میتوانند شما را به هرکجا ببرند»
small_red_triangleکتاب تحسینشده از سوی وبسایت Salon
small_red_triangleکتاب موردعلاقه گروه موسیقی BTS
small_red_triangleکتاب برگزیدهی وبسایت باستلز
*🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠 https://rubika.ir/irrbooks*
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA3Kدنبال کننده
small_blue_diamondکنج دنجی برای غافل شدن از آنچه نمیتوان فراموش کرد...
.
ارتباط: @Mrm9999
.
small_orange_diamondبزرگترین بانک کتاب های Pdf فضای مجازی، با ده ها هزار عنوان کتاب رایگان در حال بارگزاری
مشاهده کانال پیامرسان.
ارتباط: @Mrm9999
.
small_orange_diamondبزرگترین بانک کتاب های Pdf فضای مجازی، با ده ها هزار عنوان کتاب رایگان در حال بارگزاری