۲۳ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
من بر نمیگردم .
نه به خاطر این که دوست ندارم ؛
که خودت میدونی از هر چیز و هر کسی بیشتر دوست دارم..
ولی گاهی اوقات تنها راه محافظت از کسایی که دوسشون داری ،
اینه که کنارشون نباشی:)!🧡shell..
نه به خاطر این که دوست ندارم ؛
که خودت میدونی از هر چیز و هر کسی بیشتر دوست دارم..
ولی گاهی اوقات تنها راه محافظت از کسایی که دوسشون داری ،
اینه که کنارشون نباشی:)!🧡shell..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
‹ گفتم : آخه اون هیچ تلاشی نکرد جلومو بگیره که نرم ! حتی یه بارم نگفت نرو ! خونوادمو تو خرمشهر به امون خدا ول کردم و باهاش رفتم سبزوار؛ چقد واسه خاطرش غریبی کشیدم تو اون شهر؛ آخه همیشه بهم میگفت اگه تو باهام باشی تا ته دنیا میرم ! دردم اینه که بعدِ اون همه سال، بعدِ او همه حرف، چقد به سادگی ازم گذشت !
گفت : تعجب نداره که !
گفتم : چطور مگه ؟!
گفت : اگه کسی به سادگی ازت گذشت، بدون که قبلا از یکی به سختی گذشته ..🖤🗞'! ›
-بابکزمانی
• لطفاًیکیمراازمرگنجاتبدهدorange_book
گفت : تعجب نداره که !
گفتم : چطور مگه ؟!
گفت : اگه کسی به سادگی ازت گذشت، بدون که قبلا از یکی به سختی گذشته ..🖤🗞'! ›
-بابکزمانی
• لطفاًیکیمراازمرگنجاتبدهدorange_book
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
- چه می شد آنی که دنبالش میگردی ؛
او نیز دنبال تو می گشت !(:
او نیز دنبال تو می گشت !(:
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ دی
۲۳ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
‹ حقیقتاً آخر هفته که میشه گذر زمان به رقت انگیزترین حالِ خودش صعود میکنه.
آدم یاد روزایی میفته که یه شوری از توی مغزش سُر میخورد میریخت توی بطن چپ و به ثانیه نرسیده پخش میشد همه جای بدن!
پای آدم جون میگرفت واسه بیرون زدن.
دست آدم جون میگرفت واسه تماس گرفتن با دوست و رفیق و عشق و این چیزا ..
فَکِ آدم جون میگرفت واسه وراجی کردن.
لبش جون میگرفت واسه خندیدن.
آخر هفته که میشه آدم خماریِ ذوقِ تهکشیدش رو میکشه. حالا نه اینکه خیلی توی زندگی ما اثر عجیبی داشته باشه، واسه ما روزای هفته فرقی با هم نداره؛
توی همین بیست متر اتاق راه میریم، کتاب میخونیم، فیلم میبینیم، یه چیزایی مینویسیم.
از اتاق بیرونم میریم، میریم تا آشپزخونه، از سماورِ خستهمون واسه خودمون یه استکان کمر باریک چای کهنه دم میریزیم ..
مردونه هر دفعه میریم بیرون لامپو خاموش میکنیم.
بعد دوباره برمیگردیم توی اتاق، دراز میشیم، زل میزنیم به سقف، فکرمون داغ میکنه، چای یخ میشه، هوا میره رو به تاریکی، لامپ خاموشه، هی فکر میکنیم.
نمیدونم سرنخِ فکرمون از کجا شروع میشه اما تهش ختم میشه دقیقا به همینجا، میرسیم به این نکته که ذوق آدم نه ضعیف میشه نه آستیگمات! یکدفعه کور میشه وُ هیچ مدل پیوندی هم نمیخوره :)! musical_scoreseedling'›
آدم یاد روزایی میفته که یه شوری از توی مغزش سُر میخورد میریخت توی بطن چپ و به ثانیه نرسیده پخش میشد همه جای بدن!
پای آدم جون میگرفت واسه بیرون زدن.
دست آدم جون میگرفت واسه تماس گرفتن با دوست و رفیق و عشق و این چیزا ..
فَکِ آدم جون میگرفت واسه وراجی کردن.
لبش جون میگرفت واسه خندیدن.
آخر هفته که میشه آدم خماریِ ذوقِ تهکشیدش رو میکشه. حالا نه اینکه خیلی توی زندگی ما اثر عجیبی داشته باشه، واسه ما روزای هفته فرقی با هم نداره؛
توی همین بیست متر اتاق راه میریم، کتاب میخونیم، فیلم میبینیم، یه چیزایی مینویسیم.
از اتاق بیرونم میریم، میریم تا آشپزخونه، از سماورِ خستهمون واسه خودمون یه استکان کمر باریک چای کهنه دم میریزیم ..
مردونه هر دفعه میریم بیرون لامپو خاموش میکنیم.
بعد دوباره برمیگردیم توی اتاق، دراز میشیم، زل میزنیم به سقف، فکرمون داغ میکنه، چای یخ میشه، هوا میره رو به تاریکی، لامپ خاموشه، هی فکر میکنیم.
نمیدونم سرنخِ فکرمون از کجا شروع میشه اما تهش ختم میشه دقیقا به همینجا، میرسیم به این نکته که ذوق آدم نه ضعیف میشه نه آستیگمات! یکدفعه کور میشه وُ هیچ مدل پیوندی هم نمیخوره :)! musical_scoreseedling'›
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ دی
۲۳ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
دلتنگ کسی هستـم، دلتنگ نگاهم نیست
من منتظـرم امـا، او چشم به راهـم نیست
در سینه ی من غوغاست او بی خبر از حالم
در موج غم و اندوه ، افسوس پناهم نیست
در خود گره ای کورم ، می سوزم و می سازم
بر سوز دلم غیـر از ، اشکی که گواهم نیست
شرح من و احوالم ، هر لحظه پر از درد است
همچون شب تارم که بی نورم و ماهم نیست
او یوسف عشق است و ، من هم که زلیخایم
عشق است و رسوایی، باکی ز گناهم نیست
از درد پـرم امـشب ، کـو سنگِ صبـورِ من؟
امشب چه کنم مرهم، برغصه و آهم نیست.
من منتظـرم امـا، او چشم به راهـم نیست
در سینه ی من غوغاست او بی خبر از حالم
در موج غم و اندوه ، افسوس پناهم نیست
در خود گره ای کورم ، می سوزم و می سازم
بر سوز دلم غیـر از ، اشکی که گواهم نیست
شرح من و احوالم ، هر لحظه پر از درد است
همچون شب تارم که بی نورم و ماهم نیست
او یوسف عشق است و ، من هم که زلیخایم
عشق است و رسوایی، باکی ز گناهم نیست
از درد پـرم امـشب ، کـو سنگِ صبـورِ من؟
امشب چه کنم مرهم، برغصه و آهم نیست.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
عاشقت بودم ولی، دیگر نمیخواهم تورا
مرز بین عشق و نفرت را تو دادی یاد من
آن اوایل خنده ات بدجور بر دل می نشست
لایق عشقی که دادم را نبودی ماه من
روزه بودم، آمدی عطرت مرا دیوانه کرد
باطلش کردی ولی جانا فدایت، دین من
با خودم گفتم که شاید دین و ایمان میشود
خود ندانستم که او، شد قاتل ایمانِ من
خاطراتش میزند یک قوم قاجاری زمین
عاشقش بودم وگرنه، او کجا وُ قلبِ من
شاید این مهری که آید روی آبان ماه ها
مهربانش میکند اما بجز دستان من
این خزان بو برده از عشقی که درگیرش شدم
با نسیمش می زند زخمی به روی درد من
جمعه ها با خلوتم یک جمعِ خونین میشویم
من غزل میگویم و با ناله گوییم وای من
دیدمت با دیگری گویا که مُردم یک نگاه
مرز بین عشق و نفرت را تو دادی یاد من🖤
مرز بین عشق و نفرت را تو دادی یاد من
آن اوایل خنده ات بدجور بر دل می نشست
لایق عشقی که دادم را نبودی ماه من
روزه بودم، آمدی عطرت مرا دیوانه کرد
باطلش کردی ولی جانا فدایت، دین من
با خودم گفتم که شاید دین و ایمان میشود
خود ندانستم که او، شد قاتل ایمانِ من
خاطراتش میزند یک قوم قاجاری زمین
عاشقش بودم وگرنه، او کجا وُ قلبِ من
شاید این مهری که آید روی آبان ماه ها
مهربانش میکند اما بجز دستان من
این خزان بو برده از عشقی که درگیرش شدم
با نسیمش می زند زخمی به روی درد من
جمعه ها با خلوتم یک جمعِ خونین میشویم
من غزل میگویم و با ناله گوییم وای من
دیدمت با دیگری گویا که مُردم یک نگاه
مرز بین عشق و نفرت را تو دادی یاد من🖤
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ دی
۲۳ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
ماه شب باشد شاهد من، که من هیچ شبی را
بی یاد تو سحر نکردم :(((🖤
بی یاد تو سحر نکردم :(((🖤
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
یکروز میآیی که من، دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستم!
یکروز میآیی که من، نه عقل دارم نه جنون؛
نه شک به چیزی، نه یقین، مست و خمارت نیستم
شب زندهداری میکنی، تا صبح زاری میکنی
تو بیقراری میکنی، من بیقرارت نیستم!
پاییز تو سر میرسد، قدری زمستانی و بعد
گل میدهی، نو میشوی، من در بهارت نیستم
زنگارها را شستهام، دور از کدورتهای دور
آیینهای پیش توأم، اما کنارت نیستم
دور دلم دیوار نیست، اِنکارِ من دشوار نیست
اصلا "منی" در کار نیست، اَمنَم حصارت نیستم:))🖤
از صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستم!
یکروز میآیی که من، نه عقل دارم نه جنون؛
نه شک به چیزی، نه یقین، مست و خمارت نیستم
شب زندهداری میکنی، تا صبح زاری میکنی
تو بیقراری میکنی، من بیقرارت نیستم!
پاییز تو سر میرسد، قدری زمستانی و بعد
گل میدهی، نو میشوی، من در بهارت نیستم
زنگارها را شستهام، دور از کدورتهای دور
آیینهای پیش توأم، اما کنارت نیستم
دور دلم دیوار نیست، اِنکارِ من دشوار نیست
اصلا "منی" در کار نیست، اَمنَم حصارت نیستم:))🖤
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
⸤ بهصرفِدِلتنگی ⸣:
- غمگین ترین جمله عمرمو تو مراسمِ ختم
یه پسرِ جوون از زبونِ دوستش شنیدم ك میگفت :
یعنی از این به بعد سرِ همه کلاسا غایبه ?!('
- غمگین ترین جمله عمرمو تو مراسمِ ختم
یه پسرِ جوون از زبونِ دوستش شنیدم ك میگفت :
یعنی از این به بعد سرِ همه کلاسا غایبه ?!('
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ دی
۲۵ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
تنهآت میزآرن تو تنهآییآت🤡broken_heart-
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ دی
۲۵ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
ادما واقعا عجیبن..
چون هرسری فقط اونایی که از قشنگی چشام تعریف میکنن اشکمو در میارن :)heart️🩹
#دیواته
چون هرسری فقط اونایی که از قشنگی چشام تعریف میکنن اشکمو در میارن :)heart️🩹
#دیواته
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ دی
۲۵ دی
۲۵ دی
۲۶ دی
۲۷ دی
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
شاید باورت نشه ولی درست همونطور که بودن من عادی شد نبودن تو هم عادی میشه.!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۹ دی
۸ بهمن
🅻 🆂🆄🆁🆅🅸🆅🅴🅳
https://rubika.ir/joing/FGAHHBCD0QKAKEOJBEVAENINMBYWPABC
بچها گپ تازه تعسیس شودع
بیان خوش میگذره🙃
شکلات میدم بهتون
بچها گپ تازه تعسیس شودع
بیان خوش میگذره🙃
شکلات میدم بهتون
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA49دنبال کننده
₍ کودک خوشحال دیروز،
غرق در غمهای امروز!
یاد باران رفته از یاد؛
آرزوها رفته بر باد! heart️🩹' ₎
استاࢪت چنل:¹⁴⁰²/¹⁰/¹⁷
- هرگونهکپیپیگردقانونیدارد.
| تبلیغاتارزانباقیمتهایبهصرفه ↵
مشاهده کانال پیامرسانغرق در غمهای امروز!
یاد باران رفته از یاد؛
آرزوها رفته بر باد! heart️🩹' ₎
استاࢪت چنل:¹⁴⁰²/¹⁰/¹⁷
- هرگونهکپیپیگردقانونیدارد.
| تبلیغاتارزانباقیمتهایبهصرفه ↵