۱ تیر
۱ تیر
آوای بزرگان
bust_in_silhouettebust_in_silhouettebust_in_silhouettebust_in_silhouettebust_in_silhouettebust_in_silhouettebust_in_silhouettebust_in_silhouettebust_in_silhouettebust_in_silhouette
زندگینامه
هما میرافشار،،،،،،،،،
هما همایون معروف به (میرافشار)، شاعر و ترانهسرای ایرانی است. وی از خویشاوندان حمیرا می باشد.
هما میرافشار (زادهٔ ۳ اسفند ۱۳۲۵) شاعر و ترانهسرای ایرانی و مقیم آمریکا است.در سال ۱۳۲۵ خورشیدی در تهران و در خانوادهای هنرمند متولد شد. وی سرودن شعر را از کودکی و دورهٔ دبستان آغاز کرد. هما پدر خود را مشوق اصلیاش در زمینهٔ سرودن شعر مینامد. او در جوانی با علی میرافشار آشنا شده و ازدواج میکند و بعد از آن نام خانوادگی خود را میرافشار میخواند. وی از طریق این ازدواج با حمیرا خواننده ایرانی نسبت خانوادگی پیدا میکند. حمیرا دختر عموی علی میرافشار است. این پیوند، دوستی نزدیک بین هما و حمیرا را فراهم میآورد که به گفته خود او جرقهٔ ایجاد بسیاری از ترانهها و همکاریهای این دو با هم شد.
از معروفترین ترانههای او میتوان به «هم قسم» با صدای معین، «افسانه هستی» با صدای هایده، «شما» با صدای ابی، «دل من» با صدای داریوش، «دوسِت دارم» با صدای داود بهبودی و «بیقرار» با صدای حمیرا اشاره کرد.
شعر گلپونههای وحشی دشت امیدم باصدای ایرج بسطامی و اکبر گلپا را هما میرافشار سروده است.
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
زندگینامه
هما میرافشار،،،،،،،،،
هما همایون معروف به (میرافشار)، شاعر و ترانهسرای ایرانی است. وی از خویشاوندان حمیرا می باشد.
هما میرافشار (زادهٔ ۳ اسفند ۱۳۲۵) شاعر و ترانهسرای ایرانی و مقیم آمریکا است.در سال ۱۳۲۵ خورشیدی در تهران و در خانوادهای هنرمند متولد شد. وی سرودن شعر را از کودکی و دورهٔ دبستان آغاز کرد. هما پدر خود را مشوق اصلیاش در زمینهٔ سرودن شعر مینامد. او در جوانی با علی میرافشار آشنا شده و ازدواج میکند و بعد از آن نام خانوادگی خود را میرافشار میخواند. وی از طریق این ازدواج با حمیرا خواننده ایرانی نسبت خانوادگی پیدا میکند. حمیرا دختر عموی علی میرافشار است. این پیوند، دوستی نزدیک بین هما و حمیرا را فراهم میآورد که به گفته خود او جرقهٔ ایجاد بسیاری از ترانهها و همکاریهای این دو با هم شد.
از معروفترین ترانههای او میتوان به «هم قسم» با صدای معین، «افسانه هستی» با صدای هایده، «شما» با صدای ابی، «دل من» با صدای داریوش، «دوسِت دارم» با صدای داود بهبودی و «بیقرار» با صدای حمیرا اشاره کرد.
شعر گلپونههای وحشی دشت امیدم باصدای ایرج بسطامی و اکبر گلپا را هما میرافشار سروده است.
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ تیر
آوای بزرگان
❣❣❣تصنیف زیبای ,,,,اون نگاه گرم تو....،،،،
با آهنگسازی استاد فرامرز پایور ،
صدای گرم استاد عبدالوهاب شهیدی
و شعر هما میر افشار❣❣❣
با آهنگسازی استاد فرامرز پایور ،
صدای گرم استاد عبدالوهاب شهیدی
و شعر هما میر افشار❣❣❣
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ تیر
۴ تیر
آوای بزرگان
گلهای رنگارنگ
برنامه شماره 551
با اجرای هنرمندان:
جواد معروفی
احمد عبادی
جهانگیر ملک
حبیب اله بدیعی
با آواز استاد :
جمال وفایی
و صدای گرم:
بانو عهدیه
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
چون ننالم که در این سینه دل زاری هست
راحتی نیست در آن خانه که بیماری هست
دلم از سینه به تنگ است خدایا برهان
هر کجا در قفسی مرغ گرفتاری هست
**************
همه خروشی به سینه ام مگر شرابی ای دل
به خاك و خون می كشی مرا مگر عذابی ای دل
به سینه سر می كوبی به پیچ و تابی ای دل
به بحر هستی دیگر تو چون حبابی ای دل
چه گونه باورم شود بین ما نباشد دگر صفایی
رمیده ای ز آشیان این تویی كه از سینۀ من جدایی
قدر مهر تو دلا كسی نداند
بعد تو قصۀ تو به جا نماند
تو كوه دردی ای دل
تو اشک سردی ای دل
چو برق بلا می گذرد ز ما دیگر این عمر گران
به سر داده گر از من و تو نماند نشانی به جهان
به سینه سر می كوبی به پیچ و تابی ای دل
به بحر هستی دیگر تو چون حبابی ای دل
تو كوشی ای دل زارم شده غم هر شب یارم
چه خواهی از خاكستر من ای دل ای دل
رهایی از بیدادت مشكل مشكل
چه گونه باورم شود بین ما نباشد دگر صفایی
رمیده ای ز آشیان این تویی كه از سینۀ من جدایی
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
برنامه شماره 551
با اجرای هنرمندان:
جواد معروفی
احمد عبادی
جهانگیر ملک
حبیب اله بدیعی
با آواز استاد :
جمال وفایی
و صدای گرم:
بانو عهدیه
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
چون ننالم که در این سینه دل زاری هست
راحتی نیست در آن خانه که بیماری هست
دلم از سینه به تنگ است خدایا برهان
هر کجا در قفسی مرغ گرفتاری هست
**************
همه خروشی به سینه ام مگر شرابی ای دل
به خاك و خون می كشی مرا مگر عذابی ای دل
به سینه سر می كوبی به پیچ و تابی ای دل
به بحر هستی دیگر تو چون حبابی ای دل
چه گونه باورم شود بین ما نباشد دگر صفایی
رمیده ای ز آشیان این تویی كه از سینۀ من جدایی
قدر مهر تو دلا كسی نداند
بعد تو قصۀ تو به جا نماند
تو كوه دردی ای دل
تو اشک سردی ای دل
چو برق بلا می گذرد ز ما دیگر این عمر گران
به سر داده گر از من و تو نماند نشانی به جهان
به سینه سر می كوبی به پیچ و تابی ای دل
به بحر هستی دیگر تو چون حبابی ای دل
تو كوشی ای دل زارم شده غم هر شب یارم
چه خواهی از خاكستر من ای دل ای دل
رهایی از بیدادت مشكل مشكل
چه گونه باورم شود بین ما نباشد دگر صفایی
رمیده ای ز آشیان این تویی كه از سینۀ من جدایی
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۴ تیر
۴ تیر
آوای بزرگان
یک شاخه گل
برنامه شماره 447
با اجرای هنرمندان:
احمد عبادی
پرویز یاحقی
امیر ناصر افتتاح
با صدای استاد :
محمدرضا شجریان
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی خاک عشق ابی ندارد
غلام عشق شو کاندیشه این است
همه صاحبدلان را پیشه این است
حقایق جز کشش کاریندانند
حکیمان این کشش را عشق خوانند
***************
قطع نظر زد دشمن ما کرد چشم دوست
دردی که داشتی دوا کرد چشم دوست
برما نظر فکند وزبیگانه بر گرفت
دیدی چه التفات بجا کرد چشم دوست
جمعی بکشت وجمع دگر زنده کرد باز
بنگر بیک نظاره چه ها کرد چشم دوست
***************
یار اگر جلوه کند دادن جان اینهمه نیست
عشق اگر خیمه زند ملک جهان اینهمه نیست
نکته ای هست در این پرده که عاشق داند
ورنه چشم ولب ورخسار ودهان اینهمه نیست
خود مگر روزجزا رخ بنمایی ورنه
جلوه ی حور وتماشای جنان اینهمه نیست
کوه کن تا دل اندیشه ی شیرین دارد
گر به مزگان بکند کوه گران اینهمه نیست
از دو بینی بگذر تا به حقیقت بینی
که میان حرم ودیر مغان اینهمه نیست
جام می نوش بیادشه فرخنده شعار
که مدار فلک ودور زمان اینهمه نیست
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
برنامه شماره 447
با اجرای هنرمندان:
احمد عبادی
پرویز یاحقی
امیر ناصر افتتاح
با صدای استاد :
محمدرضا شجریان
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی خاک عشق ابی ندارد
غلام عشق شو کاندیشه این است
همه صاحبدلان را پیشه این است
حقایق جز کشش کاریندانند
حکیمان این کشش را عشق خوانند
***************
قطع نظر زد دشمن ما کرد چشم دوست
دردی که داشتی دوا کرد چشم دوست
برما نظر فکند وزبیگانه بر گرفت
دیدی چه التفات بجا کرد چشم دوست
جمعی بکشت وجمع دگر زنده کرد باز
بنگر بیک نظاره چه ها کرد چشم دوست
***************
یار اگر جلوه کند دادن جان اینهمه نیست
عشق اگر خیمه زند ملک جهان اینهمه نیست
نکته ای هست در این پرده که عاشق داند
ورنه چشم ولب ورخسار ودهان اینهمه نیست
خود مگر روزجزا رخ بنمایی ورنه
جلوه ی حور وتماشای جنان اینهمه نیست
کوه کن تا دل اندیشه ی شیرین دارد
گر به مزگان بکند کوه گران اینهمه نیست
از دو بینی بگذر تا به حقیقت بینی
که میان حرم ودیر مغان اینهمه نیست
جام می نوش بیادشه فرخنده شعار
که مدار فلک ودور زمان اینهمه نیست
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۴ تیر
۴ تیر
آوای بزرگان
❣❣❣ ،،،،الا یا ایها الساقی،،،،،
کاری ماندگار به آهنگسازی استاد جلال ذوالفنون
و صدا و آواز استاد شهرام ناظری.......❣❣❣
کاری ماندگار به آهنگسازی استاد جلال ذوالفنون
و صدا و آواز استاد شهرام ناظری.......❣❣❣
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۴ تیر
۱۰ تیر
آوای بزرگان
برگ سبز
برنامه شماره 43
با همکاری هنرمندان:
علی تجویدی
فرهنگ شریف
امیر ناصر افتتاح
و با صدا و آواز استاد:
ایرج
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
میــرویــم از خــود بیــا در انجمــن تنهـا نشین
ذوق تنهـــائــی اگـــر داری بیـــا بـا مــا نشین
سرکشــی بـا هـرکـه کـردی رام او باید شدن
شعله سان از هرکجا بر خواستی آنجا نشین
و ضـع و کار اهــل دنیـا سر بسر نـادیـدنیست
گــر فــراغــت خــواهــی از ایــام نـابینا نشین
صــدر مجلس گــر تمنــا بـاشدت افتــاده باش
همچــو گــرد ار خاکساری آنــزمـان بالا نشین
********************
من كه در صورت خوبان همه او میبینم
تو نكو بین كه من آن روی نكو میبینم
هر كجا در نگرد دیده بدو مینگرم
هر چه میبینم از جمله ازو میبینم
می باقی است كه بیجام و سبو مینگرد
عكس ساقی است كه در جام و سبو میبینم
تو ز یك سوش نظر میكنی و من همه سو
تو ز یك سو و منش از همه سو میبینم
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
برنامه شماره 43
با همکاری هنرمندان:
علی تجویدی
فرهنگ شریف
امیر ناصر افتتاح
و با صدا و آواز استاد:
ایرج
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
میــرویــم از خــود بیــا در انجمــن تنهـا نشین
ذوق تنهـــائــی اگـــر داری بیـــا بـا مــا نشین
سرکشــی بـا هـرکـه کـردی رام او باید شدن
شعله سان از هرکجا بر خواستی آنجا نشین
و ضـع و کار اهــل دنیـا سر بسر نـادیـدنیست
گــر فــراغــت خــواهــی از ایــام نـابینا نشین
صــدر مجلس گــر تمنــا بـاشدت افتــاده باش
همچــو گــرد ار خاکساری آنــزمـان بالا نشین
********************
من كه در صورت خوبان همه او میبینم
تو نكو بین كه من آن روی نكو میبینم
هر كجا در نگرد دیده بدو مینگرم
هر چه میبینم از جمله ازو میبینم
می باقی است كه بیجام و سبو مینگرد
عكس ساقی است كه در جام و سبو میبینم
تو ز یك سوش نظر میكنی و من همه سو
تو ز یك سو و منش از همه سو میبینم
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ تیر
۱۰ تیر
آوای بزرگان
گلهای رنگارنگ
برنامه شماره258
با همکاری اساتید:
پرویز یاحقی
روح اله خالقی
با آواز و صدای اساتید :
حسین قوامی
و بانو الهه
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
نمیدانم چه در پیمانه کردی، جانم
تو لیلیوش مرا، دیوانه کردی، جانم
چه شد اندر دل من جا گرفتی
مکان در خانهی ویرانه کردی، جانم
دیوانه کردی، خدا خدا دیوانه کردی، جانم
ای تو تمنای من، یار زیبای من، تویی لیلای من
مرا مجنونصفت دیوانه کردی، جانم
دیوانه کردی، خدا خدا دیوانه کردی، جانم
********************************************
مستغنی است از همه عالم گدای عشق
ما و گدایی در دولتسرای عشق
عشق و اساس عشق نهادند بر دوام
یعنی خلل پذیر نگردد بنای عشق
آنها که نام آب بقا وضع کردهاند
گفتند نکتهای ز دوام و بقای عشق
گو خاک تیره زر کن و سنگ سیاه سیم
آنکس که یافت آگهی از کیمیای عشق
پروانه محو کرد در آتش وجود خویش
یعنی که اتحاد بود انتهای عشق
اینرا کشد به وادی و آنرا برد به کوه
زینها بسیست تا چه بود اقتضای عشق
وحشی هزار ساله ره از یار سوی یار
یک گام بیش نیست ولیکن به پای عشق
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
برنامه شماره258
با همکاری اساتید:
پرویز یاحقی
روح اله خالقی
با آواز و صدای اساتید :
حسین قوامی
و بانو الهه
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
نمیدانم چه در پیمانه کردی، جانم
تو لیلیوش مرا، دیوانه کردی، جانم
چه شد اندر دل من جا گرفتی
مکان در خانهی ویرانه کردی، جانم
دیوانه کردی، خدا خدا دیوانه کردی، جانم
ای تو تمنای من، یار زیبای من، تویی لیلای من
مرا مجنونصفت دیوانه کردی، جانم
دیوانه کردی، خدا خدا دیوانه کردی، جانم
********************************************
مستغنی است از همه عالم گدای عشق
ما و گدایی در دولتسرای عشق
عشق و اساس عشق نهادند بر دوام
یعنی خلل پذیر نگردد بنای عشق
آنها که نام آب بقا وضع کردهاند
گفتند نکتهای ز دوام و بقای عشق
گو خاک تیره زر کن و سنگ سیاه سیم
آنکس که یافت آگهی از کیمیای عشق
پروانه محو کرد در آتش وجود خویش
یعنی که اتحاد بود انتهای عشق
اینرا کشد به وادی و آنرا برد به کوه
زینها بسیست تا چه بود اقتضای عشق
وحشی هزار ساله ره از یار سوی یار
یک گام بیش نیست ولیکن به پای عشق
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ تیر
۱۰ تیر
آوای بزرگان
تکنوازان
برنامه شماره 504
با اجرای هنرمندان:
پرویز یاحقی
جهانگیر ملک
فرهنگ شریف
فضل اله توکل
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
برنامه شماره 504
با اجرای هنرمندان:
پرویز یاحقی
جهانگیر ملک
فرهنگ شریف
فضل اله توکل
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ تیر
۱۰ تیر
آوای بزرگان
یک شاخه گل
برنامه شماره 425
با اجرای اساتید:
پرویز یاحقی
لطف اله مجد
جهانگیر ملک
و با صدا و آواز استاد :
محمد رضا شجریان
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
ای ساقی باده محبت جامی
ای قاصد غمزه بتان پیغامی
تا کی هدف تیر تغافل باشم ؟
قهری ، لطفی ، تبسمی ، دشنامی
*********************
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقهی زلف تو گرفتاری هست
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم ؟
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
من چه در پای تو ریزم که سزای تو بود ؟
سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست
همه را هست همین داغ محبت که مراست
نه که من مستم و در خیل تو هشیاری هست
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
برنامه شماره 425
با اجرای اساتید:
پرویز یاحقی
لطف اله مجد
جهانگیر ملک
و با صدا و آواز استاد :
محمد رضا شجریان
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
ای ساقی باده محبت جامی
ای قاصد غمزه بتان پیغامی
تا کی هدف تیر تغافل باشم ؟
قهری ، لطفی ، تبسمی ، دشنامی
*********************
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقهی زلف تو گرفتاری هست
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم ؟
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
من چه در پای تو ریزم که سزای تو بود ؟
سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست
همه را هست همین داغ محبت که مراست
نه که من مستم و در خیل تو هشیاری هست
leavesleavesleavesleavesleavesleavesleavesleaves
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ تیر