دانلود روبیکا
✨️🎀ℕ𝔼𝕎 ℍ𝕀𝕃𝕃🎀✨️
✨️🎀ℕ𝔼𝕎 ℍ𝕀𝕃𝕃🎀✨️
╭────༺ ♕ ༻────╮
#my_mistake
#part30
⋆┈┈。゚❃ུ۪ ❀ུ۪ ❁ུ۪ ❃ུ۪ ❀ུ۪ ゚。┈┈⋆
#اشتباه_من
#پارت۳۰
(این پارت دارای محدودیت سنی میباشد)
+15


...از زبان من!

با احساس دستش رو د*ی*کم تمام بدنم از جا پرید...آه و ناله میکردم و خودمو بیشتر بش میچسبوندم که اروم شروع کرد به باز کردن کش شلوارم...
سرمو بلند کردم درحالی که با چشمای خمار آلود بش خیره بودم گفتم...
سونیک: آه...ش-شدو...اوم...م-من...
شدو: میدونم...
تا بیام ادامه حرفمو بزنم سرشو اورد و دست دیگش رو زیر چونم گذاشت و کمی باتر اورد و آروم سرشو بم نزدیک کرد..
میتونستم برخورد نفس های گرمش رو رو گونه هام حس کنم ولی حالا دارم گرمی لباشو رو لبام حس میکنم...شکه خودمو از جدا مردم بس خیره شدم و در حالی که نفس نفس میزد بش خیره شدم...
سونیک: اه..ا-این کارو نکن...م-من...
شدو: خب بنظر میاد که کارت فقط با الکل راه میوفته...
سونیک: بس کن من نمی..آه من واقعا باید یه...
شدو: میدونم تو چی میخوای...
شدو دوباره خودش رو بم نزدیک کرد و اینبار بدنم کاملا تو بغلش گرفتار شد...
با چشمانی که پریود از هزار تا حرف ولی...ولی من واقعا...تو اون لحظه...ابن رو حس کردم...
شدو: خوشت میاد مگه نه...
با این حرفش جا خوردم که صورتش رو اورد نزدیک تر...
سونیک: نه...من..میخوام...انجامش بدم...
شدو: پس شروع کنیم....
شدو سرش رو اورد نزدیک و منو بوسید و منم این بار باش همکاری کردم...
ملک میزدیم و لباس همو میخوردیم تا جایی که هردو نفس کم اوردیم و سرمو عق کشیدم..
شدو: حالت زبان..
سونیک: باشه...
دوباره خودمو بش نزدیک کردم و این بار زبونم رو جلو تر بردم و با حس زبونش و مکیدنش حس لذت...انکار کاملا تسلیم این گرما شدم و اونو بیشتر میخواستم...
زبونش رو تو دهنم که داشت تمام حلقم رو کاوس میکرد حس میکردم...
سونیک: اومم...هوم...اوه...
شدو: هومم..مح اومم....

...از زبان تو!

نفس کم ارده بودم...ولی نمیخواستم دست بردارم و بیشتر زبونم رو تو دهنش فرو میکردم و در حالی که داشتم می میکیدمش کش شلوارش رو کامل باز کردم و آروم کشیدمش پایین...
سونیک برا یه لحظه چشماش رو باز کرد و بم خیره شد و خودش رو ازم جدا کرد...
سونیک:آه..اوم...خب اه حالا نوبت توعه...
در حالی که نیشخند زده بودم شلوارش رو کشیدم پایین..
شدو: بفرما...
سونیک بدون معطلی به سمت شلوارم حمله کرد و بعد از باز کردن دکمه شلوارم رو پایین کشید و با دیدن د*یکم خمار و کمی شیطنت گونه گفت...
سونیک: اینم از تو...
شدو: اگه میدونستم...آه..زود تر دست به کار میشدم...زود باش منتظرم..
بازو هاشو گرفتم و با حرکتی برگردوندم و رو تخت جلو خودم نشوندم...(*شدو دراز کشیده و سونیک روبه روش نشسته *)

...از زبان من!

سرم رو خم کردم و نوک د*یکش رو لیس زدم و شدو در حالی نیشخند زده بود ناله کرد و آه کشید..
با شنیدن صداش ح*ش*ری شدم و شروع کردم د*یکش رو تو دهنم فرو کردن...
سونیک: اومم...ماح...هوممم....
شدو: آه..ادامه...بده...اوه...عاه...
خودمو بیشتر روش خم کردم و کل د*یکش رو تو دهنم جا دادم و شروع کردم به س*اک زدن...

...از زبان تو!

صورتم کاملا سرخ شده بود و از شدت لذت ملافه تخت رو چنگ میزدم....
سونیک بعد از مدتی کوتاه سرش رو عقب کشید و مایعاتی که دور دهنش بود رو لیس زد و در حالی که با نیشخندی شیطنت گونه ای بم خیره بود گفت..
سونیک: اه...خوشمزیی...
سرم رو بلند کردم و کمی بلند شدم و بش خیره شدم....
سونیک کمی عقب رفت و رو زانو هاش ایستاد و جلو اومد..
سونیک: آه...میتونی شروع کنی...
نیشخندی زدم و بازو هاش رو گرفتم و کشون دمش سمت خودم و مثل یه آغوس تو بغلم گرفتم و سونیک سرش اورد نزدیک اورد و انگار ازم بوست درخواست میکرد و منم جواب دادم و بوسیدمش و همزمان دست رو پایین بردم و م*ق*ع*دش رو مالوندم و آه و ناله هاش از سر گرفته شد...
سرش رو عقب برد و در حالی که کاملا ازم اویزون شده بود تند تند نفس میکشید...
با حرکتی برگردون دمش سمت خودم و دست از مالوندنش برداشتم و د*یکم رو تنظیم کردم...
سونیک به آرومی رو دیدم نشست و آه جیغ مانندی کشید....
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA