۷ خرداد
مُحَلِّل
۵. اما موضوع مهم دیگر نبود اجماع جهت برگشت به مرحله جنگ کامل از سوی طرفین درگیری به دلیل آسیبهای فعلی و البته ریسکهای بالای جنگ بعدی است. همین موضوع باعث می شود تا هر دو طرف تلاش کنند تا معادلات مدنظر خود را ولو با زد و خوردهایی اما قبل از رسیدن به جنگ کامل پیش ببرند. در کشور ما نیز، حل برخی موارد به معنای ورود به وضعیت کامل جنگی است. برای مثال، در موضوع محاصره دریایی، تلاش شده تا با اقدامات سیاسی و گاهاً نظامی، محاصره رفع شود اما دفاع چندلایه دشمن از سویی و ریسک ورود به جنگ پرشدت، این موضوع را همواره به تعویق انداخته است زیرا در کشور ما نیز یک اجماع ۱۰۰ درصد جهت بازگشت به گزینه جنگ وجود ندارد که در پست بعد توضیحاتی در این خصوص داده می شود:
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
مُحَلِّل
می توان گفت که در کشور ما تقریباً سه نظر و رویکرد پیرامون وضعیت وجود دارد:
۱. گروه اول عقیده دارند که ما در جنگ ۴۰ روزه توانستیم به یک پیروزی برسیم. با این حال اکنون شاهدیم که یک شرایط سخت و بحرانی اقتصادی در کشور وجود دارد، ضمن اینکه در جنگ بعدی که زدن زیرساختها نیز رخ می دهد، شرایط ما از داخل و خارج سخت تر شده و چه بسا نتوانیم دست برتری در جنگ و مذاکره داشته باشیم. از سویی، در شرایط فعلی نیز در آمریکا اجماعی برای جنگ کامل و جدید وجود ندارد و ما می توانیم با امتیازدهی، امتیازاتی بگیریم تا حداقل تنفسی صورت بگیرد.
۲. گروه دوم نگاه بدبینانهتری داشته اما برخی فرضیات گروه اول را قبول دارد و معتقد است که میتوان در عین حفظ آمادگی نظامی، مذاکرات را در شرایط فعلی به پیش برد، با این خط قرمز که اهرمهای اساسی ما حفظ شده اما امتیازات کم هزینه ای به طرف مقابل بدهیم تا امتیازات مشخصی نیز بگیریم. نهایتاً یا میتوانیم یک توافق خوب داشته باشیم در غیر این صورت با خرید زمان، فرصتی برای بازسازی در این مهلت یا مهلت ۶۰ روز خواهیم داشت.
۳. گروه سوم نیز معتقدند که تمام موارد مذاکراتی و توافق و ... حتی در صورت وقوع بیثمر بوده و در صورت عدم پذیرش همه خواستههای ما توسط طرف مقابل، ما نیز چاره ای جز بازگشت به جنگ نداریم و چه بسا باید این را زودتر آغاز کرد، ولو هزینه های زیادی که به طرفین درگیری وارد میگردد.
* طبیعی است که بسیاری از افراد نیز ترکیبی از نظرات فوق را داشته باشند. این دسته بندی، جهت درک بهتر دیدگاه ها بود.
@Mohallell
۱. گروه اول عقیده دارند که ما در جنگ ۴۰ روزه توانستیم به یک پیروزی برسیم. با این حال اکنون شاهدیم که یک شرایط سخت و بحرانی اقتصادی در کشور وجود دارد، ضمن اینکه در جنگ بعدی که زدن زیرساختها نیز رخ می دهد، شرایط ما از داخل و خارج سخت تر شده و چه بسا نتوانیم دست برتری در جنگ و مذاکره داشته باشیم. از سویی، در شرایط فعلی نیز در آمریکا اجماعی برای جنگ کامل و جدید وجود ندارد و ما می توانیم با امتیازدهی، امتیازاتی بگیریم تا حداقل تنفسی صورت بگیرد.
۲. گروه دوم نگاه بدبینانهتری داشته اما برخی فرضیات گروه اول را قبول دارد و معتقد است که میتوان در عین حفظ آمادگی نظامی، مذاکرات را در شرایط فعلی به پیش برد، با این خط قرمز که اهرمهای اساسی ما حفظ شده اما امتیازات کم هزینه ای به طرف مقابل بدهیم تا امتیازات مشخصی نیز بگیریم. نهایتاً یا میتوانیم یک توافق خوب داشته باشیم در غیر این صورت با خرید زمان، فرصتی برای بازسازی در این مهلت یا مهلت ۶۰ روز خواهیم داشت.
۳. گروه سوم نیز معتقدند که تمام موارد مذاکراتی و توافق و ... حتی در صورت وقوع بیثمر بوده و در صورت عدم پذیرش همه خواستههای ما توسط طرف مقابل، ما نیز چاره ای جز بازگشت به جنگ نداریم و چه بسا باید این را زودتر آغاز کرد، ولو هزینه های زیادی که به طرفین درگیری وارد میگردد.
* طبیعی است که بسیاری از افراد نیز ترکیبی از نظرات فوق را داشته باشند. این دسته بندی، جهت درک بهتر دیدگاه ها بود.
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
مُحَلِّل
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج
ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج
یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج
ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج
یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
مُحَلِّل
در بخشی از وصیتنامه تأملبرانگیز دانشمند و سردار شهید حسین جبل عاملیان آمده است که یکی از مهمترین عوامل عقبماندگی جوامع اسلامی در دوران معاصر، دوری از علم، تحقیق و ابتکار علمی در چند قرن اخیر بوده است. او با اشاره به آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (سوره رعد، آیه ۱۱) بر این باور است که تغییر سرنوشت ملتها در گرو تغییر خودباوری، اراده و نگاه آنان به علم و پیشرفت است. این شهید دانشمند در ادامه وصیتنامه خود، وابستگی علمی و صنعتی جوامع اسلامی را عامل اصلی سلطهپذیری ملتها دانسته و مینویسد: «وابستگی علمی و صنعتی و مصرفکننده بودن علم و فناوری در نهایت موجب وابستگی و تحت سلطه قرار گرفتن ملتها میشود.»
سردار حسین جبل عاملیان، ریاست مرکز آموزش و نوآوری دفاعی (سپند) بود که در جریان بمباران ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ جلسه شورای دفاع به درجه رفیع شهادت نائل آمد. گفتنی است پس از شهید دکتر فخری زاده، سردار شهید رضا مظفری نیا به ریاست سپند منصوب شدند که پس از چندین تلاش ناموفق جهت ترور ایشان در جنگ ۱۲ روزه، دکتر جبل عاملیان این سمت حساس را عهده دار شدند.
سردار حسین جبل عاملیان، ریاست مرکز آموزش و نوآوری دفاعی (سپند) بود که در جریان بمباران ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ جلسه شورای دفاع به درجه رفیع شهادت نائل آمد. گفتنی است پس از شهید دکتر فخری زاده، سردار شهید رضا مظفری نیا به ریاست سپند منصوب شدند که پس از چندین تلاش ناموفق جهت ترور ایشان در جنگ ۱۲ روزه، دکتر جبل عاملیان این سمت حساس را عهده دار شدند.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
مُحَلِّل
میان سرویس های اطلاعاتی آمریکا(و رژیم) و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، همواره این دعوا وجود داشته و دارد که سازمان سیا و موساد، پیش از شروع هر دور از کمپینهای جنگی(نه فقط جنگ نظامی) خود علیه ایران، وعده سقوط نظام یا تسلیم ایران را به کشورهای عربی داده و در ازای آن، همکاری های همه جانبه ای می خواهند، هر چند برخی از این کشورها عملا خود را به خواب زده اند و با وجود گلایه ها، باز هم هر چه بیشتر از قبل خود را وارد باتلاق می کنند. حال سوالی که پیش میآید این است که روی میز گذاشتن مجدد کارت عادی سازی توسط ترامپ، آیا با هدف فرار رو به جلو پس از شکست در وعده سقوط ایران نیست؟ و آیا سرویسهای عربی قصد درس گیری از ارزیابیهای غلط قبلی را ندارند؟
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
مُحَلِّل
هر گونه اِسناد و اِمداد به مقاومت اسلامی لبنان، مستلزم تاثیرگذاری از بالا به پایین و یا از پایین به بالاست. در رویکرد اول، یا کاخ سفید و یا سطح سیاسی رژیم صهیونیستی باید متقاعد یا مجبور شوند که عملیات خود را کاهش داده یا متوقف کنند و در رویکرد دوم، نیروی هوایی به عنوان قوه آتش اصلی و یا نیروی زمینی به عنوان پیکان حملات، باید عقب رانده شوند. بنابراین چه با توافق سیاسی و چه با شلیک موشک و پهپاد از ایران و عراق و یمن(به عنوان دو گزینه همیشگی بر روی میز ما)، ابتدا باید هدف و حوزه تاثیر مدنظر خود را مشخص کنیم و سپس دو ابزار فوق یا ابزارهای خلاقانه دیگر را به شکل هدفمند به کار گیریم در غیر این صورت حتی در صورت استفاده از آنها نیز، ابزارها کارکرد خود را از دست میدهند.
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
مُحَلِّل
در موضوع تنبیه رژیم صهیونیستی، دو دیدگاه عمده وجود دارد:
دیدگاه اول بر این عقیده است که باید مستقیماً رژیم صهیونیستی را هدف قرار داد تا پاسخی به اقدامات آنها باشد و این، فرصتی برای جداسازی آمریکا و اسرائیل در میدان خواهد بود.
دیدگاه دوم اما بر این عقیده است که هدف گیری مستقیم رژیم در این مرحله تاثیر چندانی نداشته و به جای آن، هدف گیری نیابتیهای رژیم در منطقه و در راس آن امارات به عنوان یکی از بازوان اقتصادی اسرائیل، هم تاثیر مستقیمی بر تل آویو خواهد گذاشت و هم با توجه به فاصله و سایر مسائل عملیاتی، امکان هدفگیری سریعتر، دقیقتر و در نتیجه موثرتر آنها نسبت به رژیم وجود دارد.
✍🏻 نگارنده معتقد است که باید رویکردی ترکیبی میان اضلاع مقاومت با توجه به چارت عملیات رژیم اتخاذ کرد، مضاف بر اینکه هر گونه حمله مستقیم به اسرائیل نیز حداقل باید شامل از دور خارج شدن پایگاه هوایی رامات دیوید باشد تا بتوان گفت که تاثیرمحور بوده است.
@Mohallell
دیدگاه اول بر این عقیده است که باید مستقیماً رژیم صهیونیستی را هدف قرار داد تا پاسخی به اقدامات آنها باشد و این، فرصتی برای جداسازی آمریکا و اسرائیل در میدان خواهد بود.
دیدگاه دوم اما بر این عقیده است که هدف گیری مستقیم رژیم در این مرحله تاثیر چندانی نداشته و به جای آن، هدف گیری نیابتیهای رژیم در منطقه و در راس آن امارات به عنوان یکی از بازوان اقتصادی اسرائیل، هم تاثیر مستقیمی بر تل آویو خواهد گذاشت و هم با توجه به فاصله و سایر مسائل عملیاتی، امکان هدفگیری سریعتر، دقیقتر و در نتیجه موثرتر آنها نسبت به رژیم وجود دارد.
✍🏻 نگارنده معتقد است که باید رویکردی ترکیبی میان اضلاع مقاومت با توجه به چارت عملیات رژیم اتخاذ کرد، مضاف بر اینکه هر گونه حمله مستقیم به اسرائیل نیز حداقل باید شامل از دور خارج شدن پایگاه هوایی رامات دیوید باشد تا بتوان گفت که تاثیرمحور بوده است.
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
مُحَلِّل
تحلیلهای متفاوتی را میتوان در خصوص مقاله اداره تاثیرگذاری موساد ارائه داد اما این مقاله، نوکی از کوه یخ جنگ نسل پنجم را افشا کرده که با شدت هر چه تمامتر جریان دارد. به طور کلی این موضوع برای ما دو درس کلیدی دارد:
۱. لزوم ادغام اطلاعات شناختی در معماری اطلاعاتی: ما طور کلی هفت رشته یا روش اصلی در جمع آوری داریم شامل: اطلاعات انسانی (HUMINT)، اطلاعات سیگنالی (SIGINT)، اطلاعات تصویری (IMINT)، اطلاعات اندازهگیری و امضا (MASINT)، اطلاعات منبع باز (OSINT)، اطلاعات مکانی (GEOINT) و اطلاعات فنی (TECHINT). با این حال با توجه به محدودیتهای همه روشهای فوق به نظر لازم است تا هشتمین عرصه جدید یعنی اطلاعات شناختی نیز وارد عرصه شود. گسترش تصاعدی اطلاعات دیجیتال در ترکیب با هدفگیری و بهرهبرداری عمدی از آسیبپذیریهای فرآیند ادراکی و شناختی دشمن، اکنون شکلدهی، ایجاد اختلال و تسلط دقیق بر فرآیندهای تصمیمگیری را در مقیاس وسیع امکانپذیر میسازد. روشهای موجود، اگرچه در حوزههای مربوطه خود مؤثر هستند، اما فاقد قابلیتهای لازم برای عملکرد قاطع در فضای نبرد شناختی میباشند که این امر یک شکاف حیاتی در قابلیتهای توزیع نیرو، نفوذ و قطعیت استراتژیک در جنگهای نسل پنجم ایجاد میکند.
۲. توسعه ضرباتِ ادراکیِ غافلگیرکنندهیِ هم افزا مبتنی بر آسیب پذیری های بومی حریف با بهره برداری از بیگ دیتای جامعه هدف که به دلیل روندهای اطلاعاتی متراکم، الگوریتم پذیر و کنش سایبرنتیک، امکان کاهش خطا در سنجش و طراحی الگوریتمهای سیال شناخت، پردازش و پیشبینی وجود دارد. به طور طبیعی سعی واحدهای جدید؟ چه در موساد و چه در آمان، طراحی بسترهای فناورانه تبادل اطلاعات و بیگ دیتا در جامعه هدف(ما) است. در سال های اخیر، تلاشهای جدی در کشور ما در این حوزه صورت گرفته که حنظله یک نمونه برتر آن است.
@Mohallell
۱. لزوم ادغام اطلاعات شناختی در معماری اطلاعاتی: ما طور کلی هفت رشته یا روش اصلی در جمع آوری داریم شامل: اطلاعات انسانی (HUMINT)، اطلاعات سیگنالی (SIGINT)، اطلاعات تصویری (IMINT)، اطلاعات اندازهگیری و امضا (MASINT)، اطلاعات منبع باز (OSINT)، اطلاعات مکانی (GEOINT) و اطلاعات فنی (TECHINT). با این حال با توجه به محدودیتهای همه روشهای فوق به نظر لازم است تا هشتمین عرصه جدید یعنی اطلاعات شناختی نیز وارد عرصه شود. گسترش تصاعدی اطلاعات دیجیتال در ترکیب با هدفگیری و بهرهبرداری عمدی از آسیبپذیریهای فرآیند ادراکی و شناختی دشمن، اکنون شکلدهی، ایجاد اختلال و تسلط دقیق بر فرآیندهای تصمیمگیری را در مقیاس وسیع امکانپذیر میسازد. روشهای موجود، اگرچه در حوزههای مربوطه خود مؤثر هستند، اما فاقد قابلیتهای لازم برای عملکرد قاطع در فضای نبرد شناختی میباشند که این امر یک شکاف حیاتی در قابلیتهای توزیع نیرو، نفوذ و قطعیت استراتژیک در جنگهای نسل پنجم ایجاد میکند.
۲. توسعه ضرباتِ ادراکیِ غافلگیرکنندهیِ هم افزا مبتنی بر آسیب پذیری های بومی حریف با بهره برداری از بیگ دیتای جامعه هدف که به دلیل روندهای اطلاعاتی متراکم، الگوریتم پذیر و کنش سایبرنتیک، امکان کاهش خطا در سنجش و طراحی الگوریتمهای سیال شناخت، پردازش و پیشبینی وجود دارد. به طور طبیعی سعی واحدهای جدید؟ چه در موساد و چه در آمان، طراحی بسترهای فناورانه تبادل اطلاعات و بیگ دیتا در جامعه هدف(ما) است. در سال های اخیر، تلاشهای جدی در کشور ما در این حوزه صورت گرفته که حنظله یک نمونه برتر آن است.
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
مُحَلِّل
ضاحیه جنوبی بیروت برای رژیم صهیونیستی یک موضوع کاملاً اطلاعاتی بوده است. حملات موثر آنها نیز وقتی رخ می داد که اطلاعات فوری و حیاتی از یک هدف حساس مخابره شده و آنها بدون هشدار قبلی ولو با فریب اقدام به حذف آن کنند که نقطه اوج آن در مورد ترور حاج محسن فواد شکر بود. با این حال، بنا به اعتراف خود رژیم، حزبالله با تجربه گیری از نبردهای اخیر، در یک طرح پراکندگی، بسیاری از مقرهای فرماندهی و کنترل خود را از ضاحیه به سایر نقاط بیروت و لبنان پراکنده کرده است، هر چند این نیز به معنای صفر حضور در ضاحیه هم نیست و ما آخرین بار شاهد ترور احمد بلوط در حاره حریک بودیم. به همین دلیل بود که صبح امروز نتانیاهو و کاتس در بیانیهای عمومی دستور حملات به ضاحیه را صادر کردند، این بیانیه که با هدف علنیسازی جنگ ارادهها و با یک کارکرد سیاسی داخلی همراه بود، تبدیل به بومرنگ شده و با ضربالاجل و مشاهده اراده شلیک از سوی ایران، بر ضد آنها عمل کرد. ضاحیه اینبار با نقشی نمادینتر و موضوعی حیثیتیتر برای طرفین عمل خواهد کرد و ما نیز باید مراقب باشیم که این نه تبدیل به دام حفاظتی شود و نه تبدیل به یک خط جهت مدیریت آستانه تحمل ما.
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
مُحَلِّل
جمهوری اسلامی ایران روز دوشنبه به طور رسمی به میانجیگران اطلاع داد که در صورت هدفگیری بیروت توسط رژیم صهیونیستی، پایگاه هوایی رامات دیوید در شمال و یک پایگاه مهم دیگر رژیم صهیونیستی در جنوب اراضی اشغالی را به صورت متمرکز هدف رگبار موشکی خود قرار خواهد داد. با مشاهده اراده شلیک از سوی ایران، دشمن نیز توسعه آتش خود را متوقف کرد. پس از آتش بس، تا کنون ایران با صرف تهدید و نمایش اراده خود، توانسته سه بار دشمن را وادار به عقب نشینی کند.
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
مُحَلِّل
این روزها میان سنتکام / سیا و ارتش رژیم / موساد رایزنیهای عملیاتی پیرامون انطباق چارتهای عملیاتی طرفین وجود دارد. در این خصوص آنها به دنبال سازوکارهایی هستند که اطلاعات جمع آوری شده از هر طرف در یک مرکز ادغام شود و هواپیماهای طرفین نیز بدون محدودیت خاصی حتی به جای یکدیگر عملیات کنند، برای مثال جنگنده های رژیم بتوانند آزادانه از پایگاه های آمریکا در منطقه استفاده کرده و در استفاده از تسلیحات آمریکایی بدون مانع شوند. بدین وسیله آنها در اصل به دنبال ادغام و فشرده سازی kill chain خود (زنجیره کشف - تصمیم گیری - انهدام) هستند. پیمانکار فنی این پروژه نیز شرکت البیت سیستم است. در تحلیل این خبر، باید گفت که آمریکا، فرایند ادغام و حضور مستقیم خود جهت تامین امنیت رژیم را ادامه می دهد. حفظ کمربند و افزایش ضریب امنیتی اسرائیل تبدیل به اولویت اول پنتاگون شده، اگر ۲ سال کشتار بیپایان در غزه و لبنان و سپس زدن ایست بازرسیها، کلانتریها و پایگاههای بسیج در ایران نتوانست این کمربند و ضریب امنیتی رژیم را تقویت کند، اکنون نیز اقداماتی از این دست یا دپوی ۶ ماهه سوخت رسان های آمریکایی در بن گورین همگی نمیتواند معضل راهبردی امنیتی اسرائیل را حل کند زیرا هستی شناسی امنیتی رژیم دچار پارادوکس است. مقاومت نیز با تغییرات محیط نیز سازگار است. هر چه حریف بزرگتر شود، در برابر اقدامات کوچک آسیب پذیرتر میشود.
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
۱۴ خرداد
مُحَلِّل
تنم از واسطهٔ دوریِ دلبر بگداخت
جانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوخت
جانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوخت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
۱۴ خرداد
مُحَلِّل
موضوعات حساس و مهمی در خصوص وضعیت فعلی عراق وجود دارد که باید مفصلاً در خصوص آن صحبت کرد اما فقط برای مقدمه میتوان گفت که قرار دادن دولت فرومانده و وابسته علی الزیدی مقدمه خلع سلاح، خلع سلاح مقدمه تطبیع، قطع اتصال اقتصادی ایران و عراق و ترور رهبران مقاومت است. از این رو، در یک ارزیابی جدید، این احتمال مطرح شده که با توجه به کلان پروژه آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحمیل معادلات در میدان جهت فرسایش، فریز یا انهدام اهرمهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران تا پیش از یک توافق(جهت تسلیم ایران) یا جنگ، آمریکا و رژیم در این مقطع و یا در ابتدای جنگ بعدی، روی به ترور رهبران فصائل مقاومت که حاضر به خلع سلاح نیستند (همچون ابوحسین، ابوآلا، شیخ اکرم، ابوفدک و...) و یا بمباران ذخایر تسلیحاتی راهبردی مقاومت عراق بیاورند. جمهوری اسلامی ایران تمرکز راهبردی خود را بر جنگ احتمالی بعدی گذاشته، جایی که در آن جنگ مقاومت عراق فراتر از شلیک به پایگاهها، در نقش گیم چنجر، میتواند معادلات ژئوپلتیکی و امنیتی منطقه و داخلی عراق را دگرگون سازد.
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
مُحَلِّل
مشکل اصلی در تحلیل های پیرامون لبنان، نبود یک دید جامع نسبت به همه متغیرها و روندها و تحولات در یک خط زمانی است. یکی از ریشههای ماجرای فعلی به حدود دو هفته پیش باز می گردد. جایی که ارتش رژیم صهیونیستی تصمیم گرفت تا همزمان دو عملیات را پیش ببرد:
۱. تسلط بر دره الشقیف و قلعه بوفور در عبور از لیتانی، جایی که آنها با استقرار یک لشکر نخبه، باریک ترین و کوتاه ترین مسیر را از مرز به لیتانی انتخاب کرده بودند و حدود ۳ ماه تلاش کردند تا یک خط ۳ کیلومتری دارای ۸ روستا که ۳ روستای اصلی آن خالی بود را با اتکا به کمربندهای آتش و اجرای سیاست زمین سوخته فتح کنند. امری که البته صرفا به صورت نمادین محقق شد تا با اهتزاز پرچم جعلی رژیم بر قلعه بوفور، تصویر پیروزی توسط نتانیاهو تبلیغ شود، در حالی که همان موضع و مواضع پشتی اساساً تثبیت نشده و هر لحظه امکان جابجایی مواضع وجود داشت.
۲. اجرای یک عملیات مجازات بازدارنده با بمباران گسترده و کور شهرهای صور و نبطیه که باعث تلفات بالا و آوارگی هزاران نفر از غیرنظامیان تحت چارچوب استراتژی کلیتر هدف گیری جامعه حزب الله شد. / ۱
@Mohallell
۱. تسلط بر دره الشقیف و قلعه بوفور در عبور از لیتانی، جایی که آنها با استقرار یک لشکر نخبه، باریک ترین و کوتاه ترین مسیر را از مرز به لیتانی انتخاب کرده بودند و حدود ۳ ماه تلاش کردند تا یک خط ۳ کیلومتری دارای ۸ روستا که ۳ روستای اصلی آن خالی بود را با اتکا به کمربندهای آتش و اجرای سیاست زمین سوخته فتح کنند. امری که البته صرفا به صورت نمادین محقق شد تا با اهتزاز پرچم جعلی رژیم بر قلعه بوفور، تصویر پیروزی توسط نتانیاهو تبلیغ شود، در حالی که همان موضع و مواضع پشتی اساساً تثبیت نشده و هر لحظه امکان جابجایی مواضع وجود داشت.
۲. اجرای یک عملیات مجازات بازدارنده با بمباران گسترده و کور شهرهای صور و نبطیه که باعث تلفات بالا و آوارگی هزاران نفر از غیرنظامیان تحت چارچوب استراتژی کلیتر هدف گیری جامعه حزب الله شد. / ۱
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
مُحَلِّل
در مقابل حزب الله مطابق اصل ممانعت از تحمیل هرگونه معادله جدید توسط رژیم و بلکه برقراری معادلات دلخواه در میدان که از جنگ رمضان پیگیری شد، دو تاکتیک را در دستور کار خود قرار داد:
۱. ممانعت از تثبیت مواضع رژیم در جنوب، اجبار ارتش دشمن به جابه جاییهای مداوم نفرات و تجهیزات و سپس اخلال در زنجیره جابه جایی ها با حملات FPV در روز و گسترش آن به شب با ریزپرنده های مجهز به دوربین های حرارتی، امری که منجر به تلفات ۴۱۵ کشته و زخمی میان سربازان دشمن شده است.
۲. گسترش شناسایی و توسعه دامنه حملات به مواضع نظامیان رژیم در شمال اراضی اشغالی که منجر به ناامنی شهرک های شمالی گردید.
بنابراین رژیم در پاسخ به سمت تشدید حملات خود به غیرنظامیان در صور و نبطیه حرکت کرد. اما این پایان نبود و مقاومت نیز بلافاصله با شلیک به روستاهای مرزی و سپس توسعه پلکانی دامنه حملات به عمق از کریات شمونه تا صفد، معادله واضحی مطرح کرد: آوارگی در آوارگی. تنها یک شلیک به کریات شمونه باعث آوارگی ۶۰۰ خانواده یا حدود ۲۵۰۰ اشغالگر به طبریه شد. این بن بست باعث شد تا نتانیاهو کارت بمباران ضاحیه را مجددا روی میز بگذارد. / ۲
@Mohallell
۱. ممانعت از تثبیت مواضع رژیم در جنوب، اجبار ارتش دشمن به جابه جاییهای مداوم نفرات و تجهیزات و سپس اخلال در زنجیره جابه جایی ها با حملات FPV در روز و گسترش آن به شب با ریزپرنده های مجهز به دوربین های حرارتی، امری که منجر به تلفات ۴۱۵ کشته و زخمی میان سربازان دشمن شده است.
۲. گسترش شناسایی و توسعه دامنه حملات به مواضع نظامیان رژیم در شمال اراضی اشغالی که منجر به ناامنی شهرک های شمالی گردید.
بنابراین رژیم در پاسخ به سمت تشدید حملات خود به غیرنظامیان در صور و نبطیه حرکت کرد. اما این پایان نبود و مقاومت نیز بلافاصله با شلیک به روستاهای مرزی و سپس توسعه پلکانی دامنه حملات به عمق از کریات شمونه تا صفد، معادله واضحی مطرح کرد: آوارگی در آوارگی. تنها یک شلیک به کریات شمونه باعث آوارگی ۶۰۰ خانواده یا حدود ۲۵۰۰ اشغالگر به طبریه شد. این بن بست باعث شد تا نتانیاهو کارت بمباران ضاحیه را مجددا روی میز بگذارد. / ۲
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
مُحَلِّل
اکنون نتانیاهو به ترامپ وعده می دهد که زدن بیروت و ضاحیه اولاً موجب توقف حملات حزب به شمال شده و ثانیاً ایران را مجبور خواهد کرد تا در برابر توقف حملات به ضاحیه، تنگه هرمز را بازگشایی کند! فشار سیاسی بالا بر نتانیاهو در اراضی اشغالی باعث می شود تا حتی پس از چراغ سبز آمریکا، وی همزمان این کارت را تبدیل به یک کارت سیاسی و رسانه ای جهت مصرف داخلی تبدیل کند. / ۳
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
مُحَلِّل
در تهران و در جبهه مذاکرات اما همه چیز آماده است که بزودی و در پایان هفته قبل یادداشت تفاهم اعلام شود اما ناگهان واشینگتن می گوید که پرزیدنت ترامپ نیاز به زمان دارد تا یک استراتژی رسانه ای و سیاسی داخلی برای اعلام تفاهم طراحی کند و ما نیز نظرات جدیدی بر متن داریم! این مانور سیاسی به همراه تشدید در لبنان، یک نتیجه گیری عینی برای ما دارد، مبنی بر اینکه دشمن به دنبال خرید وقت است تا با پیشروی زمینی و هوایی رژیم در جنوب لبنان، بتواند واقعیت های جدید میدانی تحمیل کرده و امتیازات جدیدی را در مذاکرات تحمیل کرده و یا گسترش در لبنان را مقدمه تهاجم به ایران قرار دهد. بنابراین سطح رایزنی و هماهنگی سیاسی و نظامی با حزب الله را جهت یک چارچوب واحد ارتقاء یافته و رسماً اعلام می شود که ما برداشت مثبتی از این وضعیت نداریم، آماده خروج از مذاکرات بوده و در صورت عدم توقف در لبنان و گسترش به بیروت، موشک های ایرانی دو پایگاه رژیم در شمال و جنوب را در یک عملیات پیش دستانه هدف قرار خواهند داد، این به صورت رسمی به همه طرف ها از ویتکاف و پاکستان تا ترکیه و قطر و سعودی اعلام شد. حزب الله نیز بدون عقب نشینی، دامنه شلیک خود را به عکا، نهاریا و کریوت گسترش داده و آمادگی جهت یک نبرد زمینی جدید را در واحدهای خود ارتقاء داد. / ۴
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
مُحَلِّل
مشکل لبنان اما صرفا در چارچوب درگیری های منطقه ای نیست زیرا مخالفانی وجود دارند که همواره در حال شرط بندی بر این گزینه هستند که می توانند حزب الله را شکست دهند، در نتیجه در هر حال بر منافع خود تکیه کرده و برخی به واشینگتن می گویند آتش بس در ضاحیه باعث می شود که ۲۰۰ هزار آواره از بیروت به ضاحیه رفته و دیگر ما را در پایتخت تهدید نکنند! در همین حین، نواف سلام می گوید این مسائل به رئیس جمهور ربط دارد و پرونده سوریه در اختیار من است!، عون طرح توقف آتش حزب الله در ازای نزدن بیروت را مطرح می کند و بزودی نبیه بری از طریق یک دوست مشترک، مستقیما با کاخ سفید ارتباط گرفته و می گوید اگر اسرائیل به آتش بس پایبند باشد، من نیز تضمین می دهم حزب الله آتش بس را رعایت کند و این همان ارتباطی است که ترامپ بعدا گفت نماینده حزب الله با حرف زده است! چه اینکه در همان زمان آمریکا هیچ پاسخ روشنی به بری نداد و وی نیز ناامید شد. / ۵
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
مُحَلِّل
اما کیست که نداند هیچ یک از موارد فوق کارساز نبوده و تهدید عملی ایران باعث شد تا ترامپ که بار دیگر وضعیت را ناپایدار و خارج از کنترل می دید، در تماس با نتانیاهو در ازای امتیازگیری از لبنان در مذاکرات سه جانبه! و تاسیس مرکز عملیاتی مشترک، وی را وادار به توقف کرده و روایت تماس خود را نیز افشا کند. تنها ۲۴ ساعت بعد، تلاش مجدد دشمن برای ایجاد و کنترل خود در جنوب ایران، با پاسخ قاطع و موثر موشکی و پهپادی ایران در کویت و بحرین مواجه شد(به طور جداگانه در این خصوص بحث می کنیم)، اینگونه تلاش های متعدد آمریکا و اسرائیل در دو جبهه جنوب لبنان و خلیج فارس برای تحمیل واقعیات میدانی جهت امتیازگیری در مذاکرات یا زمینه سازی جنگ آینده هر بار با بن بست مواجه می شود و ترامپ نیز مجبور است جهت مسلط نشان دادن خود به اوضاع، روی به گفتاردرمانی بیاورد. / ۶
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
مُحَلِّل
حزب الله نیز زیر بار معادله توقف آتش در برابر نزدن ضاحیه نرفته و در یک رویکرد تدریجی، هدف گیری شمال را تداوم می بخشد. موضع ایران توقف جنگ در تمامی جبهه هاست و علاوه بر اعلامیه الزام آوار، خروج آمریکا از خلیج فارس و اسرائیل از جنوب لبنان لازم است. آمریکا علاوه بر بازی با کلمات در مذاکرات، تلاش دارد تا با جداسازی عرصهها، پرونده لبنان را به مذاکرات سه جانبه اختصاص دهد تا بگویند موضوع لبنان را در مذاکرات واشینگتن حل می کنیم! این در حالی است که هم ایران، جبهه لبنان را بخشی از امنیت ملی خود به حساب می آورد و هم حزب الله دقیقا به همین دلیل که می داند پذیرش مذاکرات دولت با اسرائیل، علاوه بر مشروعیت بخشی به محتوای ظالمانه و یکطرفه آن، عملا به معنای حذف ایران و حزب الله از معادلات است، از این رو مقاومت شرایط خود برای آتش بس را اعلام کرده(جامع، در همه مناطق، جدول زمانی خروج اشغالگر) و اولویت را بر قرارگیری لبنان در تفاهم جهت شکست سیاسی دولت میداند، جایی که عون و سلام از همان مذاکرات اسلام آباد به پاکستان گفته بودند نیازی نیست شما بر سر ما مذاکره کنید و ما خومان در تدارک مذاکره مستقیم با اسرائیل هستیم! / ۷
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
مُحَلِّل
پس در این فاجعه چه خبر است؟ این جلسات تصویب خواسته های اسرائیل از لبنان با حمایت آمریکا، مشتمل بر ۵ درخواست عمده از سوی رژیم است:
۱. دولت باید حزب الله را رسما غیرقانونی اعلام و از فعالیت نظامی و امنیتی آن جلوگیری کند.
۲. بدین ترتیب حزب الله دشمن مشترک لبنان، اسرائیل و آمریکاست و طرف ها باید متمرکز بر برنامه ای جهت خلع سلاح شوند.
۳. ارتش لبنان توانایی مقابله با حزب الله را ندارد و اسرائیل آماده کمک در قالب یک کمیته اجرایی سه جانبه است.
۴. در هر آتش بس، باید آزادی عمل اسرائیل برای زدن حزب الله به صورت نامحدود حفظ شود تا حتی به ارتش برای مقابله با مقاومت کمک عملیاتی شود.
۵. مکانیزم عقب نشینی رژیم از خاک لبنان مبتنی بر مناطق آزمایشی است؛ یک منطقه مشخص شده، اسرائیل آن نقطه را "پاکسازی می کند" سپس به ارتش لبنان تحویل می دهد اما ساکنان هم حق بازگشت ندارند تا دولت تضمین هایی دهد و در صورت برگشت حزب الله هم ارتش رژیم مجددا منطقه را تصرف می کند.
نمی توان تصور کرد که یک فرد ناشی و وابسته به نام ندا حماده نیز مخالفت خاصی در برابر این درخواستها داشته باشد زیرا اصل حاکم این است که رژیم پیروز است!
@Mohallell
۱. دولت باید حزب الله را رسما غیرقانونی اعلام و از فعالیت نظامی و امنیتی آن جلوگیری کند.
۲. بدین ترتیب حزب الله دشمن مشترک لبنان، اسرائیل و آمریکاست و طرف ها باید متمرکز بر برنامه ای جهت خلع سلاح شوند.
۳. ارتش لبنان توانایی مقابله با حزب الله را ندارد و اسرائیل آماده کمک در قالب یک کمیته اجرایی سه جانبه است.
۴. در هر آتش بس، باید آزادی عمل اسرائیل برای زدن حزب الله به صورت نامحدود حفظ شود تا حتی به ارتش برای مقابله با مقاومت کمک عملیاتی شود.
۵. مکانیزم عقب نشینی رژیم از خاک لبنان مبتنی بر مناطق آزمایشی است؛ یک منطقه مشخص شده، اسرائیل آن نقطه را "پاکسازی می کند" سپس به ارتش لبنان تحویل می دهد اما ساکنان هم حق بازگشت ندارند تا دولت تضمین هایی دهد و در صورت برگشت حزب الله هم ارتش رژیم مجددا منطقه را تصرف می کند.
نمی توان تصور کرد که یک فرد ناشی و وابسته به نام ندا حماده نیز مخالفت خاصی در برابر این درخواستها داشته باشد زیرا اصل حاکم این است که رژیم پیروز است!
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ خرداد
مُحَلِّل
از امروز، شنبه تا دوشنبه، دور جدیدی از مذاکرات جهت تکمیل آتش بس در نوار غزه در قاهره آغاز خواهد شد. این مذاکرات با حضور طرفهای میانجی، هیئت حماس و چندین گروه فلسطینی دیگر برگزار می شود. هدف اصلی، رسیدن به سازوکاری جهت تقویت آتش بس و رسیدگی به مراحل بعدی آن است. موضع حماس این است که ابتدا باید یک توافق تماماً فلسطینی صورت گیرد و سپس بعد از تکمیل تعهدات رژیم صهیونیستی در مرحله اول (ورود کمکهای بشر دوستانه و ورود کمیته تکنوکرات اداره غزه به نوار)، میتوان در خصوص موضوع سلاح و اداره غزه مبتنی بر توافق فلسطینی تصمیم گرفت. با این حال، رژیم صهیونیستی، نیکولای ملادنوف(هماهنگ کننده سازمان ملل) و شورای صلح در یک همگرایی آشکار، همه چیز را منوط به "اول خلع سلاح" می دانند. در میدان، رژیم تقریبا به طور کامل از توافق قبلی خارج شده و سیاست ترور، ولو در مناطق پرجمعیت را اینبار با تمرکز بر رده میانی نیروهای امنیتی و پلیس فلسطین، در قالب یک کمپین نابودی سیستماتیک رهبری و ساختار امنیتی حماس، دنبال می کند.
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ خرداد
مُحَلِّل
برخی ارزیابیهای تهدید محور، از احتمال یک عملیات ضربتی و غافلگیرکننده از سوی موساد علیه محور مقاومت حکایت دارد. دلیل این موضوع هم به انتصاب رومن گافمن به ریاست سازمان تروریستی فوق و نکات شخصی و مشکلات سازمانی وی و هم به دلیل برخی محدودیتهای عملیاتی اخیر نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی در منطقه بازمیگردد. قرائن این ارزیابی نیز به مواردی همچون تحرکات امنیتی در کشورهای مختلف و حتی مراسم روز گذشته حضور گافمن در دیوار ندبه اشاره دارد.
@Mohallell
@Mohallell
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA17Kدنبال کننده
محلل: تحليلگر، مفسر، ناقد، منتقد
pushpin لینک کانال در تلگرام:
https://t.me/Mohallell
pushpin لینک کانال در بله:
https://ble.ir/Mohallell
pushpinلینک کانال در ایتا:
https://eitaa.com/Muhallel
pushpinلینک کانال در سروش:
https://splus.ir/Mohallell
مشاهده کانال پیامرسانpushpin لینک کانال در تلگرام:
https://t.me/Mohallell
pushpin لینک کانال در بله:
https://ble.ir/Mohallell
pushpinلینک کانال در ایتا:
https://eitaa.com/Muhallel
pushpinلینک کانال در سروش:
https://splus.ir/Mohallell