اگر در آرزوی یافتن حقیقتی "تو" باید محو شوی. #موجی
«هیچ کس را تا نگردد او فنا نیست ره در بارگاه کبریا» #مولانا
به نفس کشیدنتان آگاه باشید. آیا این شخص (علی، مریم، سارا، ...) نفس میکشد یا نفس کشیدن خود به خودی اتفاق میفتد؟
به دستوپایتان نگاه کنید، آیا اینها دست و پای این شخص هستند یا خود به خودی فقط وجود دارند؟
متوجهی دیدن یا نگاه کردن باشید. آیا این شخص با توانایی خودش مشغول دیدن است یا دیدن، شنیدن، بوییدن و ... خود به خودی توسط همان نیرویی که تمام آن فرایند را پیش برد اتفاق میفتد؟ همینطور راه رفتن، حرف زدن و ... این صدایی که از حنجره بیرون میآید از کجاست؟ فرایند تولید صدا از کجاست؟ آیا این شخص از ماهیت و ذات و خلق این صدا آگاه است یا صدا هم بهطور خود به خودی مثل نفس کشیدن فقط اتفاق میفتد؟ این چیزی که در آینه میبینم آیا صورت من است؟
از این چیزی که گمان میکنی هستی "تماماً" خالی شو تا متوجهی آن چیزی که حقیقتاً هستی بشوی. حقیقت تو همان هشیاریای است که یک تکسلول را تبدیل به چیزی کرد که هماکنون مشغول خواندن این متن است.
"تو یکی نیستی ای خوش رفیق بلکه گردونی و دریای عمیق" #مولانا