کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
39دنبال کننده
مطالب ادبی و کنکوری ادبیات
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۳ اردیبهشت
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۴ اردیبهشت
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
small_red_triangle_downانواع « ڪه»

مطلق (وابستگی ) ڪه مفهوم خاصی ندارد : آنان ڪه رفتند . آنان ڪه خاڪ را به نظر ڪیمیا ڪنند ...

بیان علّت یا تعلیل : به معنی زیرا، چون و... : زبان درڪش ای مرد بسیار دان ڪه فردا قلم نیست بر بی زبان

حرف اضافه: به معنی «از» و معمولاً بعد از صفت برتر می آید : جُوی مشڪ، بهتر ڪه یڪ توده گِل

ضمیر پرسشی : به معنی چه ڪسی؟ ڪه گفتت برو دست رستم ببند ؟

ضمیر مبهم : در معنی ڪسی یا هرڪسی : هر ڪه آمد عمارتی نو ساخت * خبر از دوست ندارد ڪه ز خود بی خبر است


small_red_triangle_downانواع « چه »

صفت پرسشی: قبل از اسم یا ضمیرمی آید: چه ڪسی راز مرا می داند؟ چه ڪتابی می خوانی ؟

ضمیر پرسشی: به تنهایی و به قصد پرسش می آید و می توان آن را جمع بست: او چه ڪرد آن جا ڪه توآموختی؟

ضمیر تعجبی: برای بیان تعجّب می آید و می توان آن را جمع بست : این مُلڪ چه ها دید و چه ڪردند بدین خلق !

صفت تعجبی: قبل از اسم یا ضمیر و برای بیان تعجّب می آید: چه خیال ها گذر ڪرد و گذر نڪرد خوابی !

حرف ربط بیان علت یا تعلیل: به معنی زیرا، زیرا ڪه ، به علت این ڪه و … : چه، هر یڪی را از این غذای دیگر است .

حرف ربط همپایگی: هرگاه دو بار درجمله به معنی « یا » بیاید : چه بخواهی چه نخواهی او می آید

پسوند تصغیر : اگر درآخر اسم قرار گیرد و نشانه ڪوچڪیِ ڪلمه قبل از خود باشد : زاغچه، باغچه

small_red_triangle_downانواع « تا »

حرف ربط به معنی تا این ڪه ، زیرا ڪه، وقتی ڪه ، ڪه : بیا تا قدر یڪ دیگر بدانیم ؛ بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

حرف اضافه نشان دهنده ی پایان زمان یا مڪان و مسافت : چون ڪه تا اقصای هندوستان رسید ؛ از این جا تا مدرسه راهی نیست.

صوت یا شبه جمله به معنی «هان» ، « مبادا » و معمولاً قبل از فعل منفی می آید: به روز نیڪ ڪسان گفت تا تو غم نخوری !

میان وند : بین دوڪلمه می آید و ڪلمه ای با مفهوم جدید می سازد : دور تا دور ، سر تا پا و…نڪته : اگر حرف «از» قبل از آن بیاید، «تا» به معنی حرف اضافه است : از سر تا پا …

ممیّز : به جای ڪلمات «شاخص» : می آید : دو تخته پتو > دو تا پتو ؛ دو فروند هواپیما > دوتا هواپیما و …


small_red_triangle_downانواع «چو – چون»

حرف ربط به معنی وقتی ڪه ، زیرا، چون ڪه و ... : چو باز آمدم ڪشور آسوده دیدم ؛ چون نیڪ نظر ڪرد، پَرِ خویش بر او دید

حرف اضافه به معنی مانندِ، مثلِ، بسانِ و ... : چون شیر به خود سپر شڪن باش ؛ چو فرهادم آتش به سر می دود

قید پرسشی به معنی چگونه :دوش چون بودی ؟ ڪه شب چون بدی روز چون خاستی ز پیڪار دل بر چه آراستی ؟


small_red_triangle_downانواع « را »

نقش نمای مفعول : این فصل را با من بخوان باقی فسانه است * این فصل را بسیار خواندم عاشقانه است

حرف اضافه در معانی:
الف - به : پدر را گفتم از انسان، یڪی سر بر نمی دارد
ب - برای : این نصیحت ز جهان گذران ما را بس
پ- از : حڪیمی را پر سیدند ...
ت- مخصوصِ : منت خدای را عزّ و جلّ ...
ج- قسم به : دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را

فڪ اضافه : نشانه ی جدایی بین مضاف و مضافٌ الیه است : فلڪ را سقف بشڪافیم و طرحی نو دراندازیم > سقف فلڪ را بشڪافیم


small_red_triangle_downانواع « ان »

پسوند جمع : گاوان و خران بار بردار *** بِه زآدمیان مردم آزار
پسوند صفت حالیه : نگران با من اِستاده سحر؛ شادان همی رفت
پسوند زمان : بامدادان ڪه خاطر بازآمدن بر رای ماندن چیره شد ...
پسوند مڪان : دیلمان ؛ گیلان، ریگان و ...
پسوند اسم مصدر: حنابندان ؛ یخ بندان و ...
پسوند نسبت : جانان ؛ بابڪان
پسوند شباهت : ڪوهان
پسوند صفت فاعلی : گریان ، روان ؛ جویان و ...

small_red_triangle_downانواع «ڪ »

ڪ تصغیر: بیان ڪوچڪی ظاهری : مثال : اتاقڪ – شهرڪ – سَرڪ – چشمڪ
ڪ تحقیر : بیان ڪوچڪی باطنی : مردڪ – زنڪ
ڪ تحبیب : پسرڪ – دخترڪ
ڪ ترحم : غلامڪ – حیوانڪ
ڪ تشبیه : عروسڪ – پفڪ – شاپرڪ
ڪ همراهی:سنگڪ–باد بادڪ
ڪ تعظیم : حسنڪ وزیر
ڪ نسبی : زردڪ–سفیدڪ–سیاهڪ


small_red_triangle_downانواع «الف»

الف‌ دعا : ڪناد
الف‌ ندا : خدایا
الف‌ واسطه‌: ڪشاڪش‌
الف‌ مناظره: گفتا
الف‌ اطلاق‌ یا اشباع ‌:
«ز بیژن‌ مگر آگهى‌ یابما»

الف‌ تفخیم‌ و تعظیم‌: بزرگامردا
الف‌ مبالغه‌: خوشا
الف‌ اسم‌ معنى‌ساز: ژرفا
الف‌ صفت‌ فاعلی: دانا ، بینا


small_red_triangle_downانواع «ی»

ی (ناشناس)نڪره: ڪتابی
ی وحدت: نشانه ی یڪی بودن
ی شناسه: رفتی ، آمدی
ی استمراری : رفتمی ، بودندی
ی مصدری : خستگی ، زیبایی
ی لیاقت: خوردنی، پوشیدنی
ی نسبت: تهرانی، محمدی Farsi12MrAtaei@
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ اردیبهشت
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ اردیبهشت
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
قلمرو زبانی درس هفدهم 🖕🖕
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ اردیبهشت
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۴ اردیبهشت
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
راه های تشخیص فعل مرکب

شاید برای تشخیص فعل ساده از مرکب بهتر باشد چندین شیوه را به کار برد،نه فقط یک راه وشیوه را

☆ - فعل در صورتی مرکب است که :
۱ - جزء غیر فعلی " نقش پذیر " نباشد
۲ - جزء غیر فعلی " گسترش پذیر " نباشد
۳ - جزء غیر فعلی " گسست پذیر " نباشد
۴ - جزء غیر فعلی " جانشین پذیر " نباشد.
۵ - جزء غیر فعلی " معیار آوایی پذیر " نباشد
- اگر فعلی در جمله ای مرکب باشد باید تمام صورت های صرفی دیگر آن نیز در آن جمله مرکب باشد.

ابتدا معنای فعل را می یابیم وبا حفظ معنا ، راههای تشخیص ساده یا مرکب را اعمال می کنیم
۱ - او در این معامله سود کرد ( کرد = نمود )
۲ - او در این معامله سود بسیار کرد ( کرد = نمود )
۳- او در ای معامله ( هیچ ) سود (ی ) نکرد ( ننمود )
۴ - سود بسیاری او در این معامله کرد ( نمود ) point_left گسست پذیری
۵ - او در این معامله سود کرد سود
۶ - او در این معامله ضرر / نفع /... کرد ( نمود ) point_left جانشین پذیری
۷ - او دراین معامله سود نمود / کرد / برد / و ...
۸ - و ...

برای تشخیص ساده یا مرکب بودن فعل توجه به صورت منفی آن نیز می تواند کمک کند چون اگر فعلی مرکب باشد باید صورت منفی آن نیز مرکب باشد

مانند :
او برای پیروزی خود تلاش کرد point_left فعل ساده ( کرد )

او‌برای پیروزی خود ( هیچ ) تلاش ( ی ) نکرد point_left فعل ساده ( نکرد )

ما درس را‌ یاد گرفتیم point_left فعل مرکب ( یاد گرفتیم )

ما‌ درس را ( هیچ ) یاد ( ی ) نگرفتیم
جمله نادرست پس فعل مرکب ( یاد گرفتیم )

- در منفی کردن فعل به جزء همراه فعل ، وابسته پیشین " هیچ " و وابسته پسین نکره ( ی ) اضافه می کنیم اگر جمله درست بود فعل ساده است وگرنه فعل مرکب است.
@Farsi12MrAtaei
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۶ اردیبهشت
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۶ اردیبهشت
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۶ اردیبهشت
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۶ اردیبهشت
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
پایان کتاب دوازدهمhandhandhand
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۳ تیر
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
#هم_آوا heart️ نکته املا و لغت heart

کلماتی با تلفظ یکسان ولی در املا و معنی متفاوت.



خوار = کم ارزش و کوچک
خار = تیغ گل یا خاشاک

سد = دیواری برای جمع کردن آب
صد = عددی در ریاضی

ثری = خاک و زمین
سرا = خانه

خیش = گاو آهن
خویش = خود ، فامیل

خاست = بلند شد
خواست = میل ، آرزو ، طلب

ثواب = پاداش اخروی
صواب = ذرست

غازی = جنگجو
قاضی = قضاوت کننده

عَلَم = پرچم
اَلَم =درد و رنج

حاسد = حسود
حاصد = درو کننده

غریب = بیگانه
قریب = نزدیک

نواحی = ناحیه ها
نواهی = نهی شده ها

آری = بله
عاری = بدون چیز

قوس = کمان
غوث =فریاد
غوص = فرو رفتن در آب

عرض = پهنا
ارض = زمین
ارز = پول خارجی

نصر = پیروزی
نسر = کرکس
نثر = نوشته ای که شعر نیست

غزا = جنگ
قضا = تقدیر الهی
غذا = خوردنی

سیف = شمشیر
صیف= تابستان

عمارت = آبادانی
امارت =فرمان روایی

حیات = زندگی
حیاط = زموین با حد و حدود ،حصار

اساس = بنیاد و پایه
اثاث =لوازم خانه

خان = سرور ، رئیس
خوان = سفره

راضی = خشنود ، قانع
رازی = نام دانشمند ایرانی ، چیز پنهانی

حال = چگونگی ، کیفیّت
حوال = حائل میان دو چیز

خـُرد =  کوچک که در مقابل بزرگ است
خورد=  خوراکFarsi12MrAtaei@
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
کلاس فارسی دوازدهم عطائی
39دنبال کننده
مطالب ادبی و کنکوری ادبیات
مشاهده کانال پیام‌رسان