۱۸ خرداد
𝙢𝙤𝙤𝙣🌚
من سر رفیقام شوخی ندارم سیسی جون _🤷🏻♀️ribbon
#𝗯io
#𝗯io
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
𝙢𝙤𝙤𝙣🌚
همه میگن عشق تمام ماجراست..
ولی من میگم رفیق تمام ماجراست 🫂hearts
#𝗯io
ولی من میگم رفیق تمام ماجراست 🫂hearts
#𝗯io
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
۱۹ خرداد
𝙢𝙤𝙤𝙣🌚
ازدواج اجبار 🩵ocean
#𝐏𝐀𝐑𝐓_94
مطمعن بودم تو دلش داره بهم میگه لعنتی
ولی من ذوق داشتم
آخرین بار دو سال پیش بود که فرش شست همسایمون و من بهشون نگاه میکردم
بعد اینکه وسایلاشو آورد نیم نگاهی به من کرد و گفت
+چیکار کنیم الان ؟
لب زدم
_باید فرشارو خیس کنیم فکر کنم
اوهومیگفت
شلنگ و وصل که بن شیر آب و آب و باز کرد
خوب که خیس کردیم نگاهی به فرش انداخت
+الان چیکار کنیم
به تاید اشاره کردم و گفتم
_تاید بریز ، هر دو تاشو ..
باشه ای گفت و کاری که گفتم و انجام داد
تو همین حالت لب زد
+میدونستی مامان بیاد ببینه تو چه وضعی این سکته میکنه؟؛
با ناز خندیدم
_اوهوم
یکم وایساد وخیره نگاهم کرد و با لحن مردونه و صدای بم داری پچ زد
+میدونستی داری دیوونم میکنی
اوهومی گفتم
دوباره گفت
_دلم میخواد بغلت کنم و باز بازوهام فشار بدم تا تو خودم حل بشی..
┄•┄•┄•droplet🩵•┄•┄•┄
@buookarafy
#𝐏𝐀𝐑𝐓_94
مطمعن بودم تو دلش داره بهم میگه لعنتی
ولی من ذوق داشتم
آخرین بار دو سال پیش بود که فرش شست همسایمون و من بهشون نگاه میکردم
بعد اینکه وسایلاشو آورد نیم نگاهی به من کرد و گفت
+چیکار کنیم الان ؟
لب زدم
_باید فرشارو خیس کنیم فکر کنم
اوهومیگفت
شلنگ و وصل که بن شیر آب و آب و باز کرد
خوب که خیس کردیم نگاهی به فرش انداخت
+الان چیکار کنیم
به تاید اشاره کردم و گفتم
_تاید بریز ، هر دو تاشو ..
باشه ای گفت و کاری که گفتم و انجام داد
تو همین حالت لب زد
+میدونستی مامان بیاد ببینه تو چه وضعی این سکته میکنه؟؛
با ناز خندیدم
_اوهوم
یکم وایساد وخیره نگاهم کرد و با لحن مردونه و صدای بم داری پچ زد
+میدونستی داری دیوونم میکنی
اوهومی گفتم
دوباره گفت
_دلم میخواد بغلت کنم و باز بازوهام فشار بدم تا تو خودم حل بشی..
┄•┄•┄•droplet🩵•┄•┄•┄
@buookarafy
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ خرداد
۱۹ خرداد
۱۹ خرداد
۱۹ خرداد
۱۹ خرداد
۱۹ خرداد
۱۹ خرداد
۱۹ خرداد
𝙢𝙤𝙤𝙣🌚
ازدواج اجبار 🩵ocean
#𝐏𝐀𝐑𝐓_95
فرش و نصفه نیمه شسته بودیم و داشتیم آب بازی میکردیم..
شلنگ و روم گرفت که جیغی کشیدم و دنبالش راه افتادم
فرار کرد ، دنبالش دوییدم ..
با خنده برگشت که محکم رفتم تو بغلش
بغلم کرد
موهام و زد کنار و گفت
+ببین چه بلایی سرمون آوردی دختر؟
دستمو میبرم لای موهاش
_حال داد
اوهومی میگه
+مامان بیاد ببینه با فرشش چیکار کردیم پرتمون میکنه بیرون
میزنم زیر خنده و سری تکون میدم
_به نظرم بیا جمع کنیم زنگ بزنیم به قالیشویی
هومی میگه و سر تکون میده
پچ میزنه
+پس من برم زنگ بزنم
اوهومی میگم
_برو
ازم جدا میشه و سمت داخل خونه حرکت میکنه
باد آروم موهامو به بازی میگیره
به خودم نگاه میکنم
چون خیس شدم تمام دار و ندارم بیرون ریخته
مخصوصا اینکه لباسم سفیده
لبمو گاز میگیرم
+لعنتی ، از صبح اینجوری جلوش جولان دادم؟
┄•┄•┄•droplet🩵•┄•┄•┄
@buookarafy
#𝐏𝐀𝐑𝐓_95
فرش و نصفه نیمه شسته بودیم و داشتیم آب بازی میکردیم..
شلنگ و روم گرفت که جیغی کشیدم و دنبالش راه افتادم
فرار کرد ، دنبالش دوییدم ..
با خنده برگشت که محکم رفتم تو بغلش
بغلم کرد
موهام و زد کنار و گفت
+ببین چه بلایی سرمون آوردی دختر؟
دستمو میبرم لای موهاش
_حال داد
اوهومی میگه
+مامان بیاد ببینه با فرشش چیکار کردیم پرتمون میکنه بیرون
میزنم زیر خنده و سری تکون میدم
_به نظرم بیا جمع کنیم زنگ بزنیم به قالیشویی
هومی میگه و سر تکون میده
پچ میزنه
+پس من برم زنگ بزنم
اوهومی میگم
_برو
ازم جدا میشه و سمت داخل خونه حرکت میکنه
باد آروم موهامو به بازی میگیره
به خودم نگاه میکنم
چون خیس شدم تمام دار و ندارم بیرون ریخته
مخصوصا اینکه لباسم سفیده
لبمو گاز میگیرم
+لعنتی ، از صبح اینجوری جلوش جولان دادم؟
┄•┄•┄•droplet🩵•┄•┄•┄
@buookarafy
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA389دنبال کننده